اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی

تبیین تفاوت میان امور اعتباری و حقایق وجودی

14٬210
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل ماهیت به عنوان یک امر اعتباری آغاز شده و با واکاوی نحوه ایجاد علقه‌های اعتباری همچون زوجیت و ملکیت ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبار و عالم تکوین، به نقد دیدگاه‌هایی می‌پردازند که ماهیت را امری صرفاً ذهنی یا عدمی می‌دانند. در ادامه، ایشان با تبیین این نکته که ماهیات در واقع اطوار و تشکل‌های وجود هستند، به بررسی رابطه میان وجود و ماهیت پرداخته و بر این حقیقت تأکید می‌کنند که وجود با حفظ وحدت خود، در قالب‌های گوناگون تجلی می‌یابد. این جلسه با تبیین ضرورت شناخت اندازه و جایگاه وجودی انسان و پرهیز از خلط میان امور اعتباری و حقایق واقعی به پایان می‌رسد تا مخاطب به درک روشن‌تری از نسبت میان وجود، ماهیت و اعتبارات عرفی دست یابد.

ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل ماهیت به عنوان یک امر اعتباری آغاز شده و با واکاوی نحوه ایجاد علقه‌های اعتباری همچون زوجیت و ملکیت ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبار و عالم تکوین، به نقد دیدگاه‌هایی می‌پردازند که ماهیت را امری صرفاً ذهنی یا عدمی می‌دانند. در ادامه، ایشان با تبیین این نکته که ماهیات در واقع اطوار و تشکل‌های وجود هستند، به بررسی رابطه میان وجود و ماهیت پرداخته و بر این حقیقت تأکید می‌کنند که وجود با حفظ وحدت خود، در قالب‌های گوناگون تجلی می‌یابد. این جلسه با تبیین ضرورت شناخت اندازه و جایگاه وجودی انسان و پرهیز از خلط میان امور اعتباری و حقایق واقعی به پایان می‌رسد تا مخاطب به درک روشن‌تری از نسبت میان وجود، ماهیت و اعتبارات عرفی دست یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی

12
  • در بحثی که الآن مطرح می‌کنیم نمی‌خواهیم این‌طور بگوییم که وقتی که وجود را از زید گرفته‌اید مثل آن پوست مار که الآن به حال خودش باقی است، این زیدیت هم باقی است. خب مار از این‌طرف می‌رود و وجود هم این کنار ایستاده است تا اجازه بگیرد که دوباره به این ماهیت برگردد یا نه. ما این را نمی‌گوییم، این وجود اصلی می‌شود. این وجود اصلی با اصل وجود که نمی‌شود برای وجود ثانی فرض کرد، منافات دارد! آنچه که ما نسبت به ماهیت می‌گوییم این است که وقتی شما وجود را از زید می‌گیرید، دیگر زیدی باقی نمی‌ماند و دیگر کسی نیست! وقتی آن وجود از زید گرفته شود دیگر نه وجود است و نه زید و فقط همین وجود تنها می‌ماند و دیگر زیدی در اینجا نیست. حالا آن وجود به شکلی دوباره درمی‌آید یا دوباره به چه شکلی درنمی‌آید، آن یک مطلب دیگری است. این معنا معنای این است که اگر ما بخواهیم کلام قوم را توجیه کنیم، باید این‌طور بگوییم که وجود استقلالی ماهیت ندارد و وجود او عین نفس الوجود و صرف الوجود در خودش است. به این کیفیت می‌توانیم توجیه کنیم.

  • این وجودی که الآن به شکل زید درآمده است، أمرٌ واحدٌ و زیدٌ و وجودٌ. به یک اعتبار می‌گوییم: زید چون بالأخره با سایر افراد تفاوت دارد، به یک اعتبار می‌گوییم: وجود، به‌خاطر اینکه هرچه هست فقط وجود است. حالا که متوجه شدیم که این وجود با آن ماهیت یکی است، نقل کلام را در وجود می‌کنیم. آن وجود چیست که می‌تواند خودش را با همۀ قالب‌های مختلفة الحقائق وفق بدهد؟! در اینکه زید ماده است شکی نیست! در اینکه وجود مابه‌الاِشتراک بین ماده و غیر ماده است، در آن‌هم شکی نیست چون وجود که متعدد نیست که ما چندتا وجود داشته باشیم؛ یک وجود، وجود مجرد و یک وجود، وجود برزخ و یک وجود، وجود مثال و یک وجود هم وجود ماده و خود ماده هم تقسیم بشود به وجود امواج، وجود برق، وجود تشعشعات و وجود امواج کذا و کذا! اینها اصناف و آثار وجود است و این تفاوت هست. اگر این‌طور است بنابراین مابه‌الاِختلاف در خود وجود موجب اثبات ماهیت در وجود است و این واضح‌البطلان است!

/ 260