
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به شبهات
تحلیل تفاوت وجود ذهنی و خارجی در کلام مرحوم سید
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله وجود ذهنی و تفاوت آن با قول به اشباح میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم سید صدرالدین شیرازی آغاز میشود که معتقد است حقیقت شیء در وجود خارجی و ذهنی واحد است، اما به دلیل تفاوت در نحوۀ وجود، ماهیت آن در ذهن به مقولۀ کیف نفسانی منقلب میشود. استاد با نقد اشکالات وارد شده بر وجود ذهنی، توضیح میدهند که منشأ اصلی این شبهات، تصور نادرست از اتحاد وجود ذهنی با وجود خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثالهای روشنگر، تقدم رتبی وجود بر ماهیت تبیین شده و این نکته اثبات میگردد که اختلاف در وجود، مستلزم اختلاف در ماهیت نیست. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که برای صدور حکم عقلی، حضور حقیقت شیء در ذهن ضروری است، حتی اگر این حضور با تغییر در نحوۀ وجود و ماهیت همراه باشد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به شبهات
5پس وقتی میتوانیم ماهیت بگوییم، وقتی میتوانیم زید بگوییم وقتی میتوانیم ماهیت این زید و ماهیت انسان و ماهیت این بگوییم که تحقق پیدا کند. مثلاً الآن یک کیسه در مقابل شما هست و نمیدانید در این کیسه برنج هست یا گندم یا عدس یا نخود یا هر چه، سؤال میکنید که ماهیت این چیست؟ اینکه سؤال میکنید ماهیت این چیست درحالیکه نمیدانید در آن چیست، دراین صورت از وجودش سؤال میکنید یا از ماهیتش؟! وجودش را که میدانید! در دست میگیرید و میگویید که فرضاً سه کیلو هم وزنش است. وجودش را میدانید پس سؤال شما از چیست؟ از ماهیتش است. حالا این سؤال ما که از این ماهیت است بعد از وجود این است یا قبل از وجود این است؟ یعنی وقتی که هنوز این وجود پیدا نکرده میتوانیم از ماهیت کیسه سؤال کنیم؟! کیسهای نیست! مگر اینکه بگوییم: حلالزاده میبیند!! حالا که کیسهای وجود ندارد و این کیسه در اینجا نیست چطور میتوانیم بگوییم که ماهیت این کیسه چیست؟! ماهیت محتوای این کیسه چیست؟! چطور میتوانیم بگوییم؟! پس سؤال از ماهیت رتبتاً متأخّر از سؤال از وجود این شیء است.
فإن قلتَ فَما یَصیرُ موجوداً ثم یَصیرُ ماهیةً إمّا هذهِ الماهیة فَتصیرُ هذه الماهیة موجودةً ثمَّ تَصیرُ هذه الماهیة و هو ظاهرُ البطلان أو ماهیة أخرىٰ و هو أفحَش مثلُ أن یُقال وجِدَ الفَرَس فَصارَ إنساناً.
[اگر بگویی که آنچه که موجود است بعد ماهیت میشود] یا همین ماهیت است همین ماهیتی که موجود شده پس این ماهیت بعد از اینکه موجود شد انقلاب به ماهیت پیدا میکند و هو ظاهرُ البطلان؛ یعنی وقتی که این ماهیت و این شیئی که وجود پیدا کرده آیا این ماهیتی که ما الآن به آن اشاره میکنیم این ماهیت موجود شده یعنی این ماهیت قبلاً بوده و موجود شده است؟! پس این که تحصیل حاصل میشود. اول یک ماهیتی بود و بعد وجود روی این ماهیت آمد! ببینید اینها در اینجا جعل بسیط را جعل مرکب گرفتهاند و اشکال در اینجا بهخاطر این پیدا میشود؛ ما جعل الله مشمشةَ مشمشة بَل أوجدَها.1 الآن نمیگویند که این ماهیت موجود شده است بلکه میگویند: ماهیتی که متبدّل به وجود شده یا همین ماهیت است، این تحصیل حاصل میشود، و یا ماهیت دیگری است پس این ماهیت موجود نشده و یک ماهیت دیگر موجود شده است.
- . جملهای منسوب به بوعلی سینا است. امام شناسی، ج 1، ص 115:
«خداوند ماهیت زردآلو را زردآلو نکرده است، بلکه ایجاد زردآلو نموده است.»
- . جملهای منسوب به بوعلی سینا است. امام شناسی، ج 1، ص 115:
