اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط ماده با مجرد

تبیین وحدت حقیقت وجود در عین کثرت ظهورات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت وجود و چگونگی ارتباط میان عالم ماده و عالم تجرد می‌پردازند. بحث با بررسی اصالت وجود و بداهت مفهوم هستی آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه حقیقت واحد وجود، در مراتب مختلف از مجردات تا ماده ظهور می‌یابد. استاد با نقد نگاه عرضی به عالم که تنها به دنبال یافتن حلقه‌ای مفقوده در زمان و مکان است، رویکرد طولی را جایگزین می‌کنند. در این نگاه، ماده نه موجودی جدا از حقیقت وجود، بلکه اضعف مراتب آن است که در عین حفظ وحدت، به اشکال گوناگون متجلی می‌شود. در نهایت، با تکیه بر قدرت ولایی در تصرفات تکوینی، این نتیجه حاصل می‌شود که زمان و تعینات، خود مخلوقِ اراده و ظهور وجود هستند و حقیقتِ هستی همواره در عین کثرتِ ظهورات، بسیط و واحد باقی می‌ماند.

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط ماده با مجرد

3
  • حالا بحث راجع به همین مسئلۀ وجود می‌رود. آنچه را که از اعیان خارجی می‌بینیم، می‌بینیم که همه هستند یعنی حالت ما نسبت به اعیان خارجی با عدم آن اعیان خارجی تفاوت دارد، آن تفاوت حالت یعنی این هست. همین‌که حالت ما بین این کتاب که هست و نبودش تفاوت می‌کند معنایش این است که این کتاب هست. الآن من در اینجا نشسته‌ام فرض کنید زید وارد می‌شود و دوستی است، می‌گویم که بَه! سلام علیکم از کجا آمدی؟ مدتی در انتظار بودیم و چند مدتی بود شما را ندیده بودیم، اینکه الآن این حالت عوض می‌شود و حالت شوق پیدا می‌شود به‌خاطر این است که ایشان را دیدیم اگر ندیده بودیم که این حالت پیدا نمی‌شد. این را همان تصور ابتدایی از وجود می‌گویند که این تصور ابتدایی از وجود بدیهی‌ترین است. اما حالا که بخواهیم روی این وجود برویم نگاه بکنیم حقیقت این زید چیست؟ از کجا آمده و به کجا می‌خواهد برود؟ در این دنیا به چه نحوی هست و چه ارتباطی دارد؟ نفس او دارای چه مقوله‌ای است؟ روح او دارای چه مقوله‌ای است؟ چه ارتباطی بین نفس او و بدن او وجود دارد؟ تا بخواهیم به این حرف‌ها برسیم دم شتر به زمین می‌رسد! مگر برای افرادی که خدا چشم آنها را باز کرده باشد و از این مرتبۀ ظاهر عبور کرده باشند و به ملکوت اعیان خارجی اتصال پیدا کرده باشند که بدون اتصال به ملکوت اعیان، معرفت واقعی کما هی هی مستحیل است که برای شخصی حاصل بشود. آنچه که حاصل می‌شود فقط عبارت از همین جنبۀ ظاهر است. این عبارت از حقیقت و واقعیت وجود است. پس واقعیت وجود که این وجود چیست و آنچه را که موجب شده است که ما به این دردسر و به این اشکال بیفتیم این است که ملاحظه می‌کنیم همان‌طوری‌که ما دارای وجود ماده هستیم همین‌طور دارای وجود مجرد هم هستیم. همین‌طور که با مادیات تماس داریم با مجردات و با معانی هم تماس داریم و آن معانی را ادراک می‌کنیم نه‌اینکه فقط صرف تخیل است و از آن‌طرف ما به یک حقایقی که آن حقایق به صور مختلفه‌ای برای ما نمود پیدا می‌کنند اطلاع پیدا می‌کنیم. زید از دنیا رفته و بدنش پوسیده و دیگر از بدن او چیزی باقی نمانده است، بعد آن زید را در خواب می‌بینیم و وجود آن زید را احساس می‌کنیم درحالی‌که زید دیگر بدن مادی ندارد! این یک مسئله‌ای است که ما را متوجه می‌کند به اینکه یک واقعیت و یک پدیدۀ دیگری ماوراء این ظاهر وجود دارد و چیزی نیست که کسی بخواهد این مطلب را انکار کند! بالاتر از این قضیه می‌رویم، برفرض که جبرائیل و ملائکه و اینها را ادراک نکنیم و نسبت به اینها تشکیک کنیم اما بالأخره نسبت به صانع اول و مبدأ وجود که نمی‌توانیم تشکیک کنیم! خدای متعال که مبدأ عالم و وجود هست قطعاً وجود او باید وجود مجرد باشد تااینکه اشکالاتی که مترتب بر وجود ماده است در آنجا پیش نیاید و احتیاج و امکان در آنجا تسری پیدا نکند. بنابراین این مسائل مختلف که در گرداگرد ما دور می‌زند مجموعه‌ای از تفکرات مختلفة الحقائق را در ذهن ما به‌وجود می‌آورد که حقیقت وجود را برای ما مشکل می‌کند والاّ همین‌طور نبود اگر ما از اول فقط نظر بر ماده و مادیات داشتیم مشکلی پیدا نمی‌شد مثل همین ماده‌گرایان که ماتریالیست‌ها هستند اینها قائل هستند به اینکه مسئلۀ وجود همین ماده است والسّلام تمام شد دیگر هیچ مسئله‌ای نیست. صاف خودشان را راحت کرده‌اند یا افرادی که اصلاً قائل به عدم هستند و تمام اینها را تخیلات می‌دانند.