
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به شبهات
تحلیل تفاوت وجود ذهنی و خارجی در کلام مرحوم سید
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله وجود ذهنی و تفاوت آن با قول به اشباح میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم سید صدرالدین شیرازی آغاز میشود که معتقد است حقیقت شیء در وجود خارجی و ذهنی واحد است، اما به دلیل تفاوت در نحوۀ وجود، ماهیت آن در ذهن به مقولۀ کیف نفسانی منقلب میشود. استاد با نقد اشکالات وارد شده بر وجود ذهنی، توضیح میدهند که منشأ اصلی این شبهات، تصور نادرست از اتحاد وجود ذهنی با وجود خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثالهای روشنگر، تقدم رتبی وجود بر ماهیت تبیین شده و این نکته اثبات میگردد که اختلاف در وجود، مستلزم اختلاف در ماهیت نیست. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که برای صدور حکم عقلی، حضور حقیقت شیء در ذهن ضروری است، حتی اگر این حضور با تغییر در نحوۀ وجود و ماهیت همراه باشد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به شبهات
8فَتَحققُهُ و حُصولُه مِن حیثُ هو موجودٌ أولىٰ بِالحصولِ مِن حیثُ هو ماهیةُ الإنسان.
تحقق این شیء و حصولش از حیث موجودیت اولیٰ است از اینکه ماهیت انسان باشد؛ یعنی اینکه ما به این موجود بگوییم اولیٰ است از اینکه بگوییم: این ماهیتِ انسان است چون ماهیت انسان قبل از وجود، هیچ وجود و تحققی ندارد.
و أیضاً لو تَمَّ ما ذَکرتَ لَزِمَ أن لا یَتقدَّم ملزومٌ على لازمِهِ المحمولِ علیه کالأربعةِ على الزوجِ مثلاً بِأن یُقال لو وجِدَت الأربعةُ أولاً فَصارَت زوجاً فَما وُجِدَ أولاً إمّا زوجٌ فالزوجُ یَصیرُ زوجاً أو لیسَ بِزوجٍ فَیکونُ الأربعةُ لَیست بِزوجٍ ثمَّ تَصیرُ زوجاً و بُطلانُهما ظاهرٌ.1
اشکال سوم اینکه اگر این مطلب تمام باشد هیچ وقت ملزومی بر لازمِ او که متقدم بر اوست متقدم نباشد مثل اربعه بر زوج؛ اگر اربعه اول پیدا بشود و ما حکم زوجیت روی اربعه بکنیم، پس باید بگوییم: آن که اول پیدا شده که اربعه است یا همین زوج است پس زوج میشود: «زوج» و این تحصیل حاصل میشود. اگر اربعه زوج است پس چرا شما میگویید که پس چرا زوج میشود؟ درحالیکه اربعه بِنفسه زوج است. أو لیسَ بِزوجٍ ... یا اربعۀ اول زوج نیست پس چرا شما زوج را به آن حمل کردید؟! فَیکونُ الأربعةُ لَیست بِزوجٍ ... اول اربعه زوج نبود بعد شما این زوجیت را بر اربعه حمل کردید.
إذا تَمَهَّدَ هذا نَقولُ لَما کانَت موجودیةُ الماهیةِ متقدمةً على نفسِها فَمعَ قطعِ النظرِ عنِ الوجودِ لا یکونُ هناکَ ماهیةٌ أصلاً.2
وقتی که این مسئله روشن شد میگوییم که وقتی که موجودیت ماهیت در خود ماهیت متقدّم بر نفسش هست اگر شما به وجود نظر نکنید در اینجا اصلاً ماهیتی نیست.
و الوجودُ الذهنیُ و الخارجیُ مختلفان بِالحقیقةِ فإذا تَبدَّلَ الوجودُ بِأن یصیرَ الموجودُ الخارجی موجوداً فی الذهنِ لا استِبعادَ أن یَتبَدَّلَ الماهیةُ أیضاً.
وجود ذهنی و وجود خارجی حقیقتشان مختلف است. وقتی که وجود فرق کند؛ وجود عینی فرق کند، و وجود ذهنی تحقق پیدا کند [در واقع] تبّدل پیدا کنند، [به این صورت که] آن که در خارج هست در ذهن بیاید، دراینصورت استبعادی نیست بر اینکه ماهیت هم متبدل بشود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 316 و 317.
- . همان، ص 317.
