اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت حقیقی تعینات در هستی

تبیین نسبت میان کثرت ظهورات و وحدت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تعینات» و کیفیت وحدت آن‌ها در نظام هستی می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که هر تعینی در عالم، اعم از مادی، صوری یا معنوی، جلوه‌ای از حقیقت واحد وجود است و نباید تعین را امری جدا از وجود پنداشت. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که برای ذات پروردگار مرتبه‌ای جدا از اسماء و صفات قائل‌اند، بر این نکته تأکید می‌کنند که حقیقت وجود حق در تمامی مراتب و تعینات جاری است. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، تفاوت میان «مرتبه» و «حقیقت» تبیین شده و روشن می‌گردد که چگونه کثرتِ ظهورات در عالم خارج، با وحدتِ حقیقتِ وجود منافاتی ندارد. این جلسه با هدف رفع شبهات پیرامون نحوه جمع میان کثرت‌های مشهود و توحید محض، به بررسی دقیق جایگاه اسماء و صفات الهی در نظام آفرینش می‌پردازد.

وحدت حقیقی تعینات در هستی

4
  • آثار مختلف اسماء پروردگار

  • خداوند متعال دارای اسماء مختلف است هر اسمی از این اسماء هم دارای آثار مختلف است؛ ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَا﴾1 چرا خدا نگفت که یک اسم دارم هر کسی خواست ـ من‌باب‌مثال اگر ـ قرض دارد آن اسم را بگوید، مرض دارد آن اسم را بگوید، ضیق دارد آن اسم را بگوید، بچه‌دار نمی‌شود آن اسم را بگوید، حالش می‌خواهد خوب بشود آن اسم را بگوید! بلکه خدا اسماء و آثار مختلفی دارد و هرکدام از اینها دارای اثر خاص به خودش است درحالی‌که اینها اسماء کلیه هستند.

  • برگشت تعینات خارجی به اسامی متعینۀ کلیۀ الهیه

  • بناءً‌علیٰ‌هذا برگشت تمام این تعینات خارجی به اسامی متعینۀ کلیۀ الهیه است. تا وقتی که بحث در اسم و صفت است این اختلاف وجود دارد اما همین‌که از مرحلۀ اسم می‌خواهیم تجاوز کنیم و به مرتبۀ ذات برسیم دیگر اگر در ذات، تعین و اختلاف خاص باشد محال است نه‌اینکه نیست؛ اصلاً محال است. چرا محال است؟! چون دیگر ذات نمی‌تواند لابشرط مقسمی برای این اسامی کلیه و صفات کلیه قرار دهد بگیرد آن جنبۀ لابشرط مقسمی ذات که لازمه‌اش، ملزوم برای بروز اقسام ظهورات خارجی است باید لا تعین باشد. این لا تعین، مقصود ما از تعین است؛ از تعینی که ما داریم تعبیر‌ می‌آوریم مقصود از این تعین صرف الوجود نه در مقام ابهام است بلکه صرف الوجود در مقام تحقق است اما این صرف الوجود به چه کیفیتی است؟ این کیفیت ندارد. این صرف الوجود به چه حد و به چه قسمی است؟ دیگر حد [و قسم] ندارد ئ دیگر شما حتی معنا را هم در آنجا نمی‌توانید تصور کنید چون خود معنا ما‌به‌الاِفتراق دارد. شما دیگر در آنجا حتی هیچ کیفیتی را نمی‌توانید درنظر بگیرید.

  • منظور مرحوم حاجی سبزواری از شعر: « ... و کُنهه فی غایة الخِفاء»

  • خدای بی تعین یعنی تخیل و ابهام

  • اینکه مرحوم حاجی‌ می‌فرمایند: «و کُنهه فی غایة الخِفاء»،2 معنای کلام ایشان این است که شما از یک طرف یقین دارید بر اینکه تعین خارجی محقق است چون خدای بی تعین که معنا ندارد خدای بی تعین یعنی تخیل و ابهام مثل طبیعت مهمله؛ طبیعتی که از یک مابه‌الاِشتراک آن طبیعت اخذ شده است و اصلاً تحقق خارجی ندارد و وعائش فقط دعا ذهن است. اگر از شما همین الآن بپرسند که آقا انسانیت را برای ما شرح بدهید؛ انسانیت چیست؟ شما چه می‌گویید؟ فرض کنید که من‌باب‌مثال یک قلم یا گچ به دست شما بدهند و یک تخته باشد و بگویند که آقا این انسانیتی را که شما در ذهن دارید را روی این تخته بکشید، شما چه می‌کشید؟ می‌شود چیزی بکشید؟! هیچ چیزی نمی‌توانید بکشید چون هرچه بکشید او انسان است؛ اگر برایش سر بگذارید آن آدم دو سر هم از این خارج کردید بالأخره ما آدم دو سر هم داریم، آنهایی که به‌دنیا می‌آیند و دو سر دارند [یعنی] دوتا به‌هم چسبیده هستند. اگر برایش دستش بکشید و این دست پنج انگشت باشد، ما آدم شش‌انگشتی هم داریم! شما نمی‌توانید دست پنج‌انگشتی برای این بگذارید چون ما شش‌انگشتی داریم، چهارانگشتی هم داریم. و غیر از او آدمی که دست ندارد مگر انسان نیست؟! بنابراین او خارج از این عکس است.

    1. . سوره اعراف (٧) آیه ١٨٠. الله‌ شناسی، ج ٣، ص ٣٦٠:
      «از برای خداوند اسماء نیکوترین و نام‌های بهترین وجود دارد؛ پس او را با آن اسماء و نام‌های بهترین بخوانید!»
    2. شرح المنظومة، تعلیقه حسن‌زاده آملی، ج ٢، ص ٥٩:
      مفهومُه مِن أعرف الأشیاء *** و کُنهه فی غایة الخِفاء