
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
تحلیل دیدگاه سید و پاسخ به اشکالات علامه دوانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد نظریه «انقلاب حقایق» در مبحث وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ماهیت اشیاء هنگام انتقال از ظرف خارج به ظرف ذهن، دچار دگرگونی و انقلاب میشود یا خیر. در این مسیر، ابتدا دیدگاه مرحوم سید مبنی بر تفاوت ماهوی میان وجود خارجی و ذهنی به دلیل تفاوت در نحوه وجود تبیین شده و سپس اعتراضات منتقدان، بهویژه علامه دوانی، مورد واکاوی قرار میگیرد. اشکال اصلی منتقدان این است که بدون وجود یک ماده مشترک، سخن گفتن از انقلاب یک حقیقت به حقیقت دیگر معقول نیست و این نظریه در نهایت به همان «قول به شبح» بازمیگردد. استاد با تحلیل دقیق این تقابل، نشان میدهند که چگونه تفاوت در ظرف وجود، ماهیت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، تفاوتهای ظریف میان این دیدگاه و قول به شبح را برای تبیین دقیقتر مسئله روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
8مِن قَبیلِ أن یُقال حصولُ ... اینکه ایشان ذکر کردند مثل این است که یک کسی اینطوری بگوید که حصول زید در دار اعم از این است که باقی بماند یااینکه به عمرو برگردد و تبدیل به عمرو بشود. زید که در خانه هست هر روز زید است حالا که زید در خانه هست چه زید باشد چه برگردد عمرو بشود هردوی آن زید است، اینکه نمیشود! ایشان هم همین را میگویند که آنکه در خارج هست جوهر است و اینکه در ذهن هست نفس است؛ حالا جوهر در ذهن باشد چه جوهر باشد چه تبدیل به کیف نفسانی بشود دیگر جوهر نیست و معنی ندارد. مثل اینکه امروز زید اینجا آمده است شب که میخوابد صبح عمرو میشود! نمیشود این به آن تبدیل بشود.
ثُمَّ مِن البَیِّنِ أنَّهُ إذا لَم یَکن بَینَ الأمرَینِ أمرٌ مُشترکٌ یَبقىٰ معَ الانقلابِ کالمادةِ أو کالجنسِ مثلاً لَم یَصدُق أنَّ هُناکَ شَیئاً واحداً یَکونُ تارةً ذلکَ الأمر و أخرىٰ أمراً آخر و الفِطرةُ السَّلیمةُ تَکفی مَئونةَ هذا البَحث و أنتَ تَعلمُ أنَّ القائلَ بِالشَّبحِ لا یَعجزُأن یَقولَ وجودُ الأمرِ الخارجی فی الذهنِ لا یُمکن إلاّ بِحصولِ شَبَحِهِ فیهِ و أنَّ الشبَحَ لَو وُجدَ فی الخارجِ یَکونُ عینَ الأمرَ الخارجی بَل هوَ قائلٌ بِذلکِ.
اشکال دیگر این است که اگر بین وجود خارجی و وجود ذهنی ـ بین دو حقیقت ـ امر مشترک نباشد که با انقلاب باقی بماند مثل ماده در ظاهر یا جنس در صور نوعیه، این صدق نمیکند که در اینجا شیء واحد است، در یک وقت آن صورت را دارد و در یک وقت دیگر این [صورت] را دارد و فطرت سلیمه کفایت میکند که این مطلب را چطور بررسی کند.
و أنتَ تَعلمُ أنَّ القائلَ بِالشَّبحِ ... و تو میدانی که قائل به شَبَح باکی ندارد و عاجز نیست که بگوید: وجود امر خارجی در ذهن ممکن نیست مگر اینکه شَبَحی از او در ذهن باشد و شَبح اگر در خارج باشد، عین امر خارجی است. خب او هم همین حرف را میزند. اینهم اشکال دیگر که این مطلب شما عین قول به شبح است.
