
تحلیل وجود رابط و جایگاه آن در هستیشناسی
بررسی تفاوت وجود ذهنی و خارجی در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان وجود مطلق و وجود خاص آغاز شده و به بررسی نحوه اطلاق وجود بر موجودات استقلالی و روابط میان آنها میرسد. استاد با نقد دیدگاههای رایج، به این پرسش اساسی پاسخ میدهند که آیا وجود رابط، حقیقتی در عالم خارج است یا صرفاً تحلیلی ذهنی و اعتباری. در ادامه، با استفاده از مثالهای عرفی و منطقی، تفاوت میان مقام ثبوت در خارج و مقام اثبات در ذهن روشن میشود. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا دریابد چگونه ذهن انسان با جعل مفاهیم رابط، به قضایای منطقی ساختار میبخشد و چرا اطلاق لفظ وجود بر این روابط، نیازمند دقت در مابهالاِشتراک میان وجودات استقلالی و رابط است. این جلسه با طرح یک چالش فلسفی درباره نحوه اطلاق وجود بر وجود رابط به پایان میرسد.
تحلیل وجود رابط و جایگاه آن در هستیشناسی
2منظور ما از این مفهومی که الآن در ذهن بهعنوان وجود میآید یک وجود مطلق است؛ یک حقیقتی که تعین خارجی دارد. منظور از تعین خارج تحقق در ظرف نظام وجود و در ظرف کون است، نه یک تحقق خاص مثل آب خاص، کتاب خاص، فرش خاص و سنگ خاص، بلکه عبارت از عالم تحقق است. آنچه که عالم تحقق و عالم وجود مابإزاء این لفظ است به او موجود مطلق میگویند. موجود مطلق موجودی است که حد برنمیدارد و او عبارت از وجود بسیط و وجود پروردگار است که حد و قیدی ندارد. بنابراین در ضمن این وجود مطلق، هم وجودات خارج از ذهن مانند زمین، آسمان، ستارگان، سیارات، ملائکه، عوالم غیب و عوالم شهود در وجود مطلق داخل میشوند و خارج از آن وجود مطلق نیستند و هم تمام قضایای ذهنیۀ انسان و بشر داخل در تحت مقولۀ وجود مطلق هست. هر تصوری را که بکنیم داخل در تحت وجود مطلق است بالأخره اینهم حظّی از وجود دارد. پس وجود مطلق عبارت از وجودی است که تمام مظاهر وجود را هم در جهت خارج و هم در جهت ذهن در برمیگیرد و این وجود مطلق عبارت از ذات باری تعالی است. این تعبیر از وجود مطلق یا از موجود مطلق است.
مفهوم وجود خاص
تعبیر دومی که ما از وجود میآوریم عبارت از وجود خاص است. وجود خاص عبارت از آن وجودی است که به آن اشاره میشود؛ یا اشارۀ حسیه در عالم حس یا اشارۀ عقلیه در عالم معنا و در عالم غیب. هردو دارای حد و قید هستند. اینهم عبارت از وجود خاص است. پس وجود خاص وجودی محدود و مقید است و موجود خاص به موجودی محدود و مقید گفته میشود.
تقسیمات وجود
بنا بر آن تقسیمی که نسبت به وجود کردیم: الوجودُ إمّا فی نفسِه و إمّا فی غَیره، وجود فی نفسه آن وجود استقلالی است که به آن اشارۀ خاص میشود و محدود و مقید است. وجود فی غیره آن وجودی است که وجود استقلالی نیست؛ یعنی وجودی است که در غیر تشکل پیدا میکند مانند روابط و روابط در جُمل، مثل زیدٌ قائمٌ، اتصّاف زید به قیام، ربط بین قیام و بین زید یا وجود حروف ابتدائیت در بصره، سِرتُ منَ البصرة و ابتدائیت در بصره، وجود اینها وجود فی نفسه نیست بلکه وجود فی غیره است که از آنها تعبیر به وجود رابط میکنند.
