اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات

تبیین جایگاه ذهن در خلق صور و نسبت آن با وجود خارجی

14٬053
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود ذهنی و نحوه ارتباط آن با مراتب هستی می‌پردازد. بحث با بررسی کیفیت تطورات وجود و حفظ وحدت شخصی آن در عین کثرت مظاهر آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج در باب ماهیت و مجاز، ذهن را نه صرفاً یک آینه‌گردان، بلکه دارای قدرت خلاقیت و جعل طبیعت می‌داند که می‌تواند صور را در وعاء خود ایجاد کند. در ادامه، با پیوند میان مباحث فلسفی و عرفان نظری، چگونگی تنزل صرف‌الوجود به تعینات ذهنی و خارجی تبیین شده و با ذکر مثال‌هایی از قدرت نفس در تصرف در مراتب وجود، این نکته روشن می‌شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند صور مختلفی به خود بگیرد. در نهایت، با پاسخ به پرسش‌های شاگردان، جایگاه جوهر و عرض در وجود ذهنی و تفاوت آثار آن با وجود خارجی به شکلی شفاف و کاربردی برای مخاطب تبیین می‌گردد.

حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود ذهنی و نحوه ارتباط آن با مراتب هستی می‌پردازد. بحث با بررسی کیفیت تطورات وجود و حفظ وحدت شخصی آن در عین کثرت مظاهر آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج در باب ماهیت و مجاز، ذهن را نه صرفاً یک آینه‌گردان، بلکه دارای قدرت خلاقیت و جعل طبیعت می‌داند که می‌تواند صور را در وعاء خود ایجاد کند. در ادامه، با پیوند میان مباحث فلسفی و عرفان نظری، چگونگی تنزل صرف‌الوجود به تعینات ذهنی و خارجی تبیین شده و با ذکر مثال‌هایی از قدرت نفس در تصرف در مراتب وجود، این نکته روشن می‌شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند صور مختلفی به خود بگیرد. در نهایت، با پاسخ به پرسش‌های شاگردان، جایگاه جوهر و عرض در وجود ذهنی و تفاوت آثار آن با وجود خارجی به شکلی شفاف و کاربردی برای مخاطب تبیین می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات

14
  • تلمیذ: تناقضی که آقایان قائل هستند [همه ازبین می‌رود].

  • استاد: آقایان خیال می‌کنند؛ از یک طرف می‌بینند آنچه که در ذهن هست مانند آن است که در خارج هست آن‌وقت خیال می‌کنند و تصورشان این است که پس آنچه که در ذهن هست باید آثار خارج را هم داشته باشد. اینجا اشکال پیدا می‌شود. اینجا یکی می‌گوید که چون آثار نیست پس شبح است، چون آثار نیست پس آنچه که در خارج هست، نیست و عرض است عرض یعنی کیف است، چون آثار نیست پس صرف ارتباط و اضافه است و چون آثار نیست پس خیال است. همه به این برمی‌‌گردد اما اگر به این آقایان گفت که آنچه که در ذهن پیدا می‌شود، ذهن او را خلق می‌کند چطور اینکه اگر این مسئله را نسبت به وجود درنظر بگیریم حتی وجود خارجی، این مسئله در آنجا پیدا می‌شود. آنچه که در خارج پیدا می‌شود مگر غیر از وجود است؟ پس وجود جوهر برای این می‌شود یا نه؟ بحث وجود جدا می‌شود یعنی وقتی که این کاغذ در خارج خلق می‌شود وجود است که به‌صورت کاغذ درمی‌آید یا عدم است؟ وجود است. حالا که وجود است آن وجودی که به این صورت درآمده مجرد است یااینکه ماده است؟ باید مجرد باشد. وجود به‌صورت ماده درآمد حالا که به‌صورت ماده درآمد این بساط پیدا شد ماهیت پیدا شد، جوهر پیدا شد و عرض پیدا شد. جوهریتش عبارت از قرطاسیتش است. عرضیتش عبارت از بیاضش یا سوادش است. اینها همه بعد از مرتبۀ وجود است ولی در خود مرتبۀ وجود که نمی‌گوییم که وجود یکی از مقولات است! یعنی بحث دیگر در وجود نمی‌رود. وقتی که وجود متعین شد آن‌وقت ما بحث می‌کنیم که حالا این وجود متعین جوهرٌ أو عرضٌ.

  • مسئله در وجود ذهن هم همین است و ذهن می‌آید وجود را متعین می‌کند. وقتی که ما در ذهنمان یک غنم آوردیم، ذهن وجودی را صورت غنمیت داد. حالا نسبت به خود آن وجودی که در ذهن آمده آن داخل در مقوله نیست و نسبت به آن غنمی که در ذهن آمده، بالأخره غنم آمده آن غنم خودش یک موضوع است و عرضی بر آن عارض شده که عبارت از لونش باشد. قدش، قواره‌اش، وضعش و خصوصیاتش همۀ اینها عارض بر او هستند. آن غنمی که الآن شما در ذهن دارید آن رنگ پشم به کجا تعلق گرفته است؟ به پشم غنمی که شما در ذهن آوردید! آن رنگ به چشمش تعلق نگرفته بلکه به پشم [تعلق گرفته است] درحالی‌که شما هم دارید می‌بینید. الآن انگار می‌خواهید سر یک غنم را در مقابل من ببرید می‌گویید که آقا این پوستش را خوب نگه دار و سوراخ نکن بعد ما به دباغی بدهیم و زیرمان بیندازیم. اینکه الآن دارید تصور می‌کنید و می‌گویید که هان پوستش چه شد، و از آن قصاب سؤال می‌کنید، الآن دارید به آن غنم در ذهنتان ترتیب‌اثر می‌دهید غنم خارج که نیست، آن را دارد قصابی می‌کند! آن غنم در ذهن شما رنگ داشت یا نداشت؟!

/ 0