اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی

تبیین نسبت میان وجودات خارجی و وجود بسیط الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تعریف وجود فی‌نفسه و وجود فی‌غیره آغاز شده و با بررسی چگونگی انتزاع مفاهیم ثانویه توسط ذهن ادامه می‌یابد. استاد با نقد نگاه‌های سطحی که وجودات خارجی را فاقد واقعیت می‌پندارند، بر این نکته تأکید می‌کنند که اشیاء در عین داشتن حقیقت خارجی، استقلال ذاتی ندارند و وجودشان در برابر وجود بسیط و نامتناهی حق‌تعالی، وجودی تعلقی و ربطی است. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های روشن، تفاوت میان «فنای در حد» و «سلب وجود» تبیین می‌شود تا مخاطب دریابد که چگونه کثرات عالم در عین حفظ واقعیت خود، در وحدت وجود الهی فانی هستند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهم‌های رایج پیرامون توحید افعالی و نسبت میان خالق و مخلوق ارائه شده است.

حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی

3
  • این ابتدائیتی که این نفس این ابتدائیت را به‌عنوان وجود مستقل در وجود خودش قرار داد، وجود خارجی‌ای که قابل اشاره باشد نیست. بله، محاکی از این وجود دارد و یک چیزی حکایت از این می‌کند و آن چیزی که از او حکایت می‌کند عبارت از آن خلاقیت نفس است که آن ابتدائیتی را که وجود فی نفسه برای خود قائل بود، مجازاً ـ نه حقیقتاً ـ و اعتباراً در خارج تصویر می‌کند. یعنی می‌گوید که این ابتدائیت ذهنی در خارج هم موجود است و از آنجایی که این ابتدائیت ذهنی در خارج نمی‌تواند وجود فی نفسه داشته باشد، لاجرم و بالضروره ذهن و نفس برای این ابتدائیت خارجی وجود مجازی جعل می‌کند. وجود مجازی، نه به‌عنوان مجاز درمقابل حقیقت بلکه به معنای همان وجود فی غیره؛ یعنی به ملاحظۀ این مقارنات، در داخل این مقارنات یک وجودی می‌سازد که آن عبارت از ابتدائیت فی غیره است، نه ابتدائیت فی نفسه. لذا دلیل بر این مطلب این است که آن ابتدائیت فی غیره که در خارج هست چون جزئی است، قابل سرایت بر سایر جزئیات نیست؛ ابتدائیت بصره اختصاص به بصره دارد و قابل حمل بر کوفه نیست. ابتدائیت کوفه اختصاص به کوفه دارد و قابل صدق بر بصره نیست. آن جزئی، حکمش مانند سایر جزئیات دیگر در مفاهیم ثانویه و در طبیعت ـ طبایع و طبایع انواع ـ هست؛ تا وقتی که طبایع انواع وجودشان وجود ذهنی است قابل سرایت بر همۀ مصادیق است، تا وقتی که انسان وجودش وجود ذهنی است قابل سرایت بر زید، عمرو، بکر و خالد است اما همین‌که این انسانیت وجودش وجود خارجی می‌شود دیگر قابل سرایت نیست؛ جزئیٌ لا یَصدقُ علی کثیرین.

  • بنابراین گرچه این وجود خارج ما وجود فی نفسه نیست ولی چون این وجود در ضمن جزئیات خارجی تحقق پیدا می‌کند لذا قابل سرایت بر دیگری نیست. چون این وجود در ضمن بصره و متحرک و حرکت تحقق پیدا می‌کند، طبعاً بصره هیچ‌وقت کوفه نخواهد شد، کوفه هم بصره نخواهد شد و احکام جزئیت بر این مسئله صدق می‌کند.