اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین اقسام وجود و تفاوت وجود رابط و رابطی

تحلیل فلسفی نسبت میان وجود فی نفسه و وجود فی غیره

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اقسام وجود و تمایز میان وجود فی نفسه و وجود فی غیره می‌پردازند. بحث با تعریف وجود استقلالی و وجود رابط آغاز می‌شود و با مثال‌هایی از عالم اعتبار و ذهن، تفاوت میان وجود حقیقی و وجود اعتباری روشن می‌گردد. در ادامه، استاد به تفکیک میان وجود رابط و وجود رابطی پرداخته و دیدگاه‌های فلسفی پیرامون نحوه تحقق نسبت میان موضوع و محمول در قضایا را بررسی می‌کنند. در این مسیر، به اشکالات مطرح شده پیرامون وجود رابط و پاسخ‌های مرحوم آخوند ملاصدرا اشاره می‌شود که چگونه مفهوم وجود بر این نسبت‌ها حمل می‌گردد. این جلسه با هدف تبیین دقیق جایگاه هستی‌شناختی نسبت‌ها در عالم خارج و ذهن، به تحلیل این مسئله می‌پردازد که آیا نسبت‌ها دارای وجود مستقل هستند یا صرفاً از باب اشتراک لفظی، مفهوم وجود بر آن‌ها اطلاق می‌شود.

تبیین اقسام وجود و تفاوت وجود رابط و رابطی

2
  • در وجود ادات آنچه که در مقام خارج تحقق دارد عبارت از وجود فی غیره است. شکی نیست که یک نسبتی بین زید و بصره محقق است که عبارت از ابتدائیت است. وقتی که زید می‌گوید که سِرتُ مِنَ البَصرَةِ إلی الکوفةِ؛ این سیر من از بصره واقع شد، این خود بصره، شهر بصره و جدران و ابنیه و شوارع بصره درنظر نمی‌آید گرچه در اینجا به‌عنوان وجود استقلالی مطرح شده اما نظر متکلم در قضیه نظر مرآتی است، نه نظر استقلالی. وقتی که شما به بصره نگاه می‌کنید و می‌گویید که سِرتُ مِنَ البَصرَةِ نظر شما بر بصره استقلالى نیست و به بصره کارى ندارید و ابتداى بصره مورد نظر شماست حالا این بصره از هرچه مى‌خواهد باشد؛ از مقوا یا از آجر ساخته شده باشد متکلم به آن کارى ندارد یا این بصره داراى هزارتا ابنیه باشد یا داراى صدتا ابنیه باشد به آن کارى ندارد فقط منظور ابتداى سیر است. این ابتداى سیر که از بصره انجام گرفته است آیا در خارج وجودى دارد یا ندارد؟! بصره وجود خارجى دارد، فاعل وجود خارجى دارد، سیر هم وجود خارجى دارد بالأخره سیر عبارت از حرکت در کم است. این حرکت در کم از اعراضی است که بر فاعل و بر جوهر عارض مى‌شود و وجود آن‌هم عرض است و وجود خارجى دارد اما این سِرتُ مِن البصرةِ؛ از ابتداى بصره حرکت کردم، این از ابتدا کجاست و این چه وجودى دارد؟ این وجود فى غیره هست یعنى قائم به غیر است؛ خودش فى حدّه وجود ندارد یعنى وجودش قائم به بصره است؛ از بصره، که وجودش قائم به بصره و به فاعل سیر است وقتى شما این دو طرف را در کنار هم قرار مى‌دهید امر ثالثی از این دو طرف متولد مى‌شود که اسم آن را ادات و حروف می‌گذارند.

  • پس وجود حروف وجود فى نفسه نیست بلکه وجود فى غیره است؛ یعنى معنای فى غیره این است که اعتبار عقلى است و عقل مى‌آید و براى این وجود مى‌تراشد و خلق می‌کند و وجودى را که عقل تراشید و خلق کرد وجود خارجى نیست وجودى است که در ذهن تراشیده شده و خلق شده است. وجود زید وجود خارجى است و وجود بصره وجود خارجى است، وجود تراشیده شده نیست اما عقل مى‌آید و در عالم اعتبار وجودى را خلق مى‌کند که اسم آن را ابتدائیت سیر مى‌گذارند. ابتدائیت سیر از بصره، وجود مخلوق نفس و ذهن است و این وجودِ اعتبارى مى‌شود. چطور اینکه بارها‌ دربارۀ ریاست و دربارۀ جماعت مثال زدم، در اینجا مقصود از جماعت همین است؛ یک وجودى داریم که عبارت از وجود افراد است، تک‌تک افرادى که الآن در اینجا نشسته‌اند و دارند به مطالب ما توجه مى‌کنند اینها عبارت از وجود حقیقى و فى نفسِه اشخاص خارجی است. یک وجود دیگرى به نام جماعت داریم، مى‌گوییم که این جماعت اسفار مى‌خوانند، این جماعت چیست؟ آیا مقصود از جماعت زید است؟! خب نه! آن جماعت زید نیست. آیا منظور از جماعت عمرو است؟ منظور این نیست. منظور از این جماعت هیئت اجتماعیۀ مختلقۀ [از تک‌تک افراد است]. از این نظر مختلِق مى‌گوییم که این هیئت اعتبارى است. اختلاق یعنى ابتداء، ابداء، تکوین و تکوّن خارجى، مختلق یعنى این هیئت، هیئت ساختگى است. مختلق یعنی ساخته شد، ساختگى. آن چیزی که هست عبارت از وجود تک‌تک افراد است.