
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
تحلیل دیدگاه سید و پاسخ به اشکالات علامه دوانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد نظریه «انقلاب حقایق» در مبحث وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ماهیت اشیاء هنگام انتقال از ظرف خارج به ظرف ذهن، دچار دگرگونی و انقلاب میشود یا خیر. در این مسیر، ابتدا دیدگاه مرحوم سید مبنی بر تفاوت ماهوی میان وجود خارجی و ذهنی به دلیل تفاوت در نحوه وجود تبیین شده و سپس اعتراضات منتقدان، بهویژه علامه دوانی، مورد واکاوی قرار میگیرد. اشکال اصلی منتقدان این است که بدون وجود یک ماده مشترک، سخن گفتن از انقلاب یک حقیقت به حقیقت دیگر معقول نیست و این نظریه در نهایت به همان «قول به شبح» بازمیگردد. استاد با تحلیل دقیق این تقابل، نشان میدهند که چگونه تفاوت در ظرف وجود، ماهیت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، تفاوتهای ظریف میان این دیدگاه و قول به شبح را برای تبیین دقیقتر مسئله روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی
2عدم لزوم وجود مادۀ مشترک در انقلاب
جوابی که ایشان میدهند میگویند که هر انقلابی این مسئله را اقتضاء نمیکند. بله، اگر انقلاب در وصف باشد مانند انقلاب سیاهی به سفیدی، لازمۀ این یک مادۀ مشترک و موضوع خارجی است. حار تبدیل به برودت میشود لازمهاش [مادۀ مشترک] است اما اگر قرار باشد انقلاب به تمام حقیقت باشد در آن این مسئله نیست! در انقلاب لازم نیست که حتماً یک امر مشترکی باشد. شما معنای اخص را حمل کردید و سرایت به معنای اعم دادهاید. در انقلاب صفت به صفتِ دیگر آن مابهالاِشتراک که عبارت از همان موضوع خارجی است باید باشد اما اگر یک شیئی بهطورکلی به یک امر دیگر منقلب بشود که ماهیت خود را ازدست بدهد دراینصورت لازمۀ این مسئله این [وجود امر مشترک] نیست. در وجود ذهنی اگر آن صورت ذهنی بخواهد در خارج پیدا بشود بهطورکلی به یک امر دیگری منقلب میشود. آنچه که در خارج هست اگر بخواهد تبدیل بشود، به یک امر دیگری منقلب میشود و آن وجود که وجود خارجی است چون اصلاً حقیقتش با آن وجود ذهنی تفاوت دارد لذا بهواسطۀ آن وجود، ماهیت هم برمیگردد نهاینکه یک ماهیتی موجود است و آن ـ در دو وجود ـ دو نحوه وجود دارد بلکه خود آنچه که در ذهن هست وقتی که بخواهد در خارج بیاید چون وجود، وجود خارجی است اصلاً برمیگردد و به تبع وجود، زیر ماهیت هم میزند و ماهیت را هم از سنخۀ خودش میکند و آنچه که در وجود خارجی هست وقتی که در ذهن بیاید آن وجود چون به وجود ذهنی برمیگردد زیر ماهیت را هم میزند و تبدیل به کیف نفسانی میکند. لذا ما قبول نمیکنیم که در هر انقلابی اینطور است و تعریف انقلاب این نیست که باید یک مادۀ مشترک در اینجا وجود داشته باشد.
اقسام انقلاب
و این مربوط به اقسام انقلاب است؛ یک انقلاب، انقلاب در صفت است و یک انقلاب، انقلاب در ماهیت است. حرف شما را در انقلاب در صفت قبول میکنیم اما [حرف شما را در] انقلاب در ماهیت قبول نمیکنیم. یک امری تبدیل به یک امر دیگری شده است. این جوابی است که ایشان میدهند. البته خود ایشان نسبت به این قضیه نظری دارند که بعداً در جلسات دیگر بحث میشود. این جلسه برای این مسئله فرصت نمیشود. البته مرحوم سبزواری هم در اینجا حاشیهای دارند منتها چون میخواهیم دوباره به نظر مرحوم سید برگردیم راجع به این حاشیۀ مرحوم سبزواری جلسۀ بعد صحبت میکنیم و نظراتی که نسبت به این قضیه هست خدمتتان عرض میکنیم.
