
تبیین اقسام وجود و تفاوت وجود رابط و رابطی
تحلیل فلسفی نسبت میان وجود فی نفسه و وجود فی غیره
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اقسام وجود و تمایز میان وجود فی نفسه و وجود فی غیره میپردازند. بحث با تعریف وجود استقلالی و وجود رابط آغاز میشود و با مثالهایی از عالم اعتبار و ذهن، تفاوت میان وجود حقیقی و وجود اعتباری روشن میگردد. در ادامه، استاد به تفکیک میان وجود رابط و وجود رابطی پرداخته و دیدگاههای فلسفی پیرامون نحوه تحقق نسبت میان موضوع و محمول در قضایا را بررسی میکنند. در این مسیر، به اشکالات مطرح شده پیرامون وجود رابط و پاسخهای مرحوم آخوند ملاصدرا اشاره میشود که چگونه مفهوم وجود بر این نسبتها حمل میگردد. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه هستیشناختی نسبتها در عالم خارج و ذهن، به تحلیل این مسئله میپردازد که آیا نسبتها دارای وجود مستقل هستند یا صرفاً از باب اشتراک لفظی، مفهوم وجود بر آنها اطلاق میشود.
تبیین اقسام وجود و تفاوت وجود رابط و رابطی
5تعریف وجود رابط
حالا این اعتبار، وجود فى نفسه دارد؟ وجود خارجى دارد؟ نه! دیگر نمیشود این اعتبار وجود خارجى داشته باشد، این را وجود رابط مىگویند. وجود رابط عبارت از آن وجودى است که وجود او فى غیره هست یعنى وجودش در غیر است و خودش وجود استقلالى و خارجى ندارد. درقبال وجود فى غیره وجود فى نفسه هست. وجود فى نفسه یعنى آن وجودى که مستقل است چه جوهر باشد و چه در عرض باشد و چه خارج از جوهر و عرض و خارج از مقولات باشد.
تقسیم وجود فى نفسه به دو قسم
وجود فى نفسه به دو قسم تقسیم مىشود: یکى وجود فى نفسه لِنفسِه؛ مثل وجود بارى و یکی وجود فی نفسه لِغیرِه؛ مثل وجود اعراض. وجود فى نفسه لِنفسه عبارت از وجود جواهر است منتها وجود فى نفسه لِغیرِه، وجود اعراض مىشود. خود وجود فى نفسه لنفسه هم به دو قسم تقسیم مىشود: وجود فى نفسِه لِنفسِه بِنفسِه این وجود بارى مىشود که وجودش بِنفسِه است و وجود فى نفسِه لِنفسِه بِغیرِه که این وجود جواهر مىشود. خب به این جنبه کارى نداریم آنچه که در اینجا مورد نظر هست وجود رابط و رابطى است.
وجود رابطى عبارت از آن وجود «فى نفسه»ای که «لِغیره» است یعنى وجود اعراض در هلیات مرکبه و یا کانَ ناقصه که این عرض را شما در این قضیه بر یک موضوع حمل مىکنید. موضوع، خودش و وجودش وجود فى نفسه است و شما از آن خبر مىدهید که زید است و جوهر. قائمٌ وجود عرض و وجود فى نفسه لِغیرِه است چون قیام بدون زید قابل تصور نیست. درعینحال که زید قائم است و قیامى وجود دارد، درعینحال این قیام برای زید است و ما قیامِ تنها که نداریم! قیام برای زید است. در عین اینکه بیاض است این بیاض متعلق به فرش است. در عین اینکه خضرویتى وجود دارد این خضرویت مربوط به اوراق اشجار است. این وجود عرض وجود فى نفسه است خب ما داریم مىبینیم! این قرمز است خب داریم مىبینیم دیگر و این سیاه و این سبز را هم مشاهده مىکنیم! این قرمزى و سیاهى و سبزى قائم بِنفسه نیستند بلکه قائم بِغیره هستند، وجود فى نفسه و استقلالى دارند شما این مطلب را مشاهده مىکنید درقبال وجود جوهر و موضوعش، مستقلاً ملاحظه مىکنید. موضوع این است و عارض بر این بیاض است.
