
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
بررسی نسبت میان ادراکات نفسانی و عالم عقول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز میشود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی میداند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید میشود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی میپردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین میشود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار میگیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز میشود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی میداند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید میشود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی میپردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین میشود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار میگیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
9و الدَلیلُ الدّالُ عَلى أنَّ أفرادَ نَوعٍ واحدٍ لا یَقبَلُ التَّشکیکَ و التَّفاوت فی وجوداتِها بِحسبِ التَمامیةِ و النَّقصِ و التَقدُّمِ و التَأخِّرِ عَلى تَقدیرِ تَمامیَّتهِ و إنّما یَتِمُّ بِحسبِ نَحوٍ واحدٍ مِن الوُجودِ و موطنٍ واحدٍ مِنَ الکونِ لا بِحسبِ الوُجودَین و بِحسبِ المَوطِنین.1
حالا بعضیها اینطور گفتند که افراد یک نوع واحد قبول تشکیک نمیکنند مثلاً افرادی که همه داخل در تحت انسان هستند، مثلاً میگویند: انسانیت قبول تشکیک نمیکند که یکی انسانیتش بیشتر از یکی دیگر باشد. بله، در کیلو ممکن است [تشکیک داشته باشد]؛ یکی پنجاه کیلو باشد و یک انسان هم سیصد کیلو باشد ولی انسانیتِ انسان قابل تشکیک نیست و ممکن است چیزهای دیگرش زیاد یا کم باشد ولی خود این طبیعت انسانیت و طبیعت نوعیه قبول تشکیک نمیکند. این دلیل و تفاوت در وجودات بهحسب تمامیت و نقص و تقدم و تأخر است، برفرض که تام باشد بهحسب یک نوع از وجود، تمام است. بعداً این مسئله مطرح میشود که آیا انسانیت مقول به تشکیک است یا نه؟ و ما انسانیت را چه بنامیم؟ این یک مسئلهای است که بعداً مطرح میشود. آیا انسانیت عبارت از آن صورت نوعیه است.
ممکن است قوۀ ناطقۀ یکی قوی باشد و یکی ضعیف باشد و این یکی از اسرار است. در بعضی از افراد جنبۀ حیوانیت غلبه میکند و در بعضی از افراد جنبۀ نورانیت و روحانیت غلبه دارد و [اینکه] چطور انسان میتواند آن فصل ممیز خود را به حداقل یا حداکثر برساند، اینها همه مراتب تشکیکی است که ممکن است در آن فصول انواع پیدا بشود، این یک قول است. قولی که درمقابل این هست این است که انسانیت، انسانیت است. بله، حالا انسان از نقطهنظر مراتب تجرد مراتبی طی میکند دلیل نیست که انسانیت در او قوی باشد! برنج، برنج است و این برنج همیشه برنج است حالا چه اینکه نوعش نوع مرغوب باشد یا غیر مرغوب باشد. گندم هم گندم است، این گندم با برنج تفاوت میکند و این یک قول دیگر است.
- . همان، ص 307.
