
حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات
تبیین جایگاه ذهن در خلق صور و نسبت آن با وجود خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود ذهنی و نحوه ارتباط آن با مراتب هستی میپردازد. بحث با بررسی کیفیت تطورات وجود و حفظ وحدت شخصی آن در عین کثرت مظاهر آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب ماهیت و مجاز، ذهن را نه صرفاً یک آینهگردان، بلکه دارای قدرت خلاقیت و جعل طبیعت میداند که میتواند صور را در وعاء خود ایجاد کند. در ادامه، با پیوند میان مباحث فلسفی و عرفان نظری، چگونگی تنزل صرفالوجود به تعینات ذهنی و خارجی تبیین شده و با ذکر مثالهایی از قدرت نفس در تصرف در مراتب وجود، این نکته روشن میشود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند صور مختلفی به خود بگیرد. در نهایت، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، جایگاه جوهر و عرض در وجود ذهنی و تفاوت آثار آن با وجود خارجی به شکلی شفاف و کاربردی برای مخاطب تبیین میگردد.
حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات
1درس سیصد و هشتاد و هشتم
کار ذهن و حقیقت وجود ذهنی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث راجع به کیفیت تطورات وجود و تبدل حقیقت وجود به مظاهر مختلف با حفظ وحدت اصلیۀ خود آن وجود بود. همانطوریکه عرض شد تا وقتی که ما به وجود نظر کنیم و آن نظر بر اصل و حقیقت وجود باشد مسئله به وحدت خودش باقی میماند و تعینی که در اینجا هست تعین حقیّه و اصلیه است، نه اعتباریه که از او تعبیر به مقام احدیت یا به مقام هوهویت میشود و به عبارت دیگر در تعبیری که بهنظر میرسد که ما این تعبیر را مناسبتر میدانیم مقام جامعیت است که در حقیقت جامعیت آن وحدت انسلاخ پیدا نمیکند و به قوت خودش باقی است منتها نظر بر همان حقیقة الشیء است که آن حقیقة الشیء در تعین خودش ...، که تعین او عبارت از لا تعینی است نهاینکه تعین او تعین سلبی و بشرطلا است بلکه آن تعین، تعین لا بشرط مقسمی است که به وحدت خودش باقی میماند.
بحث راجع به تعیناتی است که پیدا میکند. شکی نیست در اینکه این مظاهری که در خارج وجود دارند مظاهر حقیقی است، نه اعتباری! منظور از اعتباری به معنای عدم و صرف الانتزاع است ولی مقصود ما از حقیقی در اینجا نه به معنای استقلالی است بلکه به معنای وجود خارجی است و بَینهُما بونٌ بَعید! یک وقت ما یک امری را درمقابل مجازی و اعتباری به اعتبار معتبر، حقیقی میدانیم مانند این عنایاتی که در باب حقیقت و مجاز بهکار برده میشود فرض کنید میگوید که بَنَی الأمیرُ المَدینةَ، مقصود از بناء یک وقتی بناء فاعلی و مباشری است که طبعاً عمله و بنّا این بناء را انجام میدهند. یک وقتی مقصود از بناء تسبیب است و در اینجا فاعل به تسبیب است. خب بِالاستعارةِ والعِنایة استناد بناء به امیر در اینجا جایز است و این استناد، استناد مجازی است و همینطور نسبت به کنایات و مجازات و استعارات مسئله به همین کیفیت است. وقتی که میگوید: جائَنی أسدٌ و منظور زید است در اینجا این اسد نه به معنای این است که در معنای مجازی استعمال شده که عبارت از زید است بلکه اسد در همان اسدیت خودش استعمال شده است. جائنی أسدٌ یعنی اسد آمد، شیر آمد منتها متکلم در عالم اعتبار دو فرد برای اسد فرض میکند یک فرد واقعی که آن حیوان مفترسی است که در حدیقة الحیوانات است یا در صحاری و غابات است. یک فردی هم از اسد درست میکند که همان شیر است منتها یال و کوپال ندارد ولی همان شیر است. اینجاست که اعتباراً و مجاز باز این عقل و ذهن یک خلاقیتی از خود بهوجود میآورد و یک طبیعت مهملهای در کنار طبیعت مهملۀ اسدیت در وعاء اعتبار جعل میکند و این جعل خیلی باب دارد مخصوصاً در بحثهای اصولی و فقهی در باب جعل تنزیلی و بحثهای ولایت فقیه و احکام حاکم، این مباحث تنزیل و جعل در آنجا خیلی محطّ کلام برای اهل فن است و بحثهای خیلی پیچیده و با طول و تفسیر مرحوم آقا ضیاء در همین مباحث حجیت جعل و اعتبار و کیفیت ترسیم این مسئله، آنجا خیلی جای صحبت دارد.
