
تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی
بررسی دیدگاه حکما و عرفا درباره وجود رابط و رابطی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون نحوه ارتباط و تعلق عالم وجود با مبدأ اول میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما و اهل تشکیک آغاز میشود که عالم خلق را وجودی متأخر و متکی به ذات حق میدانند. در ادامه، دیدگاه عرفانی و فلسفی عمیقتری مطرح میشود که در آن، حقیقت عالم کون نه به عنوان وجودی مستقل یا عرضی قائم به موضوع، بلکه به مثابه وجود رابط و نفسِ انتساب به ذات احدیت تبیین میگردد. استاد با نقد تمثیلهای رایج همچون اعراض و صور، به تحلیل دقیق کلام محقق دوانی و تفاوتهای ظریف میان وجود رابط و وجود رابطی میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عالم وجود، ظهور و نزول ذات احدیت است و هرگونه نگاه استقلالی به موجودات، حجابی در مسیر توحید حقیقی به شمار میرود.
تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی
2حکایت مرحوم آخوند و عرفاء از یک مقام بالاتر و یک بینش صحیحتر و عمیقتر نسبت به جهانبینی نسبت به عالم خلق
مرحوم آخوند در اینجا مطلبی را میفرماید که حکایت از یک مقام بالاتر و یک بینش صحیحتر و عمیقتر نسبت به جهانبینی و شناخت و معرفت ایشان دارد. ایشان مانند بسیاری از عرفاء معتقد هستند بر اینکه حقیقت و وجود عالم کون عبارت از وجود رابط است، نه وجود رابطی و نه مانند اعراض و صور بالنسبة به موضوع و به مواد خودشان بلکه وجود آنها وجود رابط است یعنی نفس انتساب است. چطور در زیدٌ قائمٌ متکلم در مقام ایجاد انتساب بین قیام و زید است و آن رابطۀ بین زید و قائم بین دو طرف منمحی و مختفی است. نه این رابطه فقط در زید موجود است و نه این رابطه فقط در قائم موجود است بلکه رابطه بین زید و قائم موجود است نهاینکه در هرکدام تنها [موجود باشد]. بنابراین وجود رابط یک واقعیتی است که بین دو طرف مختفی است در عین اینکه هست درعینحال انسان او را نمیبیند و در عین اینکه انسان او را نمیبیند وجود دارد. ایشان معتقد هستند بر اینکه تمام عالم وجود از نقطهنظر حقیقت خارجی مانند روابط و نسب بین موضوعات و محمولات در قضایا هستند؛ یعنی نفس وجود اعیان خارجی نسبت است نهاینکه آنها وجود متدلّی به حق دارند مانند اعراض. الآن عرض یک وجود خارجی دارد و این وجود خارجی متدلّی به این ماده و این موضوع و متکی به این موضوع است اما نفس این موضوع نیست. فرض کنید جنس این از یک مادهای است. این ماده با آن عرض دوتا است و با همدیگر تفاوت دارند. اما وجود این عرض متکی به این ماده است. شما این ماده را ازبین ببرید دیگر رنگی باقی نمیماند.
ایشان معتقد هستند بر اینکه وجودات خارجی اینطور نیست. نفس وجود خارجی، رابطه است یعنی شیئی درمقابل وجود حق نیست تااینکه متکی به حق باشد. شیئی جدای از حق نیست تااینکه عارض بر موضوع شده باشد ـ موضوع آن عبارت از حق تعالی است ـ بلکه نفس آن اضافۀ اشراقیه عبارت از خلق است و خلق عبارت از اضافۀ اشراقیه است. آن ارادۀ پروردگار عبارت از معلول است و آن معلول عبارت از ارادۀ پروردگار است؛ یعنی به دو حساب، گرچه آن اراده جنبۀ علّی دارد اما بروز و ظهورش عبارت از همان معلول است نهاینکه معلولی هست و متکی به ارادۀ پروردگار است و نهاینکه شیئی هست و آن شیء قائم به اوست مانند قائم که قیام، وصفی برای زید است. زید أمرٌ و قیام أمرٌ آخَر. زید قائمٌ بِذاتهِ و قیام قائمٌ بِغیرهِ. اما قیام با زید فرق میکند. قیام حالت اعتدال استوائی زید است و جلوس حالت وضع و کیفیت خاص زید است و این دو باهم تفاوت دارند. حالا آن قیام متکی به زید است و بدون زید نمیشود ولی خودش که وجود دارد نهاینکه وجود لِنفسه دارد بلکه وجود فی نفسه دارد و وجود آن لِغیره است، قائم به غیر و زید است ولی خود آن وجود فی نفسه دارد. ما میبینیم و احساس میکنیم. الآن جلوس را در همه احساس میکنیم، همه نشستهاند. بعد همه میایستند، قیام را احساس میکنیم. بعد همه میخوابند، آن نوم را احساس میکنیم درعینحال که خود ذات یکی است و فرق نکرده است. خود ذات در تمام این سه حالات گوناگون دارای یک وزن و یک کیفیت خاص به خودش است اما وضع او وقتی که تغییر میکند عرض عارض بر او هم تغییر میکند ولی ذات یکی است.
