اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

بررسی تفاوت دلالت اعتباری الفاظ با حکایت ذاتی صورت‌های ذهنی

14٬079
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی نظریه «اشباح و اظلال» در مبحث وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا آنچه در ذهن ما از حقایق خارجی موجود است، عین همان حقیقت است یا تنها شبحی از آن؟ استاد با تبیین تفاوت میان «دلالت اعتباری» الفاظ و «حکایت ذاتی» صورت‌های ذهنی، نشان می‌دهند که قائلان به نظریه اشباح به دلیل ناتوانی در پاسخ به اشکالات وارد بر وجود ذهنی، به این مسلک روی آورده‌اند. در ادامه، ضمن نقد این دیدگاه، بر این نکته تأکید می‌شود که ادله وجود ذهنی، بر عینیت ماهیت در ذهن و خارج دلالت دارند و نمی‌توان صورت ذهنی را با نقوش کتابتی یا الفاظ که صرفاً دلالت وضعی دارند، یکی دانست. در پایان، مباحثی پیرامون کیفیت تعلیم و تربیت در عالم برزخ و نحوه دریافت حقایق ولایت توسط سالکان در آن نشئه مطرح شده است.

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی نظریه «اشباح و اظلال» در مبحث وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا آنچه در ذهن ما از حقایق خارجی موجود است، عین همان حقیقت است یا تنها شبحی از آن؟ استاد با تبیین تفاوت میان «دلالت اعتباری» الفاظ و «حکایت ذاتی» صورت‌های ذهنی، نشان می‌دهند که قائلان به نظریه اشباح به دلیل ناتوانی در پاسخ به اشکالات وارد بر وجود ذهنی، به این مسلک روی آورده‌اند. در ادامه، ضمن نقد این دیدگاه، بر این نکته تأکید می‌شود که ادله وجود ذهنی، بر عینیت ماهیت در ذهن و خارج دلالت دارند و نمی‌توان صورت ذهنی را با نقوش کتابتی یا الفاظ که صرفاً دلالت وضعی دارند، یکی دانست. در پایان، مباحثی پیرامون کیفیت تعلیم و تربیت در عالم برزخ و نحوه دریافت حقایق ولایت توسط سالکان در آن نشئه مطرح شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی

11
  • إذ لا یَقولُ أحدٌ أنَّ کتابةَ زید و اللفظُ الدالِّ عَلیه هما زیدٌ بِعینه‌ بِخلافِ إدراکِه و تَصوُّره فإنَّه یَجری عَلیه أحکامُه و یَحملُ علیهِ ذاتیاتُه و عَرَضیاتُه فَلیسَ فیما ذَکرَهُ جَمعٌ بینَ الدَلیلین بَل إبطالٌ لَهما و إحداثُ مَذهبٍ ثالث.1

  • [زیرا] کسی نمی‌گوید که نوشتن زید و لفظی که بر زید دلالت می‌کند، خودش زید است اما اگر شما خود زید را تصور کردید در اینجا می‌گویند که این خودِ زید را تصور کرده است. فإنَّه یَجری عَلیه أحکامُه ... احکام این زید بر این تصور جاری می‌شود و ذاتیات و عرضیات زید، هردو بر این حمل می‌شود پس وقتی شما زید را تصور کردید ذاتیاتش حمل می‌شود که کیست، چطوری است، صفاتش چیست و فلان. عرضیاتش هم حمل می‌شود که پسر کیست؟ چه لباسی پوشیده است؟ کجا کار می‌کند؟ اینها عرضیات و خصوصیات خارجی هستند که عارض بر زید می‌شوند و همۀ اینها بر زید حمل می‌شوند. فَلیسَ فیما ذَکرَهُ جَمعٌ بینَ ... پس در آنچه که ایشان ذکر کردند جمع بین دلیلین نیست. جمع بین اشخاص هست، نه جمع بین مبانی آن اشخاص. این هردو را باطل کردن است چون نه او این حرف را می‌زند و نه این، این حرف را می‌زند و مذهب ثالث به‌وجود می‌آید.

  • امکان تربیت در عالم برزخ

  • تلمیذ: [تربیت در عالم برزخ] چه نوع تربیتی است و [چطور امکان دارد]؟! ...

  • استاد: مگر شما در خواب این مسئله را مشاهده نکردید؟! اگر در خواب به شما یک چیزی را بگویند و یک چیزی را یاد بدهند و یک چیزی را یاد بگیرید، شما چه تصوری از این دارید؟! همان نسبت به تربیت در این مسئله است. ببینید در عالم مثال و در عالم برزخ، لباس برزخی که موجود هست، لباس مثالی هست و به اقتضای لباس مثالی کیفیت ارتباط بین صور مثالی یعنی در واقع افراد و همان حقایق عینیه و حقایق خارجیه منتها در قالب مثال در آنجا موجود هست و تفاوتی ندارد. همین تربیت هست و همین انبساط به‌واسطۀ ادراک معانی هست. حالا فرض کنید خصوصیات آن فرق دارد. فرض کنید اگر شخصی در این دنیا بود و می‌توانست کارهایی که در عالم مثال هست در اینجا بکند، مثلاً در عالم مثال غذا موجود هست ولی کیفیت غذا غذای مادی نیست. این اگر در اینجا همین‌ها را می‌خورد و شما نمی‌دیدید، آنچه را که لازمۀ اقتضای مزاج هست در او نبود و حرکاتی که انجام می‌داد به قدری وسیع‌تر از حرکاتی بود که افراد انجام می‌دهند، فرض کنید شما در عالم مثال چشمتان را می‌بندید و از یک شهر به شهر دیگر می‌روید، اگر این‌هم همین کار را می‌کرد؛ یعنی آنچه در عالم مثال انجام می‌گیرد، این شخص در این دنیا انجام می‌داد خب این با آنچه در مثال هست چه فرقی می‌کرد؟! این همین است و فقط فرقش این بود که وزن داشت. دیگر هیچ کاری نمی‌کند، تحت تربیت قرار می‌گیرد.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 315.
/