
تحلیل وجود رابط و وجود محمولی در قضایای فلسفی
بررسی دیدگاههای مرحوم آخوند و محقق دوانی درباره ثبوت محمول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان وجود رابط و وجود محمولی در قضایای فلسفی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه متکلمین و فلاسفه درباره نحوه حمل محمول بر موضوع در قضایای هلیات مرکبه آغاز میشود و به بررسی چالشهای موجود در قضایای ثبوتیه و سلبیه میرسد. در ادامه، تفاوت میان مفاهیم ثبوت، کون، حصول و وجود مورد واکاوی قرار گرفته و دیدگاه مرحوم محقق دوانی در خصوص اعیان ثابته و نحوه تعلق آنها به وجودات خارجی مطرح میگردد. استاد با نقد و بررسی دیدگاههای مطرح شده، به تبیین این نکته میپردازند که چگونه وجود محمولی در عین اتکا به موضوع، دارای وجود خارجی است و با وجود رابط که امری اعتباری و ذهنی است، تفاوت بنیادین دارد. این جلسه با هدف روشنسازی مرزهای دقیق میان این اصطلاحات حکمی و رفع سوءتفاهمهای رایج در این مبحث پیچیده فلسفی ارائه شده است.
تحلیل وجود رابط و وجود محمولی در قضایای فلسفی
1درس سیصد و نود و چهارم
بحثی پیرامون وجود رابطی (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ ما حَکمَ بهِ السَّلفُ الصالحُ مِن أولیاءِ الحِکمةِ أنَّ المَحمولَ بِما هوَ مَحمولٌ لَیسَ وجودُهُ فی نَفسهِ إلاّ وجودُهُ لِمَوضوعهِ لَیسوا عَنوا بِذلکَ أنَّ وجودَهُ فی نَفسهِ هوَ بِعَینهِ وجودهُ لِمَوضوعِهِ کَما فی الأعراضِ و الصّورِ إذِ المحمولُ بِما هوَ محمولُ لیسَ لَه وجودٌ فی نفسِه یَکونُ هوَ لِموضوعِ ذلکَ المحمول بَل عَنوا أنَّهُ لا یوجَدُ نفسُه و إنَّما لَهُ ثُبوتٌ لِلموضوعِ لا وجودٌ فی نفسِه و وجودُه فی نفسِه هوَ مُجردُ أنَّهُ ثابتٌ لِلموضوعِ و فَرقٌ بَینَ قَولِنا وُجودُه فی نفسِه هوَ وجودُه لِموضوعِه کَما فی العرَضِ و بَینَ قولِنا وُجودُه فی نَفسِه هوَ أنَّه موجودٌ لِموضوعِه.1
معنای محمول و وجود محمولی از منظر متکلمین
یک بحثی که مرحوم آخوند بعد از بحث وجود رابط مطرح میکنند راجع به مسئلۀ وجود محمول در قضایای هلیّت مرکبه است. این یک مسئلۀ بسیار مهمی است که بهنظر میرسد کلامی را که از مرحوم محقق دوانی در سه صفحۀ بعد راجع به اعیان ثابت نقل میکنند مترتب بر این مسئله است. آن مسئله عبارت از وجود محمول در هلیات مرکبه برای موضوع است. متکلمین بر این قائل هستند که حمل وجود بر هر وصفی، چه موضوع باشد و چه محمول، بر آن وصف فعلیت دارد؛ یعنی وقتی ما میگوییم: زیدٌ قائمٌ معنایش این است که زیدی که بالفعل موجود است قیام فعلی بر او ثابت است. این معنایی است که متکلمین برای محمول و وجود محمولی قائل هستند.
اشکالی که طبعاً بر این مطلب پیش میآید این است که پس در قضایای معدومه چطور وجود فعلی برای محمول مدّنظر قرار میگیرد و بعد بر موضوع حمل میشود؟ لذا در آنجا در جواب از این مسئله این قضیه را فقط مرتبط به قضایای ثبوتیه کردهاند نه قضایای سلبیه، زیرا در قضایای سلبیه وجود محمول از موضوع سلب میشود نهاینکه وجود برای موضوع ثابت میشود. البته بعضیها از این جواب دادهاند بر اینکه در قضایای سلبیه هم باز وجود فعلی لحاظ شده است؛ یعنی آن قائمی که فعلاً موجود است و در عالم تصور وجود دارد از زید سلب میشود که البته این دیگر در واقع تَجَشُم و تحقیق بلا تحقق است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 329.
