
تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی
اتحاد علم و معلوم در پرتو حقیقت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق میشد، مسلک ویژهای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر میکنند، تبیین مینمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت میکند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیلهای فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکلگیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوبهای او میپردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم میشود.
تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی
3تأثیر علوم در انسان
اگر شما یک آیۀ قرآن را حفظ کنید حالت نفسانیتان با قبل از حفظ آیۀ قرآن تفاوت میکند و این قطعی است! اگر یک حکایتی را بخوانید حالت نفسانیتان نسبت به خواندن این حکایت تا قبل از خواندن تفاوت میکند، این یک مسئلۀ قطعی است و در این شکی نیست. در اینکه علوم در انسان اثر میگذارند و نفس متأثر از علوم است کسی در این مسئله شکی ندارد. برایناساس مسائل روانی، مسائل نفسی، رشد و تجرد نفس پایهگذاری شده است و علمای علم اخلاق و تربیت همه اساس حرکت و صعود را براساس معلومات، تصورات نفس، تخلیه و تجرید نفس، ادراک صحیح و تفکر و تعقل قرار دادند. «تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عبادةِ سبعین سَنَةً»،1 دیگر تمام آن تبعات و غایات و اهدافی که از نظر شارع مبتنی بر تکمیل تکالیف است همه براساس تصورات ذهنی، واردات، علوم، الهامات، جاذبهها و نفحاتی است که بر نفس وارد میشود و نفس را تغییر و متبدل میکند.
این یک مسئلۀ بسیار اساسی است که إنشاءالله در جلسات دیگر روی این مسئله خیلی مانور میدهیم در اینکه چطور نفس بهواسطۀ علوم مختلف دائماً در حال تغیر و تبدل است. إمّا صعوداً و إمّا هبوطاً إمّا رفاعاً و إمّا حضیضاً در هردو مرحله و در هردو مرتبه وجود دارد. از این باب این حالت نفس داخل در تحت مقولۀ کیف است. بنابراین کیف عبارت از اتصاف موضوع به یک چگونگی و به یک کیفیت و به یک نحوهای است که آن نحوه نه کمّ، نه عین، نه متیٰ و نه اضافه است بلکه عبارت از کیفیت و چگونگی است که در اصطلاح داخل در تحت مقولۀ کیف است و از آن باب که این مقوله، مقولۀ خارجی نیست پس مقولۀ کیف نفسانی است.
از این نقطهنظر بحثی نیست اما از نقطهنظر دیگر این حالتی که نفس پیدا کرده اتحادی با آنچه را که دریافته دارد و ما نمیتوانیم بین آن دریافت و تصور و تلقی نفس با نفس افتراق قائل بشویم بلکه بین آن دو وحدت حاکم است. وحدت در معلوم و علم، اتحاد بین نفس و مدرکات، اتحاد بین نفس و تصور، گرچه نفس منبع و منشأ است اما درعینحال باز دوئیت عقلیه و تجرید عقلی در اینجا حاکم است. از باب اینکه نفس بالأخره معلومی را در خود واجد است و معلومی را در وجود خود حیازت کرده است بحث در آن معلوم به خود ماهیت آن معلوم برمیگردد. اگر آن معلوم عبارت از جوهر و عرض باشد، نفس ادراک جوهر و عرض را کرده و اگر آن معلوم فقط عرض باشد، نفس ادراک عرض را کرده است و این بسته به این است که او چه ادراکی در اینجا کرده است.
- . اسرار الشریعة، سید حیدر آملی، ص 363؛ ریاض السالکین، ج ٣، ص ٣٧٠، با قدری اختلاف.
