اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء

تحلیل نسبت میان وجود عینی و صورت‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد مبانی حکما در باب «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با طرح اشکال بر دیدگاه سید میرداماد آغاز می‌شود که آیا ماهیت در ذهن و خارج، دو حقیقت متفاوت است یا یک حقیقت با دو نحوۀ وجود. استاد با تبیین این نکته که وجود، حقیقتِ شیء را می‌سازد، توضیح می‌دهند که ذهن با حذف مشخصات و عوارضِ خارجیِ اشیاء، به یک حقیقتِ واحد و کلی دست می‌یابد که مبدأ ادراک است. در ادامه، ایشان با نقد رویکرد متأخرین که مباحث را صرفاً بر پایه احتمالات عقلی و بدون تکیه بر مبانی کشفی و شهودی بنا کرده‌اند، بر لزوم اتصال به عالم ملکوت برای درک حقایق تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت به تبیین این حقیقت می‌رسد که ادراکِ ما از اشیاء، نه یک فرآیندِ صرفاً ذهنی و انتزاعی، بلکه پیوندی با مراتبِ وجودیِ عالم است.

تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء

3
  • ما اتفاقاً به یک جایى در یکى از این کشورها رفته بودیم، یک موزه‌اى بود ـ در آنجا به موزه متحف مى‌گفتند ـ که رجال سیاسى آنجا را مجسمه کرده بودند و در آنجا گذاشته بودند. خب مجسمه‌هایى که ما در اینجا دیده بودیم، مجسمه بود ولی در آنجا اصلاً به‌نحوى بود که تصور ما این بود که خود شخص نشسته است! این‌قدر این طبیعى بود که ما نتوانستیم تشخیص بدهیم، فقط از این نظر که این ساکت همین‌طور ایستاده بود [مشخص بود که مجسمه است]! فرض کنید اگر یکى هم همین‌طورى نفس نمى‌کشید و چشمش هم حرکت نمی‌کرد، دیگر با آن تفاوت نداشت. فقط از این باب دیگر مثل هم و شبیه بودند. حالا فرض کنید که اگر من‌باب‌مثال آمدیم ـ نمى‌دانیم این زید است ـ و وارد یک هم‌چنین اتاقى شدیم و چشممان به زید افتاد که نشسته است و دارد به ما نگاه مى‌کند و چشم و پلک هم به‌هم نمی‌زند، هیچ پلکى نمى‌زند. آیا شما واقعاً مى‌فهمید این روح ندارد یااینکه نمى‌فهمید؟! چه چیزی از این در ذهن مى‌آید؟ فقط این صورت آمده است. این صورت به ‌انضمام آن جنبۀ فصلیتش که انسانیت و روحش باشد در ذهن آمده است که به‌واسطۀ آن قضیه، مى‌گویید که این الآن زید است و روح دارد و ماهیت دارد و سنگ و چوب نیست. خب این ذهنیت مى‌ماند تااینکه جلو مى‌روید و [می‌گویید که] سلام علیکم، مى‌بینید باز هم دارد نگاهتان مى‌کند! [می‌گویید:] آقا خدمتتان سلام عرض کردم. مى‌بینید باز هم دارد نگاه مى‌کند! [می‌گویید:] آقا کر هستید؟! باز نمى‌فهمد. تا بروید و جلو بگویید: آهای! مى‌بینید افتاد. تازه مى‌فهمید‌ عجب! اینکه ما در ذهن داشتیم صورت بود اما چیز دیگرى که داشتیم غلط بود، آن چه بود؟! آن روحى را که شما تصور کرده بودید که عبارت از همان ماهیت است، در اینجا اشتباه کردید. عکس قضیه هم ممکن است؛ فرض کنید که یک مجسمه‌اى را درست کنند که شروع به حرف زدن با شما کند! درست مى‌کنند، الآن قشنگ درست مى‌کنند. آن ضبط را در شکم آن مى‌گذارند و شروع مى‌کند عین صداى همان شخص را درمی‌آورد! [می‌گوییم:] حال شما چطور است؟! به او برنامه دادند و آن پروگرامه1 کردند! [می‌گوییم] حال شما چطور است؟ [می‌گوید:] الحمدلله خیلى ممنون دست شما درد نکند. تابه‌حال ‌کجا بودى؟! چه خبر؟! خیلى هم قشنگ و ردیف شروع به گفتن یک چند جمله‌ای می‌کند. مى‌بیند که حالا مؤدب هم شده است، تا حالا این حرف‌ها را نمى‌زد. خب تا حالا کجا بودى؟ هیچ چیز، از سفر برگشته بودم که به اینجا آمدم. تمام این برنامه را به‌طوری براى شما سؤال و جواب مى‌کند که واقعاً تصور مى‌کنید که این زید است. بعد خارج از برنامه حرفى را مى‌زنید و از دهانتان بیرون مى‌آید، مى‌بینید که یک چیز دیگری جواب داد.

    1. . Program: برنامه، دستور، نقشه، روش کار. (محقق)