
اصالت وجود و تبیین ماهیت اشیاء
تحلیل نسبت میان وجود واحد و کثرت ماهیات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله اصالت وجود و نحوه تحقق ماهیات در عالم خارج میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر وجود، حقیقتی واحد و اصیل است، چگونه میتوان کثرت و تفاوتهای ماهوی میان اشیاء را توجیه کرد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا صرفاً اعتباری میدانند، به تبیین این نکته میپردازند که ماهیات دارای آثار خارجی هستند و نمیتوان آنها را با مفاهیم اعتباری نظیر «جمعیت» یا «ریاست» یکی دانست. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی تصرف فاعل در حقیقت واحدِ وجود برای ایجاد صور مختلف تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که ماهیت خارجی با وجود خارجی منافاتی ندارد و تمامی اختلافات موجود در عالم، در عین حفظ اصالت وجود، ناشی از مراتب و تصرفات در همین حقیقت واحد است.
اصالت وجود و تبیین ماهیت اشیاء
2مطلب دوم که در اینجا بهنظر میرسد این است که چطور یک صورت خارجی از یک امر مادی در نفس تحقق پیدا میکند؟! نفس که بههیچوجه ارتباطی با این صورت ندارد مگر به ارتباط حواس ظاهر، ارتباط پیدا میکند؛ اگر صوت باشد وارد در صماخ میشود، اگر شی خارجی باشد بهواسطۀ نظره و بهواسطۀ رؤیت این ارتباط وجود دارد. اگر ملایمت یا خشونت باشد بهواسطۀ لمس این ارتباط برقرار میشود. علیٰکلّحال این صورت مجرده چطور از یک امر مادی وارد نفس میشود؟! اینهم بحث دقیقی است و باید نسبت به این مسئله پرداخته بشود!
ما اول مطلب را در بحث دوم پی میگیریم تااینکه نتیجۀ او را منتهی به بحث اول کنیم. ببینید در اصل وجود وقتی که ما قائل به مسئلۀ اشتراک وجود هستیم طبعاً اشتراک وجود بر ما الزام میکند یک حقیقت واحدهای را بهعنوان لابشرط مقسمی که این لابشرط مقسمی در همۀ طبایع نوعیه، چه طبایع مادی یا طبایع مجرده، جاری باشد. مقصود از لابشرط مقسمی طبیعت مهمله نیست بلکه طبیعت مجرده است؛ چون در طبیعت مهمله بحث راجع به اخذ طبیعتی در عالم اعتبار و در عالم ذهن است، نه در عالم خارج، یعنی آن طبیعت، طبیعت مهمله است.
تحقق طبیعت نوعیه در ضمن فردی از افراد
فرض کنید انسان از افراد متفاوت و مختلفة الحقائق یا مختلفة الأصناف یک معنای واحد و مشترک را انتزاع میکند که آن معنای واحد و مشترک خودش فیحدّنفسه نمیتواند وجود خارجی پیدا بکند. وقتی که شما از افراد مختلفِ انسان، یک انسان را انتزاع کنید آن انسان بهعنوان طبیعت مهمله که همین حیوان ناطق باشد، این حیوان ناطق در اینجا نمیتواند تحقق پیدا کند مگر در ضمن زید یا عمرو و بکر! اما خود حیوان ناطق را که یک طبیعت مهمله است در خارج بدون زید، عمرو، بکر، خالد و بدون یک فردی که متشخص به یک وجود خارجی است بخواهید بیاورید امکان ندارد و باید در ضمن افراد تحقق پیدا کند لذا میگویند که تحقق طبیعت نوعیه در ضمن فردی از افراد است.
