
تبیین اقسام وجود و تفاوت وجود رابط و رابطی
تحلیل فلسفی نسبت میان وجود فی نفسه و وجود فی غیره
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اقسام وجود و تمایز میان وجود فی نفسه و وجود فی غیره میپردازند. بحث با تعریف وجود استقلالی و وجود رابط آغاز میشود و با مثالهایی از عالم اعتبار و ذهن، تفاوت میان وجود حقیقی و وجود اعتباری روشن میگردد. در ادامه، استاد به تفکیک میان وجود رابط و وجود رابطی پرداخته و دیدگاههای فلسفی پیرامون نحوه تحقق نسبت میان موضوع و محمول در قضایا را بررسی میکنند. در این مسیر، به اشکالات مطرح شده پیرامون وجود رابط و پاسخهای مرحوم آخوند ملاصدرا اشاره میشود که چگونه مفهوم وجود بر این نسبتها حمل میگردد. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه هستیشناختی نسبتها در عالم خارج و ذهن، به تحلیل این مسئله میپردازد که آیا نسبتها دارای وجود مستقل هستند یا صرفاً از باب اشتراک لفظی، مفهوم وجود بر آنها اطلاق میشود.
تبیین اقسام وجود و تفاوت وجود رابط و رابطی
3اما هیئت اجتماعى یک هیئت ساختگی است بهخاطر اینکه بعضىها مىآیند و در اینجا جمع مىشوند و یک اجتماع میشوند. اینها پراکنده مىشوند اجتماعشان ازبین مىرود و حتى اگر پراکنده هم نشوند باز برحسب احتمال مىگویم که اگر یکى در این شهر باشد و یکى هم در شهر دیگر باشد و یکى هم در شهر دیگر باشد ولى اینها یک مادۀ اجتماع دارند مثلاً یک حزبى است که افراد مختلفى دارد؛ چند فرد آن در طهران هستند، چند فرد آن در اصفهان هستند، چند نفر آن در مشهد هستند و چند فرد آن در تبریز هستند، به این مىگوییم: اجتماع حزب فلان. درحالىکه هنوز اجتماع نکردهاند و افراد در بلاد مختلف متفرق هستند ولى عقل مىآید و به لحاظ آن مادۀ جامعۀ بین همۀ اینها یک عنوانى را بر این افراد بار مىکند که آن عنوان حزب است. حزب یعنى گروه. درحالىکه با همدیگر جمع نشدهاند و چند نفر در تبریز هستند و چند نفر در مشهد هستند! بین تبریز و مشهد فرسنگها فاصله است ولى ما همۀ اینها را یکى مینامیم و مىگوییم: حزب. خوشحال هم مىشویم و مىگوییم: حزب ما قوى شده و حزب ما زیاد شده است. درحالىکه افراد هم اگر زیاد شدهاند در شهرها پراکنده هستند و در یک جا جمع نشدهاند.
اینکه ما خوشحال مىشویم و به این مسئله ترتیباثر مىدهیم و [میگوییم که] الحمدلله حزب ما زیاد شده و داریم بر حزب حریف مىچربیم و داریم روی دست چپ مىزنیم، چپ است و دارد روی دست راست مىزند و آن روی دست شمال مىزند و آن یکى روی جنوب، تمام این بهخاطر عالم اعتبار و عالم تفکر است. در عالم تفکر و تخیل خیال مىکند که قوى است یا خیال مىکند که ضعیف است. نشسته و با خودش فکر مىکند که حزب ما الآن چهارهزارتا عضو دارد آن یکى نشسته و مىگوید که 3800تا دارد و 200تا کمتر داریم! باباجان تو اصلاً از آن چهارهزارتا خبر ندارى که اینها کجا هستند و خانه و بلدشان کجاست! ببینید این عالم، عالم اعتبار مىشود. این حزب فىحدّنفسه وجود فى نفسه ندارد و وجود او فى غیره است؛ یعنى وجود او در ضمن افراد خارجى است. به لحاظ اشتراک در عقیدۀ واحده و مسلک واحد [به آن حزب میگویند].
