اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی

تحلیل دیدگاه سید و پاسخ به اشکالات علامه دوانی

14٬020
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد نظریه «انقلاب حقایق» در مبحث وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ماهیت اشیاء هنگام انتقال از ظرف خارج به ظرف ذهن، دچار دگرگونی و انقلاب می‌شود یا خیر. در این مسیر، ابتدا دیدگاه مرحوم سید مبنی بر تفاوت ماهوی میان وجود خارجی و ذهنی به دلیل تفاوت در نحوه وجود تبیین شده و سپس اعتراضات منتقدان، به‌ویژه علامه دوانی، مورد واکاوی قرار می‌گیرد. اشکال اصلی منتقدان این است که بدون وجود یک ماده مشترک، سخن گفتن از انقلاب یک حقیقت به حقیقت دیگر معقول نیست و این نظریه در نهایت به همان «قول به شبح» بازمی‌گردد. استاد با تحلیل دقیق این تقابل، نشان می‌دهند که چگونه تفاوت در ظرف وجود، ماهیت را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و در نهایت، تفاوت‌های ظریف میان این دیدگاه و قول به شبح را برای تبیین دقیق‌تر مسئله روشن می‌سازند.

نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق و نقد نظریه «انقلاب حقایق» در مبحث وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ماهیت اشیاء هنگام انتقال از ظرف خارج به ظرف ذهن، دچار دگرگونی و انقلاب می‌شود یا خیر. در این مسیر، ابتدا دیدگاه مرحوم سید مبنی بر تفاوت ماهوی میان وجود خارجی و ذهنی به دلیل تفاوت در نحوه وجود تبیین شده و سپس اعتراضات منتقدان، به‌ویژه علامه دوانی، مورد واکاوی قرار می‌گیرد. اشکال اصلی منتقدان این است که بدون وجود یک ماده مشترک، سخن گفتن از انقلاب یک حقیقت به حقیقت دیگر معقول نیست و این نظریه در نهایت به همان «قول به شبح» بازمی‌گردد. استاد با تحلیل دقیق این تقابل، نشان می‌دهند که چگونه تفاوت در ظرف وجود، ماهیت را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و در نهایت، تفاوت‌های ظریف میان این دیدگاه و قول به شبح را برای تبیین دقیق‌تر مسئله روشن می‌سازند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریه انقلاب حقایق در وجود ذهنی

10
  • در وقتی که قائم به نفس است همین کیف نفسانی در خارج موجود هست و جوهر هم نیست و اگر اراده کند ـ منظور از وجود خارجی یعنی خارج از نفس باشد، نه نفس؛ یعنی نفس را به‌عنوان ظرف خارج نگیریم بلکه خارج از نفس را در اینجا ظرف خارج بگیریم ـ یعنی بر تقدیر وجودی خارج از نفس یعنی درحالی‌که به خودش قائماً جوهر باشد این اشکال هم وارد می‌شود که این بر این تقدیر، کیف نفسانی است در عین ‌اینکه قائم به نفس نیست درعین‌حال هم باید بگویید که جوهر است [درحالی‌که] دیگر نمی‌شود جوهر باشد. چون اگر کیف نفسانی است این کیف نفسانی باید قائم به نفس باشد. این صورت در اینجا کیف نفسانی هست و درعین‌حال هم وجود خارجی دارد پس دیگر نمی‌شود جوهر باشد! وَ الکیفُ النفسانی القائمُ بِغیرِ النَّفس ... درحالی‌که کیف نفسانی که قائم به غیر نفس است ممتنع الوجود است، خودتان می‌گویید که قائم به نفس است و جوهر هم که از اقسام ممکن الوجود است و این دو باهم جور درنمی‌آیند.

  • و إن أرادَ أنَّهُ عَلى تَقدیرِ وجوده خارجَ النفس و انقلاب حَقیقتهِ إلى حَقیقةِ الجوهریةِ یَکونُ جوهراً فَذلکَ عَلىٰ تَقدیرِ صِدقِهِ جارٍ فی الشَّبحِ أیضاً انتهى.

  • اگر این‌طور بگویند که بر تقدیر وجودش خارج از نفس و انقلاب حقیقتش به حقیقت جوهریه در‌این‌صورت جوهر است، اگر بگویی که این هم راست باشد در شَبَح هم همین‌طور است و قول به شبح همین را می‌گوید؛ همان‌طوری‌که آنچه در خارج هست وقتی که در نفس بیاید بااینکه تبدیل به یک حقیقت دیگر می‌شود ولی درعین‌حال همانی است که در خارج هست خب قول شبح است. همانی که در خارج هست ولی تبدیل به یک ماهیت دیگر می‌شود چون می‌گوید که شبح است و نمی‌گوید که عین اوست. اینکه می‌گویید: آنچه که در [نفس] هست شبح اوست یعنی در عین ‌اینکه آنچه که در خارج هست برمی‌گردد منطبق با نفس می‌شود و مانند او می‌شود خب این قول به شبح همین است.

/