
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
بررسی نسبت میان ادراکات نفسانی و عالم عقول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز میشود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی میداند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید میشود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی میپردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین میشود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار میگیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز میشود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی میداند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید میشود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی میپردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین میشود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار میگیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
12وَ لَیسَ لِأحدٍ أن یُناظِرَهُم فیه کَیفَ و إذا اعتَبَروا أوضاعَ الکَواکبِ و أعدادَ الأفلاکِ بَناءً عَلى تَرصُّدِ شَخصٍ کَأبرَخَس أو أشخاصٍ کَهو مَعَ غَیرِهِ بِوسیلةِ الحِسِّ المَثارِ لِلغَلطِ و الطُّغیان فَبِأن یُعتَبرَ أقوالُ فُحولِ الفَلسفةِ المُبتَنیةِ عَلى أرصادِهم العَقلیةِ المُتِکرِّرَةِ التی لا یَحتَمِلُ الخَطاء کان أحرىٰ.
کسی نمیتواند با اینها مناظره کند. چگونه است که وقتی که اینها اوضاع کواکب و عدد افلاک را اعتبار میکنند و معتبر میدانند، بنا بر ترصّد شخصی مانند أبْرَخَس یا أبَرْخَس ـ هردو شکل هست ـ که از یونان و اینها گفته است که ما چندتا فلک داریم و آن فلک داخل در آن فلک هست و عدد اینها را گفته است، چطور به او اعتماد کردند؟! أشخاصٍ کَهو مَعَ غَیرِهِ ... یا اشخاصی [مثل او همراه با غیر او] بهوسیلۀ حسی که اینها با آلات و اینها [محاسبه کردند] و احساسی که خب چشم گاهی اوقات اشتباه میکند، به اینکه اعتبار شود اقوال بزرگان از فلسفه که مبتنی بر ارصاد عقلیۀ آنهاست و اینهم متکرر است یعنی این ارصادات عقلیه دائماً تکرار پیدا میکند. نمیگوییم که حالا یک دفعه آش جو خورده است و منبابمثال مشاهداتش اینطوری بوده است و روز دوم آش ماست خورده است و نمیدانم اینطوری بوده است. نه، دائماً [اینطور بوده است]؛ پلو خورده همین را دیده و آبگوشت خورده همین را دیده و روزه گرفته همین را دیده است، اینطوریکه ایشان بیان میکنند معلوم است که یک چیزی هست و این متکرر است.
مبنای مرحوم آخوند نسبت به مکاشفات و مشاهدات
از اینجا معلوم میشود که مبنای مرحوم آخوند نسبت به مکاشفات و مشاهدات چطور است یعنی خلاصه مرحوم آخوند گرچه از نقطهنظر عقلی مرد قویای بوده و از نقطهنظر نفسانی هم دارای مشاهدات و مکاشفات بوده است ولی آنچه که یک مرد عارف و یک مرد جاافتاده باید به آن اعتناء کند، مسئله اینطور نبوده است. خلاصه این از خصوصیات نفسانی مرحوم آخوند است که درقبال کلمات بزرگان جنبۀ تواضع و ادب داشته است و آن خصوصیت تواضع، ایشان را در برابر نقد کلمات بزرگان خاضع میکرده است. خب از این نظر درست است ولی بالأخره همانطوریکه عرض شد پایههای مبانی فلسفی نمیتواند بر مکاشفات قرار بگیرد مگر اینکه هیچ شکی از نقطهنظر وثاقت در آن نباشد وَ أنّا لَنا بِإثباتِهِ.
