
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
تحلیل اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود و نقش فاعلیت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و ارتباط آن با نفس میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره وجود ذهنی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که صور ذهنی، اموری اعتباری یا صرفاً اضافه نیستند، بلکه از مقوله وجود بوده و دارای اصالت و واقعیتاند. استاد با تشریح دستگاه ذهن و نحوه احضار صور علمی، نشان میدهد که چگونه نفس در مقام تصویر، دارای نوعی فاعلیت و خلاقیت است که به ماهیات، وجود میبخشد. در ادامه، با بررسی نحوه اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود، تفاوت میان مابهالاشتراک و مابهالاختلاف در ادراکات تبیین میشود. این مباحث مقدمهای است برای ورود به بحث پیچیده کیفیت تبدل وجود جوهری به وجود مادی و اتحاد آنها در مراتب مختلف هستی که در جلسات آتی به تفصیل بررسی خواهد شد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس
4ذهن، دستگاه اتوماتیک!
خب این وجود ذهنی که الآن مثل همان دارد میآید، این به این مبناست که یک تحقق ذهنی دارد و در ذهن نقش بسته و حک شده و جا گرفته است و اینطور نیست که دو شیء باهم همینطوری برحسب صدفه و اتفاق مماثل دربیایند نه، این در ذهن نقش و تحقق پیدا کرده است منتها محتاج به مراجعه است و وقتی که ذهن در خودش فرو میرود و تعمّل میکند و عملیات انجام میدهد برحسب همان کیفیت و طریقی که خودش دنبال میکند، بر همان حسب به نتیجه هم میرسد. وقتی که میخواهد فکر کند که من در ماه رمضان گذشته در شب احیاء چه گفتم، ذهن را در ماه رمضان میبرد، بعد در یک سال گذشته میبرد، بعد در وسط ماه رمضان و شب احیاء میبرد و بعد یکییکی در آن مجلس و خصوصیات و قرائن و اینهایی که همۀ آنها هست میبرد، قرائن و شواهد و اینکه چطوری شروع شد و کمکم به نتیجه میرسد که این حکایت را در آن شب نقل کردم. یکدفعه در رفتن این ذهن به ماه رمضان گذشته، به روز عاشوراء امسال برنمیگردد. چرا؟ چون خودش دارد به ذهن خودش خط میدهد و خودش دارد راه را برای خودش روشن میکند. این دستگاه ذهن عجیب است که دستگاه اتوماتیک است! یعنی خود ذهن بدون یک شخص ثالث و بدون شیء ثالث خارجی طبق همان فرمولی که به خودش میدهد، آن را میگیرد و پیگیری میکند تا به آن نتیجه برسد! حالا بسته به این است که چقدر قدرت داشته باشد برسد، به همهاش برسد یا به بعضی از آن برسد! در بعضی از اوقات هم دیگر حافظه اجازه نمیدهد برای اینکه انسان آن مطالب گذشته را در ذهن بیاورد. از اینجا روشن میشود که این مطالبی را که در ذهن نقش میبندد وجود دارد؛ یعنی یک وجود ذهنی و اصیل و واقعی است. همانطوریکه اگر بخواهید به منزل یکی از رفقا که در درس نیامده است بروید و ببینید که مریض است یا نه، شما خیابانها را دنبال میکنید و میروید، خیابان اول و خیابان دوم، به زنبیل آباد میرسید و وارد کوچه 46 پلاک هفده میشوید و یک مقداری جلو میروید، دست راست یک منزلی هست که نور از این منزل به آسمان تلألؤ میکند! میگویید: حتماً خودش هست و دارد عبادت خدا را بهجای میآورد که در اینجا نور تلألؤ میکند! عبادت هم داریم تا عبادت؛ نور بعضی از عبادتها کم است و نور بعضیها زیاد است، نماز و روزه خیلی نور دارد و چیزهای دیگر هم داریم که از اینها نورش بیشتر است! در هر صورت میروید در میزنید و میبینید که آقای ... دَم منزل آمد و میبینید خودش است، همان شخصی را که جلسۀ قبل سر درس بود الآن هم همین شخص در اینجا حاضر شده و هیچ تغییری هم نکرده است.
