
کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت
تفاوت ادراک ظواهر با درک حقیقتِ باطنی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک انسان از حقایق پیرامون و تفاوت میان مشاهده ظواهر و درک حقیقت باطنی اشیاء میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چگونه ذهن انسان از میان اعراض و ظواهرِ یک موجود، به حقیقتِ ناطقیت یا باطنِ آن پی میبرد و چرا در مواجهه با یک مجسمه یا عکس، این انتقالِ ذهنی به شکلی متفاوت رخ میدهد. استاد با تشریح نحوه نقش بستن صور در ذهن و نقش حواس در انتقال اعراض، بر این نکته تأکید میکنند که ادراکِ حقیقت، فراتر از صرفِ انتقالِ صورتِ ظاهری به مغز است و به موقعیت و سنخیتِ نفسِ مدرِک بستگی دارد. در نهایت، با ذکر مثالهایی از نحوه ارتباط قلبی با رسول خدا و تأثیر صفای نفس در درک حقایق، تبیین میشود که چگونه نفس با انضمام قرائن و شواهد، صورتهای ذهنی را تحلیل کرده و به باطنِ اشیاء دست مییابد.
کیفیت ادراک حقایق و نقش نفس در شناخت واقعیت
8حالا انسان آن صورتی را که در ذهن و در مغز خودش منتقل میکند اینجا مغز با کمک همان ذهن یا نفس و هرچه که هست میآید یک معنایی را جدای از آن صورت ادراک میکند پس این صورت وجود ذهنی نیست بلکه این صورت یک ارتباطی است که بین انسان و اشیاء خارجی برقرار است که این ارتباط باید در هر ثانیه 24 مرتبه برقرار باشد تااینکه یک صورت ثابت از یک شیء در ذهن و در مغز نقش ببندد. اگر شما بهاندازۀ یک بیست و چهارم ثانیه پلک را زدید و باز کردید فقط بهاندازۀ یک عکس از این در ذهن نقش میبندد ولی اگر بهنحوی این 24 مرتبه انجام شد آنوقت این صورت، حالت ثبات پیدا میکند. در این فیلمهای عکاسی که دیدید وقتی که این حلقهها را ـ همان سابق بود ـ چیز میکردند در وقتی عکس ثابت بود که در هر ثانیه 24 قطعه عکسِ صورت از روی آن پردۀ دیافراگم1 بیاید رد بشود و جلو بیاید. اگر 24 تا کمتر میشد این عکس حالت ثبات نداشت و شما احساس یک نوع تنبلی و تدریج در عکس میکردید.
کیفیت نقش بستن صور در ذهن
مثالهای زیادی زدند مثل آتشگردان و اینها مثالهایی که زدند تقریباً این مسئله قبلاً بوده است منتها قبلاً نمیدانستند چه مقدار هست الآن که آمدند و این دستگاه فیلمبرداری را ساختند از روی تجربه این مقدار را تعیین کردند. این صورتی که میآید جنبۀ جرمی و جسمی دارد منتها نهاینکه حالا دو کیلو وزنش است نه! این عبارت از تشعشع است. پس صورت زید عبارت از این نور نیست بلکه صورت زید عبارت از آن اثری است که بعد از اینکه چشم را بستید آن اثر را در نفس خودتان احساس میکنید. آن عبارت از صورت ذهن است و آنهم عبارت از وجود ذهنی است.
حالا که این صورت را از زید احساس کردید یک اثر دیگر مترتب بر این هست. آن اثر، اثری از این لطیفتر و از این دقیقتر و از این ظریفتر است او عبارت از انسانیت زید است. ببینید دائماً تودرتو است؛ اول یک صورتی میآید در ذهن میماند و این صورت که عبارت از عرض است بهعنوان یک موجود مجرد در ذهن قرار میگیرد. این را هیچکس حتی مخالفین وجود ذهنی منکر این مسئله نیستند که یک صورتی در ذهن نقش میبندد. کسی در این مسئله شک ندارد منتها آنها در کیفیت ارتباط این قضیه صحبت و شک دارند که حالا إنشاءالله میآییم میگوییم یعنی گفتیم منتها در صحبت تکرار میکنیم. در اینکه یک اثری از این صورت خارجی در ذهن میماند کسی در این قضیه شک ندارد مگر طبیعیین که اینها قائل هستند بر اینکه این صوری که نفس این صور را میبیند مربوط به نفس نیست بلکه اینها مربوط به سلولهای مغزی است و اینها میگویند که مغز سیزده بیلیون سلول مغزی دارد که میتواند سیزده بیلیون اطلاعات را در خودش جمعآوری بکند که البته این غلط است و اصلاً مسئله به این حرفها ارتباط ندارد، سیصد بیلیون هم اطلاعات جمع بشود ذهن میتواند همۀ اینها را در خودش ذخیره کند بهخاطر اینکه آنجا وعاء، وعاء مجردات است و در مجردات هم تزاحم وجود ندارد. بله، نفس بهعنوان وسیله و آلت میتواند روی این سلولهای مغزی اثر بگذارد و اینها را وسیله قرار بدهد حالا یااینکه آن سلول مغزی امروز این صورت را دارد بعد نفس میآید بهواسطۀ اشراقی که به او دارد همین سلول مغزی صورت دیگری را پیدا میکند و وسیلۀ برای شیء دیگر میشود.
- . میانبند یا دیافراگم (به انگلیسی: diaphragm) در دوربین عکاسی به تیغههایی گفته میشود که درون لنز قرار گرفتهاند و با گشاد و تنگ شدن، میزان عبور نور را از روزنۀ میانی آنها که به آن اپرچر گفته میشود، کنترل میکنند. بسیاری از دیافراگمها مانند عنبیه و اپرچر همچون مردمک چشم کوچک و بزرگ یا تنگ و گشاد میشوند و با این عمل نور کمتر یا بیشتری به درون دوربین راه مییابد. (محقق)
