اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجیهات مرحوم آخوند در باب وجود ذهنی

بررسی دیدگاه سید میرداماد و نقد نظریه انقلاب حقایق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و تحلیل دیدگاه‌های مرحوم مرحوم آخوند پیرامون نظریه سید میرداماد در بحث وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی این بحث، تبیین چگونگی ارتباط میان صور عینیه در خارج و صور ذهنیه در نفس است. استاد با تشریح دو وجه ارائه‌شده توسط مرحوم آخوند، ابتدا به نقد نظریه «انقلاب حقایق» می‌پردازند و سپس دیدگاه مبتنی بر «هیولای مبهمه» را به عنوان تلاشی برای حل این معضل فلسفی بررسی می‌کنند. در این مسیر، مفاهیمی همچون نحوه تعین یافتن ماهیات در وجود خارجی و ذهنی، تفاوت میان وجود و ماهیت، و چگونگی ظهور یک حقیقت واحد در دو ساحت متفاوت مورد واکاوی قرار می‌گیرد. هدف از این مباحث، روشن ساختن این نکته است که آیا می‌توان بدون پذیرش انقلاب ماهیت، ارتباطی منطقی میان عالم خارج و ذهن برقرار کرد یا خیر.

توجیهات مرحوم آخوند در باب وجود ذهنی

2
  • جوابی که طبعاً به‌نظر می‌رسد که خود مرحوم آخوند هم می‌گویند: فیه‌ ما فیه این است که در اینجا فرق بین انقلاب و این مسئله چه شد؟! ما نفهمیدیم. خود مرحوم حاجی هم در اینجا اشاره می‌کند و می‌گوید: بالأخره وقتی که یک امر دو صورت پیدا می‌کند باید یک مادۀ واحده‌ای وجود داشته باشد که این مادۀ واحده در جایی به صورتی و در جایی به صورت دیگر باشد. شما در اینجا مادﮤ واحده و امر مشترک پیدا نمی‌کنید. پس چه فرقی شد؟! گفت که اسمش را نیاور، خودش را بیاور! این همان انقلاب است؛ آن ربطی که بین صورت خارجی و صورت ذهنی که کیف نفسانی است چیست؟ اگر ماهیت است که آن ماهیت در خارج جوهر و عرض می‌شود و در نفس کیف نفسانی می‌شود. اگر آن امر واحد وجود است ـ چون خارج از این دو که نداریم؛ یا وجود است یا ماهیت! ـ شما گفتید که وجود هم که فرق می‌کند و وجود خارجی با وجود نفسی دوتا است و اینها چه ارتباطی با همدیگر دارند؟! این یک مسئله بود.

  • مرحوم آخوند می‌فرمایند: ما مطلب را دقیق‌تر [بیان می‌کنیم] و یک قدم بالاتر از این می‌گذریم و ما در اینجا توجیه بهتری نسبت به کلام مرحوم سید انجام می‌دهیم و بحث را می‌بریم از باب هیولای مبهمه وارد می‌شویم.

  • عدم تعین هیولای مبهمه

  • همان‌طور که هیولای مبهمه یک امری است که تعین ندارد و تعینش به‌واسطۀ صوری است که بر او عارض می‌شود. شما خاک را درنظر بگیرید؛ این خاک از یک عناصری ترکیب شده فرض کنید آن عناصر گوگرد و کلسیم و ید و سایر مواد عالی است تااینکه این خاکی که الآن شما در باغچه دارید این عناصر موجب تشکّل این خاک شده‌اند. در یک جا آهن زیاد می‌شود، یک جا گوگردش زیاد می‌شود، یک جا فسفرش بیشتر است، یک جا یدش زیادتر است. برحسب اختلاف در هوا و امکنه این مواد ابتدایی که مواد آلی هستند به این خاک تبدیل شده و حالا این خاک صورتی از همین مواد آلی است. این مواد آلی هرکدام یک صورت نوعیه دارند؛ گوگرد برای خودش یک صورت نوعیه دارد، آهن یک صورت نوعیه دارد، ید یک صورت نوعیه دارد، سدیم یک صورت نوعیه دارد، کلسیم یک صورت نوعیه دارد و هرکدام از اینها یک صورت نوعیه دارند، آن صورت نوعیه‌ای که اینها دارند به‌واسطۀ اختلاط و امتزاج تبدیل به این تراب می‌شود، این تراب به‌واسطۀ اختلاط و امتزاج با ماء تبدیل به شجر می‌شود، شجر تبدیل به ثمره و فاکهه می‌شود، ثمره و فاکهه تبدیل به غذا و دم می‌شود و هَلُمُّ‌ جَرّاً.