
تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء
تحلیل نسبت میان وجود عینی و صورتهای ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد مبانی حکما در باب «وجود ذهنی» میپردازند. بحث با طرح اشکال بر دیدگاه سید میرداماد آغاز میشود که آیا ماهیت در ذهن و خارج، دو حقیقت متفاوت است یا یک حقیقت با دو نحوۀ وجود. استاد با تبیین این نکته که وجود، حقیقتِ شیء را میسازد، توضیح میدهند که ذهن با حذف مشخصات و عوارضِ خارجیِ اشیاء، به یک حقیقتِ واحد و کلی دست مییابد که مبدأ ادراک است. در ادامه، ایشان با نقد رویکرد متأخرین که مباحث را صرفاً بر پایه احتمالات عقلی و بدون تکیه بر مبانی کشفی و شهودی بنا کردهاند، بر لزوم اتصال به عالم ملکوت برای درک حقایق تأکید میورزند. این جلسه در نهایت به تبیین این حقیقت میرسد که ادراکِ ما از اشیاء، نه یک فرآیندِ صرفاً ذهنی و انتزاعی، بلکه پیوندی با مراتبِ وجودیِ عالم است.
تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء
6یک وقتى آقای مطهری در زمان شاه در مجلۀ زن روز یک مقالاتى راجع به حقوق زن میداد که بعد آنها را تبدیل به کتاب حقوق زن در اسلام کردند. آن موقع جایی رفته بودیم و یکى این مجلهها را مىخرید، مجلۀ زن روز زمان شاه خیلى معروف است نمىدانم مستفیض مىشدید یا نه؟! جالب اینجاست که آقاى مطهرى یک صفحه مقاله نوشته بود و یک قاضى مهدوى بود که پاسخ او را مىداد و به قوانین اسلامى راجع به زن اعتراض مىکرد. آنوقت پشت صفحه را یک عکسى از آن عکسهای ... میزدند، لابد عمداً این کار را مىکردند! در این صفحه مقالۀ آقاى مطهرى بود و پشتش را بیا و ببین! خیال نمىکنم کسى دیگر فرصت پیدا مىکرد که مقاله را مطالعه کند! علىٰکلّحال اینطرف صفحه هیچ ارتباطى با آنطرف صفحه ندارد! این براى خودش وجود جدا دارد و آنهم براى خودش وجود جدا دارد. آن صورت در مرآتیت مربوط به مرآت است و آن صورت در اینهم مربوط به این است، پس یک شیء واحد دوتا نمىشود و دو وجود پیدا نمىکند.
معنای حقیقة الشىء در کلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند به این اشکال جواب مىدهند؛ جوابى که ایشان راجع به این قضیه مىدهند این است که مسئله را به حقیقة الشىء برمىگردانند؛ یک حقیقت شیء درست مىکنند و آن عبارت از آن چیزى است که مافوق موجودیت شیء است و از موجودیت شیء برتر است و مىفرمایند: بنا بر آن مبناى ما که وجود را مقدم بر ماهیت مىدانیم، این وجود بر حقیقة الشىء عارض میشود. وجود است که حقیقت شیء را مىسازد نهاینکه حقیقت شیء قوام دارد و گاهى در این وجود و گاهى در وجود دیگر تجلى مىکند. نه! وجود، حقیقت شیء را ایجاد مىکند و مىگوید: من آن را درست کردم. حالا یا آن وجودى که مىخواهد حقیقت شیء را ایجاد کند وجود خارجی است که همین وجودى مىشود که داریم مىبینیم. یا آن وجودى که حقیقت شیء را ایجاد کند وجود ذهنى است، آن است که در ذهن هست. پس آنچه که در ذهن هست بدون اینکه خود ما توجه داشته باشیم که وجود ذهنی است ـ بدون توجه ما ـ حکایت از آن وجود خارجى مىکند یعنى بدون اینکه خود ما بفهمیم که الآن آنچه که در ذهن ما هست صورت است و زید نیست، زید براى خودش در خیابان راه مىرود، آنچه که در ذهن ما هست عبارت از صورت اشیاء است؛ منبابمثال الآن زید در خیابان راه مىرود، میگوییم: بروید بگویید که بیاید، مىگویید: من هم دارم او را مىبینم که الآن در خیابان راه مىرود. این زیدی که الآن در ذهن شما هست که زید نیست، وجود ذهنى به آن حقیقة الشىء صورت داده و صورت، صورت ذهنى است که کیف نفسانی مىشود. ایشان مىگویند: با توجه به این قضیه این مطلب یکقدرى به آن مسلکى که ما داریم نزدیک مىشود. حالا تا إنشاءالله به آن مطلب برسیم.
