
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
بررسی نسبت میان ادراکات نفسانی و عالم عقول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز میشود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی میداند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید میشود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی میپردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین میشود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار میگیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
1درس سیصد و شصت و چهارم
امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فالحقُ أنَّ مفهومَ الإنسانیةِ و غَیرِها مِن صورِ الأنواعِ الجوهریةِ کیفیاتٌ ذهنیةٌ یَصدُقُ عَلیها مَعانیها بِالحملِ الأوّلی و یَکذِبُ عَنها بِالحملِ المُتعارفِ.1
عرض شد اشکالی که مطرح شد که همان اشکال ثالث بر وجود صور ذهنی و وجود ذهنی، در همان [بحث] وجود ذهنی، عبارت از استبعاد و یا به عبارت دیگر امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه بود که مرحوم آخوند در پاسخ به این اشکال همان مطلبی را که در بحث اشکال اول که بحث انقلاب و یا اندراج اعراض در تحت مقولۀ کیف بود، ایشان به همان کیفیت پاسخ این اشکال را هم دادند و فرمودند که این صور نوعیه و طبایع نوعیۀ عقلیه در ذهن به همان معانی خودشان هستند؛ همان چیزی که ما اراده میکنیم و مقصود ما فهمیدن ماهیت همان چیز است. اما از نقطهنظر ارتباط با نفس و صدوری که از نفس پیدا میکنند، وجودشان در تحت مقولۀ کیف ذهنی و کیف نفسانی است.
پس از این نقطهنظر اشکالی وارد نمیشود و روی این جهت، مسئلۀ فردیت وجود ذهنی و مصداقیت وجود ذهنی برای آن طبیعت نوعیه پیش نمیآید. البته بنا بر رأی منکرین به وجودِ مُثُل افلاطونی و مُثُل نوریه و اما بنا بر قائلین به این مسئله و وجود مثل نوریه بهعنوان فردی که آن فرد برای تحقق اشخاص و مصادیق و افراد در تحت یک نوع جنبۀ واسطیت دارد، چه اشکال دارد که ما به آن صورت ذهنی هم فردی از آن طبیعت نوعیه بنامیم و همانطوریکه آن مثال نوری موجد و موجب مصداق خارجی و طبیعی برای نوع خودش هست همینطور بتواند موجب و موجد برای یک حقیقت فردیه، منتها در تفاوت وجود با وجود خارجی داشته باشد و در تفاوتش وجود ذهنی باشد و فقط از نقطهنظر کیفیت وجود با آن فرد اختلاف دارد. این مطلبی را که مرحوم آخوند در اینجا به آن اعتراف میکنند یک مطلب واقعی و حقیقی است و بسیار مسئلۀ متینی است. اگر دقت بکنیم این نکته در آتیه که بحث از کیفیت این وجود نفسانی و کیف نفسانی میشود، خیلی بهدرد میخورد چون مرحوم آخوند در آینده مسئله را بهنحوی تقریر میکنند که بهنظر میرسد با این عقیده ممکن است منافاتی پیش بیاید. علیٰکلّحال آنچه که در اینجا مطرح میشود بسیار مطلب عالیای است و همانطوریکه خود ایشان اذعان دارند قائلین به مثل نوریه هیچ إبا و امتناعی از اندراج این فرد که وجود ذهنی است، در تحت آن مثال نوری نمیبینند و صرف تجرد، موجب برای عدم اندراج نیست زیرا وجود اعم از وجود مجرد و وجود ماده است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 306.
