
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
تبیین نسبت میان وجودات خارجی و وجود بسیط الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تعریف وجود فینفسه و وجود فیغیره آغاز شده و با بررسی چگونگی انتزاع مفاهیم ثانویه توسط ذهن ادامه مییابد. استاد با نقد نگاههای سطحی که وجودات خارجی را فاقد واقعیت میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که اشیاء در عین داشتن حقیقت خارجی، استقلال ذاتی ندارند و وجودشان در برابر وجود بسیط و نامتناهی حقتعالی، وجودی تعلقی و ربطی است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان «فنای در حد» و «سلب وجود» تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه کثرات عالم در عین حفظ واقعیت خود، در وحدت وجود الهی فانی هستند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج پیرامون توحید افعالی و نسبت میان خالق و مخلوق ارائه شده است.
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
4فعلیٰهذا وجود رابط عبارت از حکم عقل و حکم ذهن بر یک امر خارجی است که آن امر خارجی وجود فی نفسه و قابل اشاره ندارد؛ قابل اشاره نیست. انسان دست بگذارد و بگوید که این وجود، وجود رابط است. اینجا ابتدائیت است، اینجا اول است، اینجا آخر است، نه اینجا فرش است. ابتدائیت اینجا نیست. شما همین ابتدائیتی که در اینجا تصور میکنید من این کتاب را بیست سانت اینطرفتر میبرم، ابتدائیت اینجا میشود؛ وقتی ابتدائیت در اینجا تصور میشود من اصلاً این کتاب را حرکت میدهم و ابتدائیت آنجا میشود.
بنابراین ابتدائیت یک امری نیست که در خارج دارای مصداق مشخص نباشد، ما دهتا ابتدائیت که نداریم. بالأخره ابتدائیت یا اینجای فرش و این مقدار از فرش و سجّاد است یا اینجاست، این نمیشود که دیگر هم اینجا ابتدائیت باشد و هم آنجا. چرا این ابتدائیتها فرق میکنند؟ شما هر یک سانتی که تغییر بدهید یک ابتدائیت دارید؛ یک ابتدائیت، ابتدائیت، ابتدائیت ... هزارتا ابتدائیت در اینجا درست میکنید و هزارتا انتهائیت در آنطرف درست میکنید درحالیکه آنچه که در آنجا هست زمین است دیگر و دیگر غیر از آن که [چیزی نیست] این چه مسئلهای است که بینهایت ـ به تعداد میلیمترها ـ وجود رابط درست میشود؛ به تعداد میلیمتر، هزارتا میلیمتر، صد هزار میلیمتر، صد هزارتا وجود رابط شما در اینجا درست میکنید درحالیکه چیزی در اینجا تغییر نکرد. چرا درست شده است؟! ذهن درست کرده است. ذهن در عالم اعتبار دستش باز است؛ یک وقت اینجا را ابتدا قرار میدهد یک وقت اینجا را قرار میدهد، یک وقت آنجا را قرار میدهد و یک وقت جای دیگر را قرار میدهد. ذهن است دیگر؛ ذهن [یا] قوّۀ خلاقیه برای ابتدائیت، مصادیق خارجی ما لا یتناهیٰ جعل میکند.
وجود رابط، جعل و اعتبارِ ذهن
بنابراین وجود رابط وجود فی نفسه و قابل اشاره خارجی نیست. آنچه که هست عبارت از جعل و اعتبار در ذهن است بر خلاف ایهام بعضی از عبارات بزرگان که حکایت از وجود خارجی وجود رابط میکند. پس ما میتوانیم در خود ذهن این دو مسئله را تفحص کنیم. ببینید یک وقتی ذهن خودِ ابتداء را تصور میکند و یک وجود مستقل میشود. یک وقتی ذهن میگوید: سِرتُ مِن البَصرةِ إلی الکوفةِ ابتداء در ذهن نیست یعنی همین ابتدائیتی که وجودش وجود ذهنی بود، نه وجود خارجی، همین ابتدائیت در قالب جمله وجود رابط میشود. هردوی این مسئله در ذهن اتفاق میافتد در خارج چیزی اتفاق نمیافتد. البته ذهن به اتکای خارج جعل میکند؛ یعنی وقتی که مقارنات و مصادیق را در خارج میبیند به اتکای آنها وجود اعتباری جعل میکند. اما صحبت در این است که هردو وجود فی نفسه و رابط، در ذهن تحقق دارند، نه در خارج! آنچه که در خارج تحقق دارد: بصره و شخص و تحرک است و چیزی دیگری نیست. خب اینکه من میگویم: سِرتُ مِن البَصرةِ إلی الکوفةِ، ابتدائیت در بصره میرود که این در لابهلای جملۀ من اندماج پیدا کرده است، آن ابتدائیت هم وجودش باز در ذهن میشود.
