اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء

تحلیل نسبت میان وجود عینی و صورت‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد مبانی حکما در باب «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با طرح اشکال بر دیدگاه سید میرداماد آغاز می‌شود که آیا ماهیت در ذهن و خارج، دو حقیقت متفاوت است یا یک حقیقت با دو نحوۀ وجود. استاد با تبیین این نکته که وجود، حقیقتِ شیء را می‌سازد، توضیح می‌دهند که ذهن با حذف مشخصات و عوارضِ خارجیِ اشیاء، به یک حقیقتِ واحد و کلی دست می‌یابد که مبدأ ادراک است. در ادامه، ایشان با نقد رویکرد متأخرین که مباحث را صرفاً بر پایه احتمالات عقلی و بدون تکیه بر مبانی کشفی و شهودی بنا کرده‌اند، بر لزوم اتصال به عالم ملکوت برای درک حقایق تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت به تبیین این حقیقت می‌رسد که ادراکِ ما از اشیاء، نه یک فرآیندِ صرفاً ذهنی و انتزاعی، بلکه پیوندی با مراتبِ وجودیِ عالم است.

تبیین وجود ذهنی و حقیقت اشیاء

2
  • دو نحوۀ وجود از شیئة الذّات

  • عین همین مسئله را در باب شیئة الأشیاء و شیئة الذّات مى‌گوییم. شیئیت ذات مى‌تواند دو نحوۀ از وجود را داشته باشد؛ یک نحوۀ از وجودش عبارت از همین ماهیت، جوهر و عرض خارجى است که قابل اشارۀ حسیه است و یک نحوۀ از وجودش عبارت از همین کیفیتى است که ما به او کیف نفسانى مى‌گوییم و قائم به نفس است. خب این‌هم حکایت از آن مى‌کند چطور اینکه اگر شما به این صورت نگاه کنید مى‌بینید این صورتى که در قرطاس هست عین همان صورتی است که در آینه هست. یا وقتى به صورت در آینه نگاه مى‌کنید مى‌بینید عین همان صورتی است که الآن در کاغذ نقش بسته است. ما همین حرف را در اینجا مى‌زنیم. با این تقریرى که امشب در اینجا بیان کردم دیگر نهایت مطلبی است که انسان مى‌تواند نسبت به کلام مرحوم سید صدرالدین دشتکى بیان کند.

  • مطلبى که در اینجا نقل شده است با تتمه‌اى که در حاشیۀ مرحوم آقاى سبزوارى که من از او هم اضافه کردم و مطلب را به این کیفیت تقریر کردم، این إن قلتى که در اینجا هست اشاره به این مطلب دارد که این مطلب شما با قواعد قوم وفق نمى‌دهد یعنى آنهایى که قائل هستند بر اینکه ما وجود ذهنى داریم، قائل به این مطلب نیستند که همان شیء واحد دو نحوۀ وجود داشته باشد. نه‌خیر، شی‌ء واحد دو نحوۀ از وجود ندارد بلکه ماهیت این شیء‌ در وجود خارجى، جوهر و عرض است و بعد صورت او ـ نه خود آن ماهیت ـ در ذهن به‌صورت کیف نفسانی است. پس ماهیت در ذهن کیف نفسانى نیست بلکه عبارت از صورت و مفهوم شی‌ء است و آن صورت شى‌ء کیف نفسانى است. و اگر شما یک مقدارى دقت کنید مى‌بینید مطلب در اینجا این‌طور و به این کیفیتى که بیان شده نیست. شما زیدى را که در ذهن مى‌آورید واقعاً ماهیت و جوهر او را در ذهن مى‌آورید؟! آن ماهیت در خارج هست. آن جوهریت و عرضیت در خارج هست، آن که در ذهن نمى‌آید! چون اگر بدون وجود خارجى در ذهن بیاید از خودش قوام ندارد. تا اینجا راجع به این قضیه بحث مى‌کنیم ولى فعلاً تا اینجایى که خواندیم [بیان می‌کنیم]. الماهیةُ مِن حیثُ هی لَیست الاّ هی، اگر بخواهد با وجود بیاید که آن منفجر مى‌شود. بنابراین آن را که در ذهن آورده‌اید صورتى از زید است منتها به انضمام یک مفاهیمى ‌که آن مفاهیم این زید خارجى را از مجسمه بودن خارج مى‌کند و به انسان بودن داخل مى‌کند.