اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه

تحلیل جایگاه ماهیت و اعراض در ادراک نفسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی و اشکالات پیرامون مسئله وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با مرور اجمالی بر اقوال فلاسفه و اشکالات مشهوری همچون اندراج ماهیت در دو مقوله و تبدل مقولات آغاز می‌شود. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که وجود ذهنی را به ارتباط صرف نفس با خارج یا اشباح تقلیل می‌دهند، به تبیین دقیق نحوه انتقال ماهیت از خارج به ذهن می‌پردازند. در این مسیر، با تفکیک میان اعراض و طبیعت نوعیه، روشن می‌شود که چگونه ذهن با دریافت اعراض، به حقیقت جوهری و ماهیت اشیاء پی می‌برد. این جلسه با تأکید بر اینکه واقعیتِ موجود در ذهن، به وزان واقعیت خارجی است، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا ادراکِ ما از اشیاء، با وجود تفاوت در ابعاد و کیفیت‌های عرضی، همچنان مطابق با واقعیت است و چگونه ذهن ظرفی برای تحقق صورِ علمی می‌گردد.

ماهیت و کیفیت وجود ذهنی در فلسفه

1
  • درس سیصد و هفتاد و ششم

  • کیفیت پاسخ فلاسفه در اشکالات مطرح شده در وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • بیان اجمالی از اقوال مطرح شده در باب وجود ذهنی

  • بحث راجع به وجود ذهنی از نقطه‌نظر طرح مبانی تا اینجا به اتمام رسید. ادلۀ قائلین به وجود ذهنی عبارت از وحدت حقیقت بین محاکی و محاکات است. اشکال بر وجود ذهنی به ‌لحاظ عدیده‌ای وارد شد. بعضی‌ها مسئلۀ اندراج تبدّل مقولات را از مقوله‌ای به مقولۀ دیگر به‌عنوان اشکال مطرح می‌کردند. بعضی‌ها اشکال را وجود حقیقت واحده در تحت دو مقوله قرار می‌دادند که بنا بر فرمایش مرحوم حاجی در اینجا به «جوهرٌ معَ عرضِ کیفَ اجتمع»1 تعبیر می‌آورند. این دو اشکال، مهم‌ترین اشکالاتی بود که بر وجود ذهنی وارد می‌شد.

  • اشکال اول اندراج یک ماهیت در تحت دو مقوله و اشکال دوم تبدل یک ماهیت از یک مقوله، اندراج یک مقوله در تحت مقولۀ دیگر که از اوّلی این اشکال أصعب و أشکل بود. به فرمایش مرحوم حاجی أم کیف تحت الکیف کلٌّ قَد وَقَع، تعبیر آورده می‌شود.

  • اشکالات دیگری هم در این زمینه مطرح کردند که چگونه ممکن است صور عظیمه در ذهن تقرر پیدا بکند. لازمۀ این مسئله اگر به آن کِبَر خودش باشد محالیت لازم می‌آید و اگر به صِغَر خودش باشد تبدل امر کبیر به صغیر در ذهن، این خودش موجب عدم وجود ذهنی و انفکاک بین وجود ذهنی از تعیّن خارجی است. اینها هم اشکالاتی بود که در طیّ مباحث گذشت.

  • برای فرار از این اشکال، بعضی‌ها قائل به یک نحوه ارتباط بین نفس و تعین خارج شدند. در واقع انکار وجود ذهنی را به این وسیله طبعاً مطرح می‌کنند که وجود ذهنی‌ای در کار نیست و ما مقوله‌ای به نام وجود ذهنی نداریم بلکه آنچه که هست عبارت از یک نحوه تعلق و ارتباط بین نفس و خارج است که حالا به آن تعلق، وجود ذهنی می‌گویند، بعضی‌ها [به آن] ظهور صور اعیان در لوح و مرآت نفس می‌گویند، بعضی‌ها اظهار نفس، آن صور ذهنی را بر وزان صور خارجی می‌گویند، تمام اینها به‌واسطۀ این تعلق پیدا می‌شود. اما در واقع چیزی در ذهن قرار نمی‌گیرد و واقع نمی‌شود و ذهن و نفس ظرف برای تحقق این صور نیست.

    1. شرح المنظومة، حسن زاده آملی، ج 2، ص 121.