اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات

تبیین جایگاه ذهن در خلق صور و نسبت آن با وجود خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود ذهنی و نحوه ارتباط آن با مراتب هستی می‌پردازد. بحث با بررسی کیفیت تطورات وجود و حفظ وحدت شخصی آن در عین کثرت مظاهر آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج در باب ماهیت و مجاز، ذهن را نه صرفاً یک آینه‌گردان، بلکه دارای قدرت خلاقیت و جعل طبیعت می‌داند که می‌تواند صور را در وعاء خود ایجاد کند. در ادامه، با پیوند میان مباحث فلسفی و عرفان نظری، چگونگی تنزل صرف‌الوجود به تعینات ذهنی و خارجی تبیین شده و با ذکر مثال‌هایی از قدرت نفس در تصرف در مراتب وجود، این نکته روشن می‌شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند صور مختلفی به خود بگیرد. در نهایت، با پاسخ به پرسش‌های شاگردان، جایگاه جوهر و عرض در وجود ذهنی و تفاوت آثار آن با وجود خارجی به شکلی شفاف و کاربردی برای مخاطب تبیین می‌گردد.

حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات

2
  • جعل طبیعت مهمله، کار ذهن

  • علیٰ‌کلّ‌حال این مسئلۀ جعل خیلی مسئلۀ مهمی است و این کار، کار ذهن است یعنی ذهن می‌آید یک طبیعت مهمله‌ای را در کنار طبیعت مهملۀ اسدیت و طبیعت مهملۀ انسانیت به نام طبیعة الثالثه جعل می‌کند؛ این طبیعت ثالثه حدّ مشترک بین دو طبیعت می‌شود. وقتی حدّ مشترک شد، دو فرد در خارج دارد؛ همان‌طوری‌که طبیعت مهملۀ اسدیت و طبیعت مهملۀ انسانیت دارای افراد متعدد خارجی است این طبیعت مهملۀ فاصل و برزخ بین این دو هم دارای افراد متعدد مختلفة الحقائق است. یک اسد که در غابات هست و یکی هم که فی الحمام است منتها فی الحمام را همیشه قرینه می‌آورند و مثل اینکه غیر از حمام هم جایی بلد نبودند که این عنایت و قرینه را بیاورند! خب جائنی أسدٌ این معلوم است شیر که از بیابان نیامده است جان من! خود همین جائنی أسدٌ خودش قرینه است و دیگر فی الحمام نمی‌خواهد! شیر در خیابان که راه نمی‌رود. این طبیعت مهمله‌ای است که ذهن این طبیعت مهمله را به‌عنوان مفاهیم ثانویه می‌آید خلق می‌کند یا مفاهیمی ثالث، یعنی مفاهیم ثالثیه باید به او بگوییم نه‌اینکه ثانویه چون اول آن مفاهیم ثانویه آن مفاهیم طبیعت نوعیۀ خود اشیاء هستند بعد از آن‌هم یک انتزاع دیگری می‌کنیم.

  • علیٰ‌کل‌ّحال این مقام، مقام جعل است یعنی این واقعیت را جعل می‌کند آن‌وقت این مجاز می‌شود نه‌اینکه این‌طوری که معروف است که این لفظ برای رجل شجاع وضع شده است برای رجل شجاع که دیگر مبالغه نیست. رأیتُ اسداً فی الحمامِ أی رأیتُ رَجلاً شُجاعاً فی الحمامِ خب قربان عمه‌ام بروی! این چه مبالغه‌ای در اینجا هست؟! مثل اینکه بگوید: رأیتُ رَجلاً شُجاعاً. این مسئله، مسئلۀ تصرفی است که دارد تصرف می‌کند و به‌واسطۀ تصرف، خلق صنف و خلق فرد می‌کند و می‌گوید که من اصلاً شیر دیدم! در حمام باز بود یک شیری آن داخل آمد و ما شیر دیدیم. بعد از او سؤال می‌کنند که حالا چه شیری دیدی؟ می‌گوید که یک شیری بود که خودش را هم می‌شست! حالا شیر این‌طوری بوده است!! ولی در واقع منظور این قسمی بوده است نه‌اینکه حالا رأیتُ رَجلاً شُجاعاً، اینکه مسئله‌ای نیست. لذا در اینجا حق با سکاکی است ـ در اختلافی که در اینجا در بحث عنایت هست ـ تا تفتازانی و غیره.