اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به شبهات

تحلیل تفاوت وجود ذهنی و خارجی در کلام مرحوم سید

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله وجود ذهنی و تفاوت آن با قول به اشباح می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم سید صدرالدین شیرازی آغاز می‌شود که معتقد است حقیقت شیء در وجود خارجی و ذهنی واحد است، اما به دلیل تفاوت در نحوۀ وجود، ماهیت آن در ذهن به مقولۀ کیف نفسانی منقلب می‌شود. استاد با نقد اشکالات وارد شده بر وجود ذهنی، توضیح می‌دهند که منشأ اصلی این شبهات، تصور نادرست از اتحاد وجود ذهنی با وجود خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های روشنگر، تقدم رتبی وجود بر ماهیت تبیین شده و این نکته اثبات می‌گردد که اختلاف در وجود، مستلزم اختلاف در ماهیت نیست. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که برای صدور حکم عقلی، حضور حقیقت شیء در ذهن ضروری است، حتی اگر این حضور با تغییر در نحوۀ وجود و ماهیت همراه باشد.

تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به شبهات

1
  • درس سیصد و هفتاد و یکم

  • بررسی قول به شبح در وجود ذهنی (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • مطلبی را مرحوم آخوند از بعضی از أماجد ـ مرحوم سید صدرالدین شیرازی ـ نقل می‌کند؛ ایشان در مسئلۀ وجود ذهنی بااینکه خود ایشان قائل به اصالت ماهیت هستند اما در مسئلۀ وجود ذهنی قائل هستند به اینکه حقیقت شیء به‌واسطۀ دو نحوۀ از تحقق که همان دو نحوۀ وجود است، در ظرف خارج و در ظرف ذهن متفاوت است و چون وجود شیء متقدم بر ماهیت شیء است یعنی وقتی‌ که یک شیء موجود بشوند آن‌وقت می‌توانیم بگوییم که ماهیت مشارٌ الیها است پس قبل از تحقق ماهیت، ماهیت در مقام تقرّر است و در مقام تقرر شیئی نیست. وجود ماهیت که عبارت از تحقق ماهیت است بالطبع بر نفسیت شیء و ماهیت شیء متقدم است. وقتی که وجود در ظرف خارج تحقق پیدا می‌کند این ماهیت مطابق با وجود خارجی دارای خصوصیات اعیان خارجی از جواهر و اعراض است و وقتی که این وجود در ظرف ذهن تحقق پیدا می‌کند به مناسبت حکم و موضوع که ظرف، ظرف ذهن است پس نحوۀ تحقق در ذهن فرق می‌کند و این ماهیت منقلب به کیف نفسانی می‌شود و در تحت مقولۀ کیف درمی‌آید.

  • اگر شخصی بیاید در اینجا ایراد کند و بگوید که قول به شبح هم همین است؛ قول به شبح هم این بود؛ آنچه که در ذهن می‌آید آن وجود خارجی نیست بلکه شباهتی به آن وجود خارجی دارد، نمونه‌ای از آن وجود خارجی است، یک نحوه حکایتی از وجود خارجی است، اگر کسی به این نحوه بخواهد مطلب را مطرح کند خب دراین‌صورت این‌هم در اینجا همین خواهد بود. شما می‌گویید که حقیقت آن شیء خارجی متبدّل می‌شود پس این نمی‌تواند حکایت از آن امر خارجی بکند درحالی‌که ما قائلیم به اینکه در اینجا مُحاکی و مُحاکیٰ وجود دارد که محاکی عبارت از همان وجود نفسی و ذهنی است و محاکیٰ هم عبارت از همان اعیان خارجی است.