اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی

تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی

14٬151
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول می‌کنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمی‌شود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح می‌دهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت می‌بخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکل‌گیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آن‌ها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید می‌کنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسن‌ظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین می‌شود.

پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول می‌کنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمی‌شود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح می‌دهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت می‌بخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکل‌گیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آن‌ها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید می‌کنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسن‌ظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی

17
  • یک دفعه با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در همان خیابان‌های عباس‌آباد می‌رفتیم ـ ما کوچک بودیم و جلسۀ روز جمعه بود و من حدود ده سال داشتم ـ یک نفر از کنار ما رفت و بلند از آن‌طرف سلام کرد. معمولاً مرحوم آقا در آن زمان‌ها وقتی که حرکت می‌کردند در حال‌وهوای دیگر و افکاری بودند و حتی این مسئله در اطوار ظاهری ایشان هم پیدا بود؛ یک‌دفعه می‌دیدیم مثلاً دستشان حرکت می‌کرد و یا ما می‌دیدیم که آقا دارند با خودشان حرف می‌زنند و در فلان فکر و فلان چه هستند، خب آن‌وقت متوجه نمی‌شدند و واقعاً اصلاً در یک حال‌وهوایی بودند. بعضی افراد مثلاً رد می‌شدند سلام می‌کردند ایشان متوجه نمی‌شدند، خلاصه آن شخص گفت: عجب آقای متکبری است که سلام می‌کنیم اما جواب نمی‌دهد! اخوی ما آقا سید محمدصادق، خدا حفظش کند، به آقا گفت که این شخص سلام کرد جواب سلامش را ندادید و گفت: عجب آدم متکبّری است. ایشان گفتند که خب وقتی که شما می‌بینید این‌طور است شما جواب سلام را بدهید که یک هم‌چنین تصوری برای کسی پیدا نشود.

  • خب ببینید این شخص به‌حساب خودش شاید خیلی بدوبیراه نگوید؛ حداقل می‌گوید که این‌قدر داد زدم، دیگر چه بگویم؟! در بلندگو بگویم: سلام‌علیکم؟! با خود این‌طور می‌گوید که یعنی به‌حسب عادی این احتمال قوی است که باید این آقا یک شخص متکبری باشد که اصلاً اعتناء نمی‌کند ولی وقتی که یک مقداری دقت کنید می‌بینید که آقا اصلاً نشنیده است! اصلاً نشنیده خب چه‌کار کند؟! یک مقداری هم انسان باید احتمال [دیگر حالات را هم] بدهد مگر اینکه اصلاً جا برای حالت دیگر نماند.

  • من در احوالات مرحوم قاضی رضوان الله تعالی علیه می‌خواندم که می‌فرمودند: من شنیدم که فلان شخص ـ یکی از افرادی بود که مخالف با مرام ایشان بود ـ راجع به من صحبت می‌کند، خب حمل به صحت کردیم. یک‌دفعه در خیابان او را دیدم و دو مرتبه به ایشان سلام کردم و جواب مرا نداد و رویش را برگرداند!1 خب این دیگر حمل به صحت برنمی‌دارد، این معلوم است که مریض است و من هم دیگر به او سلام نکردم.

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مهر تابناک، ص 277.
/ 260