
نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی
بررسی تفاوت دلالت اعتباری الفاظ با حکایت ذاتی صورتهای ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی نظریه «اشباح و اظلال» در مبحث وجود ذهنی میپردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا آنچه در ذهن ما از حقایق خارجی موجود است، عین همان حقیقت است یا تنها شبحی از آن؟ استاد با تبیین تفاوت میان «دلالت اعتباری» الفاظ و «حکایت ذاتی» صورتهای ذهنی، نشان میدهند که قائلان به نظریه اشباح به دلیل ناتوانی در پاسخ به اشکالات وارد بر وجود ذهنی، به این مسلک روی آوردهاند. در ادامه، ضمن نقد این دیدگاه، بر این نکته تأکید میشود که ادله وجود ذهنی، بر عینیت ماهیت در ذهن و خارج دلالت دارند و نمیتوان صورت ذهنی را با نقوش کتابتی یا الفاظ که صرفاً دلالت وضعی دارند، یکی دانست. در پایان، مباحثی پیرامون کیفیت تعلیم و تربیت در عالم برزخ و نحوه دریافت حقایق ولایت توسط سالکان در آن نشئه مطرح شده است.
نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی نظریه «اشباح و اظلال» در مبحث وجود ذهنی میپردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا آنچه در ذهن ما از حقایق خارجی موجود است، عین همان حقیقت است یا تنها شبحی از آن؟ استاد با تبیین تفاوت میان «دلالت اعتباری» الفاظ و «حکایت ذاتی» صورتهای ذهنی، نشان میدهند که قائلان به نظریه اشباح به دلیل ناتوانی در پاسخ به اشکالات وارد بر وجود ذهنی، به این مسلک روی آوردهاند. در ادامه، ضمن نقد این دیدگاه، بر این نکته تأکید میشود که ادله وجود ذهنی، بر عینیت ماهیت در ذهن و خارج دلالت دارند و نمیتوان صورت ذهنی را با نقوش کتابتی یا الفاظ که صرفاً دلالت وضعی دارند، یکی دانست. در پایان، مباحثی پیرامون کیفیت تعلیم و تربیت در عالم برزخ و نحوه دریافت حقایق ولایت توسط سالکان در آن نشئه مطرح شده است.
نقد نظریه اشباح در بحث وجود ذهنی
10الآن هیچ چیزی در این کتاب ننوشته است و من میآیم در اینجا لفظ حسن را مینویسم. شما تا به این حسن نگاه میکنید چه چیزی در ذهنتان میآید؟!
تلمیذ: مسمیٰ نداریم.
استاد: آن مسمیٰ خارجی یا ذهنی؟
تلمیذ: مسمیٰ ذهنی میآید.
استاد: پس یک واسطه خورد. این شما را به ذهن میبرد و بعد از ذهن به خارج میروید. مرحوم آخوند هم به این ایراد ندارد و میگوید که این اعتبار است. شما اگر بهجای حسن، حسین بنویسی عوض میشود، این اعتبار است.
تلمیذ: وضع دخالت نداشته و اصل با منشأ انتقال است.
استاد: وضع خودش انس و تبادر میآورد و آنوقت همین وضع اگر عوض بشود خب آنهم عوض میشود درحالیکه در قضیۀ طبیعی هیچ چیزی عوض نمیشود. اگر شما در قضیۀ طبیعیه یک شیء را تصور کنید، دیگر در اختیار شما نیست که آن دلالت بر او بکند یا نکند! مهم این است که شما اول چه تصور کردید. اما وقتی به این نگاه میکنید تا وضع و انس شما نباشد ... فرض کنید من در اینجا یک کلمۀ انگلیسی مینویسم خب شما به اینجا نگاه کنید متوجه نمیشوید و میگویید که باید بروم کتاب را نگاه کنم تا بفهمم این چیست. اما اگر گفتم که مقصود از این که من در اینجا نوشتم جبل و کوه است، وقتی به شما گفتم که چیست آنوقت شما به آن مسمیٰ پی میبرید، پس این با دلالت طبیعیه تفاوت دارد.
و یَرِدُ عَلیهِم أنَّه لَو تَمَّ دَلائِلُ الوُجودِ الذِّهنی لَدَلَّت عَلى أنَّ لِلمَعلومات بِأنفسِها وجوداً فی الذِّهن لا لأمرٍ آخَر مباینٍ لَها بِحَقیقتِها کالنقوشِ الکَتبیةِ و الهَیئاتِ الصوتیةِ.
ایرادی که بر اینها وارد میشود اینطور است که اگر دلایل وجود ذهنی تمام بشود دلالت میکند بر اینکه برای معلومات ـ خودشان ـ وجودی در ذهن است نه بهواسطۀ یک امر دیگر که با این معلومات در حقیقتش مباین است مانند نقوش کتابتی و هیئات صوتیه که اینها مباین با آن ماهیت هستند و فقط دلالت دارند نهاینکه نفس این نقوش کتبیه عبارت از همان تعینات و ماهیات خارجی است.
