
تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل نسبت میان ذهن، خارج و تصورات ممتنعات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به اشکالات مطرحشده پیرامون نظریه «وجود ذهنی» میپردازند. بحث با طرح اشکال پنجم آغاز میشود که مدعی است بنا بر قاعده وجود ذهنی، اشیاء موجود در ذهن باید در خارج نیز موجود باشند، چرا که ذهن خود موجودی خارجی است. استاد در پاسخ، با تفکیک میان ظرفیت حقیقی و مجازی، تبیین میکنند که وجود صور در ذهن به معنای قیام به ذهن است، نه حلول در ظرف مادی. در ادامه، ایشان به اشکال ششم مبنی بر چگونگی تصور «ممتنعات» مانند شریکالباری یا اجتماع نقیضین میپردازند. در این بخش، با بهرهگیری از تفاوت میان قضایای بتّیه و غیر بتّیه، توضیح داده میشود که حکم به امتناع، بر مفهوم ماهیت است نه بر وجود خارجی آن. در نهایت، استاد با نقد نگاه مادی به قوانین عقلی، بر تفاوت مراتب وجود و تفاوت احکام عالم ماده با عالم مثال تأکید میورزند.
تبیین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
5تعریف اشتداد وجودی
وقتی که یک شخص و یک ذهن مراتب تجرد خود را انجام میدهند، نه به معنای این است که مدام به آنها اضافه میشود بلکه به آن حقیقت تجردی خودشان نزدیک میشوند. از تعلقشان به ماده و به مادیات دور میشوند و به آن حقیقت مجرده که حقیقت بحت و بسیط است خود را نزدیک میکنند، این معنای اشتداد وجودی است. بنابراین در مسئلۀ تجرد نفس برعکس ازدیاد و رشد مادی، کم کردن و از ثقل افتادن و تخفیف پیدا کردن است. در رشد مادی باید به جسم اضافه بشود تا آن جنبۀ رشد در او تحقق پیدا کند. باید این آجرها مدام روی هم چیده بشوند تااینکه تبدیل به یک بنا بشود. در درخت باید این اغصان و اوراق و اصل مدام بر او اضافه بشود تااینکه تبدیل به یک درخت بشود اما در مسئلۀ تجرد نفس ازدیاد علم و ازدیاد تجرد به معنای ازدست دادن تعلقات است. آن ثقلی که بهواسطۀ تعلق به ماده و مادیات و دنیا برای نفس حاصل شده است، آن ثقل مدام کم میشود کم میشود و جنبۀ خفّت در او پیدا میشود و بهواسطة خفّت مدام علوم او اضافه میشود. قدرت نفسانی او بیشتر میشود. جنبۀ رحمت و عطوفت در او زیاد میشود. چرا؟ چون مدام از ثقل او کم شده است.
بیان مثال برای تفهیم معنای تجرد نفسانی
فرض کنید اگر بخواهیم تشبیه کنیم مانند نفت میماند که وقتی نفت را استخراج میکنند بسیار غلیظ و سیاه و غیر قابل استفاده است. وقتی که این را در پالایشگاه قرار میدهند مدام آن مراتب ثقل او کم میشود کم میشود و بعد در یک مرتبۀ بسیار رقیق میشود که اسم او را منبابمثال بنزین میگذارند؛ بنزین سفید، بنزین طیاره. این بنزین که الآن آمده رقّت پیدا کرده، نه به معنای این است که خصوصیات را ازدست داده است بلکه به مرتبۀ تکامل رسیده و آن حشو و زوائد حذف شده و بعد یک موجود لطیفی شده است بهنحویکه قابل استفاده برای بعضی از متحرکات باشد. آن موجود [لطیف] در اینجا بهدست آمده است و این معنا معنای تجرد نفسانی است. حالا این معنا در خارج متحقق است و در نفسالأمر این معنا حاصل میشود. خب این چه اشکال دارد؟! اشکالی بههم نمیرساند. پس اگر قرار باشد صور ذهنی وجود داشته باشند و وجود آنها در نفس هست و نفس هم در خارج هست بنابراین باید وجود آن صور وجود خارجی باشد، مشکلی ندارد و دیگر نیازی به جواب و پاسخ ندارد.
