اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه

بررسی نسبت میان ادراکات نفسانی و عالم عقول

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز می‌شود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی می‌داند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌های رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید می‌شود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی می‌پردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین می‌شود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار می‌گیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهم‌های رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.

تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه

2
  • بناءًعلیٰ‌هذا آن مثال نوری که مثال مجرد و جنبۀ علیت برای تحقق افراد خارجی دارد چه اشکال دارد که همان‌طور که یک فرد خارجی و طبیعی به‌وجود بیاورد همان‌طور یک فرد ذهنی به‌وجود بیاورد؟! مرحوم علامه طباطبائی ـ رحمة الله علیه ـ در اینجا یک حاشیه و تذییلی دارند و می‌فرمایند: همان‌طوری‌که مرحوم آخوند برای صورت ذهنی و نفس یک مثال متصل ایجاد می‌کند و به‌وجود می‌آورد و قائل به مثال متصل درقبال مثال منفصل است می‌توانیم از نقطه‌نظر علیت قائل به عقل متصل درقبال عقل منفصل باشیم. به این بیان که همان‌طوری‌که بر مبنای مرحوم آخوند همۀ اشیاء نفسانی ـ چه جواهر و چه اعراض ـ از نفس صادر می‌شود، بنابراین ادراکات عقلی ما که در تحت قضایای کلی عقلی قرار دارد طبعاً منبعث از نفس است و از نفس سرچشمه می‌گیرد و نفس نسبت به این صور و این قضایای عقلیه جنبۀ علیت دارد و شکی نیست که همیشه معلول از نقطه‌نظر وجود و هویت وجودی قائم به علت است و هیچ انفکاکی بین معلول و علت متصور نیست. بنابراین ادراک صور عقلیه همانند ادراک صور خیالیه و صور وصالیه، محتاج به انبعاث و صدور او از نفس است و خود نفس برای ایجاد آن صور جنبۀ علیت دارد. بنابراین ایشان با این برهان [در صدد] اثبات عقل متصل درقبال عقل منفصل همچون اثبات خیال متصل درقبال خیال منفصل هستند.

  • اشکالی در این مطلب نیست اما نکته‌ای که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که آنچه که در اینجا از او غفلت شده یا به سکوت گذشته و یا گذرانده شده ـ نه‌اینکه حالا شاید مقصود مرحوم علامه هم عدم این مسئله بود ـ این است که ما دو قسم عقل نداریم و یک عقل بیشتر نیست و همان عقلی است که جنبۀ ادراک و ممیز بین حق و باطل است، البته توان او و کاری که او انجام می‌دهد متفاوت است. همان‌طوری‌که عقل نظری و عقل عملی داریم و هردوی اینها برای دست یافتن به واقع و تمیز حق از باطل است منتها یکی جنبۀ نظری و یکی جنبۀ عملی دارد. اما ما دو قسم عقل نداریم؛ یعنی یک عقلی داشته باشیم که مربوط به تدبیر امور کلی و مخلوقات کلی و سعی عالم است که از او تعبیر به عالم عقل می‌شود و عقل دیگر مربوط به جنبۀ ذهنی و قدرت و ملکۀ خدادادی در نفس انسان است که آن ارتباطی با او ندارد و بلکه ملتصق و ملازم با نفس باشد.