
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول میکنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمیشود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح میدهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت میبخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکلگیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آنها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید میکنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسنظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین میشود.
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
7یعنی در همین حرکاتی که آن شخص انجام میدهد قوۀ متخیلۀ این را بهکار میاندازد! خیال نکنید این مسئله مسئلۀ مهمی نیست، قوۀ متخیله همۀ ما را بهکار انداختهاند! بفهمیم نفهمیم قافیه را باختهایم! این قوۀ متخیله را مدام بهکار میاندازد بهکار میاندازد و جلو میرود به حدی که باور میکند یعنی صحنه را باور میکند که این یک بچه است که دارد گریه میکند و اینهم پدرش است که دارد او را دعوا میکند! الآن حالِ خودش را طوری کرده است که شخص تصور میکند که الآن میخواهد بچه را خفه کند که گفت: نه دست نگهدار!
این الآن آن شخصیت خودش را رها کرده و شخصیت جدیدی پیدا کرده است، خب این چه فرقی با آن میکند که یک بچه در دستش باشد و همین حالت برایش پیدا بشود؟! چه تفاوتی دارد؟! اینکه همان است. اینجاست که ما معتقد بر این هستیم که وجود ذهنی فردی از آن ماهیت است و فقط هویتش فرق میکند، وجود ذهنی یک فرد است. جناب آخوند، اینطور نیست که بگویید: فقط یک صورت در ذهن بیاید و هیچگونه اتصافی پیدا نشود. نه! این بسته به مراتب متفاوت است و مراتب افراد در این قضیه فرق میکند.
منشأ ترقیات و تنزلات مراتب سلوک و تجرد
وقتی که ما تصور یک حرارتی را میکنیم یا تصور یک برودتی را میکنیم، واقعاً برودت نفس را متصف میکند و إنشاءالله بعداً خواهیم گفت که چطور تمام ترقیاتی که برای انسان در مراتب تجرد و سلوک حاصل میشود و تمام تنزلاتی که برای انسان پیدا میشود و هبوطی که در مراتب سلوک پیدا میکند، برگشت همۀ اینها به تغییرات و تحولاتی است که بهواسطۀ وجودات مجردۀ نفسانی برای انسان پیدا میشود! تا این حرکت و این اتصاف در نفس پیدا نشود تأثیر نمیکند و تا یک هویتی که اثر و خاصیت داشته باشد در نفس پیدا نشود، نفس حرکت نمیکند! صرفاً یک ارتباط است و شما دارید نگاه میکنید که هیچ ارتباطی ندارد فرض کنید در خیابان راه میروید و میبینید که یک برگ از درخت افتاد و همینطوری رد میشوید، هیچ ارتباطی نیست. نه، مسئله اینطور نیست!
