اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط ماده با مجرد

تبیین وحدت حقیقت وجود در عین کثرت ظهورات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت وجود و چگونگی ارتباط میان عالم ماده و عالم تجرد می‌پردازند. بحث با بررسی اصالت وجود و بداهت مفهوم هستی آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه حقیقت واحد وجود، در مراتب مختلف از مجردات تا ماده ظهور می‌یابد. استاد با نقد نگاه عرضی به عالم که تنها به دنبال یافتن حلقه‌ای مفقوده در زمان و مکان است، رویکرد طولی را جایگزین می‌کنند. در این نگاه، ماده نه موجودی جدا از حقیقت وجود، بلکه اضعف مراتب آن است که در عین حفظ وحدت، به اشکال گوناگون متجلی می‌شود. در نهایت، با تکیه بر قدرت ولایی در تصرفات تکوینی، این نتیجه حاصل می‌شود که زمان و تعینات، خود مخلوقِ اراده و ظهور وجود هستند و حقیقتِ هستی همواره در عین کثرتِ ظهورات، بسیط و واحد باقی می‌ماند.

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط ماده با مجرد

6
  • خلاصه ما تا وقتی که مسئله را عرضی پیگیری بکنیم و عالم را به عقب برگردانیم مشکل همراه ما خواهد آمد یعنی نه‌تنها مشکلی که امروز با آن مواجه هستیم و نمی‌توانیم کیفیت ارتباط بین ماده و مجرد را حل کنیم، این مشکل را با بازگشت و رجوع به عقب همراه خود می‌آوریم تا وقتی که به آن نقطه‌ای برسیم که آن نقطه، نقطه‌ای است که اصل و اساس برای تکوّن همۀ عالم است. خب نقل کلام در آنجا می‌کنیم یعنی آن نقطه به‌عنوان نقطۀ ماده چطور در وجود، به‌واسطۀ عدم سنخیتش با آن مبدأ تحقق و تکوّن پیدا کرده است؟

  • اینجا هست که دیگر بعضی‌ها برای فرار از این مسئله، مسئلۀ علیت و معلولیت را کنار می‌گذارند یعنی نفس ارادۀ پروردگار را ـ حالا این ارادۀ پروردگار به عدم تعلق بگیرد، بگیرد. به وجود تعلق بگیرد، بگیرد. به هرچه می‌خواهد تعلق بگیرد ـ به‌عنوان یک اراده فقط در عالم ابهام و اجمال می‌گیرند. اگر از آنها بپرسیم که این اراده چیست؟ به قول خواجه سعدی که می‌گوید: «الحَمدُلله الَّذی خَلقَ الوجودَ مِن العدمِ»1 این مِن العدمِ این «مِن» چه نوع «ِمِن» است؟ اگر «مِن» نشویه است که از عدم چیزی خلق نمی‌شود و عدم که چیزی نیست تااینکه چیزی از او خلق بشود و اگر «مِن» ابتدایی است یعنی ابتدای وجود از عدم بوده، باز عدم که زمان نیست تااینکه ابتدای آن وجود باشد. پس این «مِن» در اینجا چیست؟ باید بگوییم که عدم در اینجا ظرف است. ظرف نه به‌ معنای مکان بلکه به معنای همان مفاد خودش یعنی نیستی است. پس طبیعی است که خدای متعال وجود را از وجود که خلق نمی‌کند چون تحصیل حاصل می‌شود. طبعاً باید وقتی که وجود تحقق پیدا می‌کند آن تحقق وجود باید در ظرف عدم باشد نه‌اینکه یک کاسه‌ای به نام کاسۀ عدم داریم که وجود در آن می‌افتد. نه! یعنی قبل الوجود، عدم هست و از آنجایی که به قاعدۀ اشتراک در وجود و اینکه ثانی برای وجود نیست و اصل با وجود است طبق این قاعده اگر این مسئله را ملاحظه کنید این وجودی که خلق به او تعلق گرفته است آیا خلق به اصل الوجود تعلق می‌گیرد یعنی وجودی که نیست خلق می‌شود؟! وجود که همیشه هست! وجودی که هیچ‌وقت عدم عارض بر او نمی‌شود و انتها و حدی ندارد. وجود در مقام تحقق و تأصل خودش که همان عبارت از وجود باری و مبدأ اعلیٰ است که هیچ‌وقت عدم بر آن وجود عارض نمی‌شود و ثانی برای خود برنمی‌دارد که به‌واسطۀ عدم ثانی، عدمی درمقابل وجود اول تصور کنیم. بنابراین تا بوده وجود بوده و تا هست وجود است.

    1. مجالس پنج‌گانه سعدی، شماره ۱، مجلس اول:
      الحَمدُلله الَّذی خَلقَ الوجودَ مِن العدمِ *** فَبَدَت عَلی صفحاتِه أنوارُ أسرارِ القدم