
تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی
اتحاد علم و معلوم در پرتو حقیقت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق میشد، مسلک ویژهای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر میکنند، تبیین مینمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت میکند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیلهای فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکلگیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوبهای او میپردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم میشود.
تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق میشد، مسلک ویژهای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر میکنند، تبیین مینمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت میکند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیلهای فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکلگیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوبهای او میپردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم میشود.
تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی
7انتزاع معقولات کلیه از صور خیالیه
و مِن الصورِ الخیالیة و الأشباحِ المِثالیة ... از صور خیالیه یک امر کلی را انتزاع میکند و از حالت ترحم جزئی یک ترحم کلی [را انتزاع میکند]. اینها صور خیالیه هستند؛ ترحم، غضب، شهوت، عطوفت و این صوری که همۀ اینها صور هستند یعنی رنگ ندارند ولی بالأخره صور خیالی هستند، [از اینها] امور کلی را انتزاع میکند یعنی [وقتی] یک حالت عطوفتی که در یک شیء خارجی میبیند میگوید که این شخص دارای عطوفت نسبت به طفل یتیم است. پس از آن صورت خارجی که آن صورت خیالیه است میآید امور کلی، بعد عطوفت کلی، رحمت کلی و غضب را به او نسبت میدهد. این انتزاع معقولات کلیه از صور خیالیه است یااینکه از اشباح مثالیه [انتزاع میکند]، امور کلی را از شبحهای مثالیه ـ آنچه را که در خواب میبیند یا در مکاشفه میبیند یا ذهن او ترسیم میکند ـ انتزاع میکند. بسیار خب اینکه چیزی نیست.
و لا شَکَّ أنَّها عِندَ انتزاعِ هذا المَعقولِ المُنتَزَعِ یَتأثرُ بِکیفیةٍ نَفسانیةٍ هیَ عِلمُها بِه فَیُعلَمُ حینئذٍ أنَّ لِلنفسِ هُناک کیفیةً حادثةً عِندَ انکشافِ هذا المَعنىٰ و الحُکماءُ قالوا إنّا إذا فَتَّشنا حالَنا عِندَ التَّعقلِ لَم نَجِد إلاّ هذهِ الصورةَ.
شکی نیست وقتی که این نفس این معقول را انتزاع میکند، خود نفس به یک کیفیت نفسانیهای متأثر میشود که آن کیفیت نفسانیه، علم نفس به آن منتزع است این عبارت از این است. کیفیت نفسانی عبارت از علم اوست و علم او به این منتزع همان کیف نفسانی است که در اینجا پیدا میشود. فَیُعلَمُ حینئذٍ أنَّ لِلنفسِ ... نفس در اینجا کیفیتی حادث دارد یعنی وقتی که این معنا برایش منکشف شد یک حالت جدیدی برایش پیدا میشود که این حالت نبود و حادث است. حکماء فرمودند: وقتی که ما حالمان را موقع تعقل تفتیش کنیم ما فقط این صورت را پیدا میکنیم. یعنی وقتی که دائماً در ذهنمان فرو برویم...
