
ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس
تحلیل ارتباط نفس با عوالم مثال و عقل منفصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت وجود ذهنی و چگونگی تحقق صور در نفس میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره خلاقیت نفس و نقش آن در ایجاد صور ذهنی آغاز شده و سپس به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا صور ذهنی صرفاً مخلوق ذهن هستند یا از عوالم برتر مانند عالم مثال و ملکوت به نفس القا میشوند. در ادامه، سیر حرکت نفس از طریق تهیؤ و آمادگی برای استجلاب صور روحانی و عقلی تشریح شده و تفاوت میان اتصال به خیال منفصل رحمانی و خیال منفصل شیطانی تبیین میگردد. این جلسه با تأکید بر اینکه نفس در اثر این اتصالات، صورتی متناسب با حقایق ادراکشده به خود میگیرد، به نقد و بررسی دیدگاههای موجود در باب تجرد نفس و نحوه اتحاد عالم و معلوم میپردازد تا در نهایت، حقیقتِ «شدن» نفس در مراتب مختلف هستی روشن شود.
ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت وجود ذهنی و چگونگی تحقق صور در نفس میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه صدرالمتألهین درباره خلاقیت نفس و نقش آن در ایجاد صور ذهنی آغاز شده و سپس به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا صور ذهنی صرفاً مخلوق ذهن هستند یا از عوالم برتر مانند عالم مثال و ملکوت به نفس القا میشوند. در ادامه، سیر حرکت نفس از طریق تهیؤ و آمادگی برای استجلاب صور روحانی و عقلی تشریح شده و تفاوت میان اتصال به خیال منفصل رحمانی و خیال منفصل شیطانی تبیین میگردد. این جلسه با تأکید بر اینکه نفس در اثر این اتصالات، صورتی متناسب با حقایق ادراکشده به خود میگیرد، به نقد و بررسی دیدگاههای موجود در باب تجرد نفس و نحوه اتحاد عالم و معلوم میپردازد تا در نهایت، حقیقتِ «شدن» نفس در مراتب مختلف هستی روشن شود.
ماهیت صور ذهنی و خلاقیت نفس
6همانطوریکه خدا در اینطرف ملائکه و وسایطی برای این کار گمارده همینطور در اینطرف شیطان و جنود ابلیس و شِباک ابلیس برای استیلاء این نفس در تحت قوای شیطانی خود در اینجا آمادگی پیدا کرده است! هرچه به آنطرف نزدیکتر بشویم، از این قوا کمتر میشود و اتصال انسان به قوۀ متخلیۀ شیطانی کمتر میشود! هرچه بهسمت دنیا و اعتبارات حرکت کنیم اتصال انسان از خیال منفصل روحانی و از عقل منفصل کمتر خواهد شد و به خیال منفصل شیطانی و عقل شیطانی نزدیکتر میشود.
اختلاف مراتب افراد در نورانیت و ظلمت
اینجاست که افراد دارای مراتب مختلفی هستند؛ بعضیها را نگاه میکنیم میبینیم افکار اینها روحانی است و آنچه که در نفس و ضمیر آنها میگذرد روحانی است اینها دارای نور هستند. زندگی و ارتباط آنها هم با افراد دیگر برایناساس است.
به افراد دیگر نگاه میکنیم میبینیم صور شیطانی در نفس آنها قرار دارد و دائماً از خود و خودیت حرف میزند، دائماً برای رسیدن به دنیا و تکالب بر دنیا تلاش میکنند، دائماً در حال رسیدن به نقشههای حیوانی و شیطانی و خودمحورهای خود هستند، دائماً در حال طرد حریف و او را از میدان به در کردن هستند. برایناساس نقشه میکشند و پایه و اساس زندگیشان را قرار میدهند. افراد و وسایطی که میتواند آنها را به این سمت بکشانند جلب میکنند. خوابهایی که میبینند تمام این خوابها شیطانی است و بهواسطۀ خواب اتصال به خیال منفصل شیطانی پیدا میکنند. در بیداری نقشههایی که در سرشان هست همه نقشههای شیطانی است! گرچه صبغۀ الهی دارد، گرچه دم از خدا میزند، گرچه میگویند که برای خدا است ولی باطنشان را که بشکافی بوی تعفنش تمام دنیا را میگیرد. چرا؟! چون از خدا بهعنوان سپر استفاده میکنند! از خدا فقط بهعنوان یک وسیلهای که اینها را به مطامع برساند استفاده میکنند! اگر خدا به آنها بگوید که من این را نمیخواهم، خود خدا را هم کنار میگذارند و به خود خدا هم توجه نمیکنند.
