اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل نسبت میان ذهن، خارج و تصورات ممتنعات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به اشکالات مطرح‌شده پیرامون نظریه «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با طرح اشکال پنجم آغاز می‌شود که مدعی است بنا بر قاعده وجود ذهنی، اشیاء موجود در ذهن باید در خارج نیز موجود باشند، چرا که ذهن خود موجودی خارجی است. استاد در پاسخ، با تفکیک میان ظرفیت حقیقی و مجازی، تبیین می‌کنند که وجود صور در ذهن به معنای قیام به ذهن است، نه حلول در ظرف مادی. در ادامه، ایشان به اشکال ششم مبنی بر چگونگی تصور «ممتنعات» مانند شریک‌الباری یا اجتماع نقیضین می‌پردازند. در این بخش، با بهره‌گیری از تفاوت میان قضایای بتّیه و غیر بتّیه، توضیح داده می‌شود که حکم به امتناع، بر مفهوم ماهیت است نه بر وجود خارجی آن. در نهایت، استاد با نقد نگاه مادی به قوانین عقلی، بر تفاوت مراتب وجود و تفاوت احکام عالم ماده با عالم مثال تأکید می‌ورزند.

تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

8
  • خب مگر ما الآن تصور نمی‌کنیم؟ الآن ما اینجا نشسته‌ایم و می‌گوییم که بعد از نیم ساعت اگر خدا بخواهد همه از اینجا بیرون می‌رویم. خب الآن ما در اینجا یک حکم به امتناع نقیضین که نکردیم. بااینکه در اینجا دو مطلب را تصور کردیم؛ هم جلوس و هم نبودمان را در اینجا تصور کردیم ولی در دو لحظه. اصلاً تمام تصورات ما همین است؛ تصوراتی را که همه انجام می‌دهند، همۀ اشیاء را به لحاظ مختلف انجام می‌دهند. بله، وقتی که در یک لحظه کسی بیاید و از شما سؤال کند که آقا شما در اینجا هستید؟ شما می‌گویید که بله. می‌گوید که نه شما نیستید، شما می‌گویید که اجتماع نقیضین محال است. یعنی به‌محض اینکه گفت: شما در اینجا هستید، بعد می‌گوید که شما نیستید، شما دو مطلب متناقض را در یک لحظه در ذهن آوردید و فوراً به او پاسخ می‌دهید که اجتماع نقیضین محال است پس من یا باید باشم یا نباید باشم.

  • این را که الآن شما در ذهن آوردید، نقیضین را در ذهن آوردید و حکم به اجتماع آن کردید و این اشکال ندارد. در اینجا حکم روی مفهوم رفته است یعنی نقیضین وقتی که در ذهن می‌آید، از این نقیضین یک معنایی انتزاع می‌شود که عبارت از اجتماع نقیضین است. نسبت به خود آن دو مسئله شما حکم نمی‌کنید، نسبت به قیام و عدم قیام در اینجا حکم به امتناع نمی‌کنید بلکه قیام و عدم قیام را در ذهن می‌آورید، از این دو مطلب اجتماع نقیضین را انتزاع می‌کنید و موضوع برای قضیه می‌دهید و وقتی موضوع برای قضیه قرار گرفت آن‌وقت محمولش را هم امتناع می‌آورید پس می‌گویید که قیام و عدم قیام که موجب اجتماع نقیضین است ممتنع است. این ممتنعٌ می‌آید محمول برای آن اجتماع نقیضین قرار می‌گیرد.

  • یا فرض کنید العدمُ لا یُخبَرُ عنه. عدم را تصور می‌کنید و نگاه می‌کنید می‌بینید که از این عدم چون لا شیء است نمی‌شود خبر داد. این لا یُخبَرُ عنه را محمول برای این عدم قرار می‌دهید درحالی‌که شما در اینجا خودتان قضیه درست کردید و همین العدمُ لا یُخبَرُ عنه، قضیةٌ حَملیةٌ. این قضیۀ حملیه که در اینجا درست کردید، این به‌عنوان قضایای غیر بتّیه است یعنی قضایایی که محمول روی موضوع به لحاظ نفس آن مفهوم رفته است، نه به لحاظ تحقق خارجی. خود این معنای عدم و مفهوم عدم چیزی است که از او نمی‌شود خبر داد. درحالی‌که در همین‌جا ما خبر دادیم و این را در اینجا می‌نویسیم که العدمُ لا یُخبَرُ عنه! اینکه می‌گوییم: العدمُ لا یُخبَرُ عنه خب این قضیه است. این معنا با تشخص خود آن وجود دوتاست. یک وقتی خود آن متناقضین تشخّص پیدا می‌کنند یعنی دو امر متناقض در خارج وجود پیدا می‌کنند، خب این در اینجا یک مطلبی است. یک وقتی خود مفهوم در اینجا به قضیه تبدیل می‌شود. مفهوم را شما در ذهن بیاورید و بعد برایش محمول بیاورید کجا و اینکه خود این امر در خارج تشخص پیدا بکند کجا؟! عدم را در یک وقتی شما موضوع قرار می‌دهید که لا یُخبَرُ عنه این یک قضیه‌ای می‌شود که حکم روی مفهوم رفته است و یک وقتی همین عدم در خارج تشخص پیدا می‌کند بَینَهُما بونٌ بَعیدٌ!