اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس

تحلیل اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود و نقش فاعلیت نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و ارتباط آن با نفس می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که صور ذهنی، اموری اعتباری یا صرفاً اضافه نیستند، بلکه از مقوله وجود بوده و دارای اصالت و واقعیت‌اند. استاد با تشریح دستگاه ذهن و نحوه احضار صور علمی، نشان می‌دهد که چگونه نفس در مقام تصویر، دارای نوعی فاعلیت و خلاقیت است که به ماهیات، وجود می‌بخشد. در ادامه، با بررسی نحوه اتحاد صور ذهنی با حقیقت وجود، تفاوت میان مابه‌الاشتراک و مابه‌الاختلاف در ادراکات تبیین می‌شود. این مباحث مقدمه‌ای است برای ورود به بحث پیچیده کیفیت تبدل وجود جوهری به وجود مادی و اتحاد آن‌ها در مراتب مختلف هستی که در جلسات آتی به تفصیل بررسی خواهد شد.

ماهیت وجود ذهنی و کیفیت خلاقیت نفس

3
  • اتحاد طبایع نوعیۀ خارجیه با صور ذهنی

  • دقت کنید از اینجا می‌خواهیم به وجود طبایع نوعیۀ خارجیه و اتحاد بین آنها و صور ذهنی برسیم! آیا این صوری را که در ذهنتان احساس می‌کنید موجود هستند یا معدوم هستند؟! پس موجود هستند، اگر معدوم بودند شما یک صورت را دوبار نمی‌آوردید، صدبار یک صورت را نمی‌آوردید. روضۀ روز عاشورا و روضۀ وداع را چند دفعه خواندیم؟ شاید پنج یا شش مرتبه خواندیم و در همۀ پنج شش مرتبه هم یک‌طور خواندیم. پس معلوم می‌شود این وجود در ذهن ما مستقر است والاّ یک روز روضۀ وداع را یک‌طور می‌خواندیم و فردا که می‌خواهیم روضۀ وداع را بخوانیم روضۀ‌ موسی بن جعفر علیهما‌السّلام می‌شود، اینکه نمی‌شود! روضۀ وداعی که در ذهن ما هست همیشه روضۀ وداع است و روضۀ موسی بن جعفر هم همیشه همان است و تفاوتشان هم مابین مغرب و مشرق است! آن امام حسین است و این موسی بن جعفر علیهم‌السّلام است و اختلاف زمان و اختلافات دیگر، خب تفاوت دارد.

  • مرحوم آقای حاج میرزا حسن نوری ـ خدا رحمت کند ـ می‌گفت: این اخوی ما آقای حاج میرزا حسین نوری پانصدتا منبر نوشته دارد که هر دفعه به یک جایی مثلاً تبلیغ می‌رود سی یا چهل‌تا از اینها را می‌برد و از آن اول بسم الله شروع می‌کند تا آخر و بعد فردا دوباره همان را که نوشته است شروع می‌کند تا آخر می‌گوید. این خب دیگر راحت است و فکر و اینها نمی‌خواهد و قبلاً فکر‌‌ها شده و مطالعات و تحقیق روی آن انجام شده است و بعد این را همین‌طور می‌آورد. اما می‌گفت: ما نه، یک منبری را شروع می‌کنیم و بعد نمی‌دانیم که مثلاً این را قبلاً گفته‌ایم یا نگفته‌ایم. یک دفعه یک جا منبر رفته بودیم و یک‌دفعه یک آقایی بعد از منبر آمد و گفت: من این منبر شما را پارسال در سمنان شنیدم! می‌گفت: ما هم مجبور شدیم فردا عوض کردیم و یک چیز دیگر آوردیم. یک دفترچه‌ای همراهش بود و لابد در این دفترچه آن نکات صحبت و مطلب را نوشته بود و [از روی آن می‌خواند].