اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء

تحلیل نسبت میان وجود عینی و صورت‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد مبانی حکما در باب «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با طرح اشکال بر دیدگاه سید میرداماد آغاز می‌شود که آیا ماهیت در ذهن و خارج، دو حقیقت متفاوت است یا یک حقیقت با دو نحوۀ وجود. استاد با تبیین این نکته که وجود، حقیقتِ شیء را می‌سازد، توضیح می‌دهند که ذهن با حذف مشخصات و عوارضِ خارجیِ اشیاء، به یک حقیقتِ واحد و کلی دست می‌یابد که مبدأ ادراک است. در ادامه، ایشان با نقد رویکرد متأخرین که مباحث را صرفاً بر پایه احتمالات عقلی و بدون تکیه بر مبانی کشفی و شهودی بنا کرده‌اند، بر لزوم اتصال به عالم ملکوت برای درک حقایق تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت به تبیین این حقیقت می‌رسد که ادراکِ ما از اشیاء، نه یک فرآیندِ صرفاً ذهنی و انتزاعی، بلکه پیوندی با مراتبِ وجودیِ عالم است.

تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء

1
  • درس سیصد و هفتاد و چهارم

  • توجیهات مرحوم آخوند در باب نظر سید میرداماد در بحث وجود ذهنی (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فإن قُلتَ ما ذَکَرتَهُ لا یُطابِقُ قَواعدَ القَومِ وَ لا یَظهَرُ صِحَّتهُ أیضاً لأنَّ الشَی‌ءَ لا یَنفَکُّ عَن ذاتیهِ بِحَسبِ الوُجودَین عَلى ما تُقُرِّرَ مِن خَواصِ الذّاتی و أیضاً عَلى هَذا التَّقدیرِ لا یَکونُ لِشَی‌ءٍ واحِدٍ وجودانِ ذِهنی و عینی.1

  • مطلبى را که مرحوم آخوند در توجیه کلام مرحوم سید نقل کردند این بود که ماهیتى که عبارت از شیئیت شیء است ـ نه ماهیت به معنای حدود و ثغور؛ ذات و ذاتیات ـ خود آن شیء‌ بر دو نحوۀ از وجود دو نحوۀ از ماهیت را تشکیل مى‌دهد. بنابراین در وجود خارجى عبارت از جوهر و عرض است و در وجود ذهنى عبارت از کیف نفسانى است. بدین جهت حکایت وجود ذهنى و وجود نفسی از وجود عینى و خارجى محقق است، اشکالى را که بر این مسئله وارد کرده بودند این بود که این فرض، عین فرض انقلاب است و در انقلاب، دیگر محاکى با محاکیٰ تفاوت دارد.

  • این مطلبى را که إن قُلت اشکال مى‌کند مرحوم آخوند در اینجا مى‌فرماید: ما در اینجا به انقلاب معتقد نیستیم که یک ماهیت برگردد و به ماهیتى دیگر منقلب بشود بلکه ما معتقدیم شیء‌ واحد دو نحوۀ از وجود دارد؛ یک نحوۀ از وجودش همین است که شما در خارج مى‌بینید و یک نحوۀ از وجودش این است که در ذهن هست نه‌اینکه آنچه که در خارج هست وقتى در ذهن مى‌آید، برمى‌گردد و یک چیز‌ دیگر مى‌شود. یک شیء‌ دو نحوۀ از وجود دارد مثل اینکه فرض کنید انسان از نظر انعکاس دو نحوۀ از وجود دارد و صورت او دو نحوه منعکس می‌شود؛ یکى اینکه شما در مقابل مرآت قرار مى‌گیرد و صورت شما در مرآت واقع مى‌شود و یک وقتى به‌وسیلۀ دوربین‌ عکاسى صورت شما گرفته مى‌شود و روى کاغذ طبع مى‌شود، این با آن دوتاست؛ این قائم به قرطاس و قائم به این کاغذ است و آن قائم به مرآت است. در آنجا با انعدام آن ذی الصورة خود صورت هم منعدم مى‌شود اما در اینجا با انعدام ذی الصورة، خود صورت منعدم نمى‌شود. افراد مى‌میرند و هنوز عکس‌هایشان هست و هر سال هم تکرار مى‌شود! ممکن است دو نحوۀ از صورت در اینجا تشکل پیدا کند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 321.