
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
تحلیل دیدگاه سید و پاسخ به اشکالات علامه دوانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد نظریه «انقلاب حقایق» در مبحث وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ماهیت اشیاء هنگام انتقال از ظرف خارج به ظرف ذهن، دچار دگرگونی و انقلاب میشود یا خیر. در این مسیر، ابتدا دیدگاه مرحوم سید مبنی بر تفاوت ماهوی میان وجود خارجی و ذهنی به دلیل تفاوت در نحوه وجود تبیین شده و سپس اعتراضات منتقدان، بهویژه علامه دوانی، مورد واکاوی قرار میگیرد. اشکال اصلی منتقدان این است که بدون وجود یک ماده مشترک، سخن گفتن از انقلاب یک حقیقت به حقیقت دیگر معقول نیست و این نظریه در نهایت به همان «قول به شبح» بازمیگردد. استاد با تحلیل دقیق این تقابل، نشان میدهند که چگونه تفاوت در ظرف وجود، ماهیت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، تفاوتهای ظریف میان این دیدگاه و قول به شبح را برای تبیین دقیقتر مسئله روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
7و عَلىٰ فَرضِ التَسلیمِ ... گیرم بر اینکه موجودیت متقدم بر ماهیت باشد یعنی بالطبع نه زماناً؛ تقدم رتبی، نه تقدم زمانی، بالطبع موجودیت بر ماهیت مقدم باشد این باعث نمیشود که انقلاب بشود زیرا شما میگویید که موجودیت عارض بر ماهیت است، این عوارض چه متقدم باشند یا متأخر باشند حقیقت و ماهیت معروض را تغییر نمیدهند. ماهیت معروض در خارج جوهر است و ماهیت این معروض در ذهن، کیف نفسانی است پس اینکه تبدیل به آن نمیشود.
فَإنَّها إنَّما تَعرضُ لِتلکَ الحَقیقةِ ... این عوارض برای این حقیقت عارض میشوند بنابراین این عوارض همیشه با او هستند. اگر وجود خارجی عارض بر ماهیت شده بنابراین همیشه جواهر و اعراض با این وجود هستند و اگر وجود ذهنی عارض بر این ماهیت ذهنی شده پس همیشه کیف نفسانی همراه با این وجود ذهنی خواهد بود و هیچوقت کیف، جوهر و عرض [نخواهد شد] و هیچوقت جوهر و عرض، کیف نخواهد شد. این کلام ایشان است و اشکال اول بود.
ثُمَّ عَلىٰ فَرضِ الانقلاب یَکونُ الحاصلُ فی الذهنِ مُغایراً بِالماهیةِ لِلحاصلِ فی الخارجِ و هوَ خِلافُ مُقتضَى الدَّلیل الدّال عَلَى الوجودِ الذهنی و ما ذَکرهُ مِن أنَّ حصولَ الماهیةِ فی الذهنِ أعمٌ مِن أن یَبقىٰ فیهِ عَلىٰ ما کان أو یَنقلبَ إلى ماهیةٍ أخرىٰ مِن قَبیلِ أن یُقال حصولُ زیدٍ فی الدارِ أعمٌ مِن أن یَبقى فیهِ عَلىٰ ما کان أو یَنقلب فیهِ إلى عمرو مثلاً.1
اشکال بعدی این است که اگر انقلاب در اینجا باشد ماهیت آنکه در ذهن هست با آنکه در خارج هست دوتاست پس این دیگر نمیتواند حکایت از او کند و دلیلی که دلالت بر وجود ذهنی میکند میگوید که همان خارج در ذهن هست درحالیکه اینجا دوتا هست.
و ما ذَکرهُ مِن أنَّ حصولَ الماهیةِ فی الذهنِ ... اینکه ایشان ذکر کردند که حصول ماهیت در ذهن اعم است همانطوریکه قبلاً بوده است یااینکه به ماهیت دیگر قلب بشود که کیف نفسانی است، اعم است. ما میگوییم که شیء در ذهن حاصل و موجود شده است حالا یا همانطوریکه قبلاً ماهیت و جوهر و عرض بوده، یااینکه تبدیل به یک کیف دیگر شده است؛ انقلابش به یک ماهیت دیگر موجب نمیشود که آن وحدت ازبین برود.
- . همان، ص 319.
