اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل نسبت میان ذهن، خارج و تصورات ممتنعات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به اشکالات مطرح‌شده پیرامون نظریه «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با طرح اشکال پنجم آغاز می‌شود که مدعی است بنا بر قاعده وجود ذهنی، اشیاء موجود در ذهن باید در خارج نیز موجود باشند، چرا که ذهن خود موجودی خارجی است. استاد در پاسخ، با تفکیک میان ظرفیت حقیقی و مجازی، تبیین می‌کنند که وجود صور در ذهن به معنای قیام به ذهن است، نه حلول در ظرف مادی. در ادامه، ایشان به اشکال ششم مبنی بر چگونگی تصور «ممتنعات» مانند شریک‌الباری یا اجتماع نقیضین می‌پردازند. در این بخش، با بهره‌گیری از تفاوت میان قضایای بتّیه و غیر بتّیه، توضیح داده می‌شود که حکم به امتناع، بر مفهوم ماهیت است نه بر وجود خارجی آن. در نهایت، استاد با نقد نگاه مادی به قوانین عقلی، بر تفاوت مراتب وجود و تفاوت احکام عالم ماده با عالم مثال تأکید می‌ورزند.

تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

6
  • اشکال ششم که در اینجا شده این است که اشیائی که ما تصور می‌کنیم بعضی از اینها اشیائی هستند که وجودشان در خارج ممتنع است مثل جمع بین نقیضین، مثل عدم، مثل شریک‌الباری، مثل اجتماع ضدّین، اینهایی که در خارج وجودشان غیرممکن است. درحالی‌که ما اینها را تصوّر می‌کنیم. اگر تصوّر ما عبارت از وجود ذهنی باشد، بنابراین باید فردی برای اینها پیدا بشود.

  • کسی که شریک‌الباری را تصور می‌کند باید بگوییم که الآن فردی از شریک‌الباری برای او محقق است. کسی که ممتنعات را تصور می‌کند باید بگوییم که شخصی از آن ممتنعات وجود پیدا کردند درحالی‌که طبق قاعده و قانون، آن ممتنعات وجود پیدا نمی‌کنند! فرق بین این اشکال و اشکالی که قبلاً گذشت این بود که در اشکال سابق ما می‌گفتیم که آنچه را که تصور می‌شود فردی از او خواهد شد پس فردی از امتناع در وجود ما هست و ما ممتنع می‌شویم. فردی از کفر در وجود ما هست و ما کافر می‌شویم. فردی از عدم در وجود ما هست و ما معدوم می‌شویم. این اشکال به شخص متّصف به این کاری ندارد و به ذهن کاری ندارد و فقط از نقطه‌نظر قانون منطقی به این اشکال پرداخته است و آن اشکال این است که اگر اجتماع نقیضین ممتنع است پس چرا در ذهن وجود پیدا می‌کند؟ حالا کاری ندارد ما خودمان نقیض می‌شویم یا نمی‌شویم. می‌گوید که مگر نفس اجتماع نقیضین ممتنع نیست پس چرا در ذهن وجود پیدا کرد؟ آیا مگر عدم عبارت از نیستی نیست؟ پس چرا در ذهن وجود پیدا کرد و هَلُمَّ جَرّا.

  • فرق قضایای بتّیه با غیر بتّیه

  • جوابی که ایشان در اینجا می‌دهند، مطلب را برمی‌گردانند به قضایای بتّیه و غیر بتّیه؛ قضایای بتّیه آن است که حکم روی طبیعت به لحاظ فرد خارج می‌رود اما قضایای غیر بتّیه حکم روی ماهیت مِن حیث هی ‌هی می‌رود.

  • بنا بر استفاده از مطالبی که قبلاً در قضایای حملیه و در حمل شایع صناعی گفته شد، با استفادۀ از آنها در اینجا این‌طور به مطلب پاسخ می‌دهیم که اجتماع نقیضین که ممتنع است، آن اجتماع نقیضین به معنای حمل شایع صناعی ممتنع است، نه به معنای حمل اوّلی ذاتی! وقتی که ما می‌گوییم: دو امر نقیض در یک جا جمع نمی‌شوند، معنایش این است که سفیدی و عدم سفیدی در یک جا جمع نمی‌شود. قیام و عدم قیام در یک جا جمع نمی‌شود. یا وقتی که می‌گوییم: اجتماع ضدّین محال است یعنی سفیدی و سیاهی در ظرف واحد و در مکان واحد و در آنِ واحد جمع نمی‌شوند. این معنایش اجتماع او به حمل شایع است یعنی به لحاظ وجودی که به لحاظ هویتی ما حکایت از او می‌کنیم، این در خارج ممتنع است و انجام نمی‌شود اما اینکه اجتماع نقیضین ممتنع است، تصور اجتماع نقیضین و حکم امتناعی که بر اجتماع نقیضین می‌کنیم خود نفس این که ممتنع نیست! یعنی این قضیۀ غیر بتّیه که حکم روی خود ماهیه مِن حیث هی ‌هی رفته نه روی ماهیت به لحاظ وجود، این که ممتنع نیست و اگر ممتنع بود که شما تصور نمی‌کردید.