
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
تبیین نسبت میان وجودات خارجی و وجود بسیط الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تعریف وجود فینفسه و وجود فیغیره آغاز شده و با بررسی چگونگی انتزاع مفاهیم ثانویه توسط ذهن ادامه مییابد. استاد با نقد نگاههای سطحی که وجودات خارجی را فاقد واقعیت میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که اشیاء در عین داشتن حقیقت خارجی، استقلال ذاتی ندارند و وجودشان در برابر وجود بسیط و نامتناهی حقتعالی، وجودی تعلقی و ربطی است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان «فنای در حد» و «سلب وجود» تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه کثرات عالم در عین حفظ واقعیت خود، در وحدت وجود الهی فانی هستند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج پیرامون توحید افعالی و نسبت میان خالق و مخلوق ارائه شده است.
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
2عدم وجود فی نفسه و استقلالی در خارج از ذهن
پس در اینجا وجود او وجود فی نفسه میشود. اما صحبت ما در این است که آیا این وجود فی نفسه و استقلالی در خارج از ذهن هم هست یا نیست؟ در خارج از ذهن وجود ندارد. سوای این کتاب و سوای آن مسافتی که تا دم در هست، میگویم: از این کتاب تا دم در را پارچه بیندازید، ابتدا ابتدای این کتاب است و انتها هم تا جلوی آن دهلیز است. سوای این کتاب و سوای این فرش و سوای همین مکان، چیز دیگری به نام ابتدائیت نداریم. پس این ذهن این وجود فی نفسهای را که در اینجا ادراک میکند و درست هم ادراک میکند و به آن ترتیباثر میدهد به چه ملاحظهای این وجود فی نفسه را ادراک میکند؟ به لحاظ اجتماع مقارنات و مصاحباتی چند که آنها را در کنار هم قرار میدهد و از میان آنها یک وجود فی نفسهای را خلق میکند؛ قدرت خلاقی و قدرت انتزاعی دارد. این انتزاع میکند؛ کتاب را مشاهده میکند، آن در و باب را مشاهده میکند، تفاوت بین این کتاب و بین آن باب را مشاهده میکند، آن نحوۀ القای قماش را هم مشاهده میکند که آن قماش محدود است و این شخص باید یک حدّی را بر آن قماش عارض کند، آن حد را از کتاب قرار میدهد. همینکه کتاب را حد قرار داد ابتدائیت متولد شد و این یک مسئلهای است که بچهها هم میفهمند! یعنی این وجود فی نفسه را بچهها هم متوجه میشوند! یعنی بچه هم قوّۀ خلاقیت دارد؛ انسان به بچهای که میخواهد حرکت کند و هنوز به راه نیفتاده است میگوید: تاتی کن، راه بیفتد، از اینجا تا دم در برو، یک شکلات هم به او میدهید. این حساب میرسد؛ قدرت خودش را از این مکانی که شما هستید تا آن جایی را که برای او مطرح میکنید و میخواهد از اینجا حرکت کند تا به آنجا برسد [بررسی میکند] تااینکه آن شکلات و آبنبات را بگیرد. پس او هم این معنا را میفهمد؛ یعنی این ابتدائیت و انتهائیت را خود طفل هم میفهمد! او هم این مسئله را خلق کرده است و اختصاص به ما ندارد، خیال نکنید که شما طلبه هستید و خلاصه از فضلا و اینها هستید [و فقط شما میفهمید]! نه، اینها چیزهایی است که خداوند در وجود بشر جبلّی خلق کرد؛ نیازی به این مسائل ندارد مثل مسائل دیگر.
