اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل نسبت میان ماهیت، تشخص و عالم مثال در ادراک انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات مطرح شده بر آن می‌پردازند. بحث با تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال آغاز شده و به تبیین تفاوت میان مثال متصل و مثال اعظم می‌انجامد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های کلامی در فلسفه، به مسئله تشخص و نحوه ادراک مفاهیم کلی در ذهن می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که چگونه مفاهیم کلی و مجرد در ذهن انسان شکل می‌گیرند، بدون آنکه دچار تناقض میان ابهام و تشخص شوند. در نهایت، با تفکیک میان ماهیت و وجود، روشن می‌شود که آنچه در ذهن حاصل می‌شود، نه خودِ حقیقت خارجی، بلکه مفهومی است که به اعتبار وجود ذهنی، کیفیتی نفسانی یافته و به واسطه تجرید از تشخصات، بر کثیرین قابل انطباق است.

تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

9
  • ما مثال متصل را رد نمی‌کنیم ولی مثال متصل هم فعلٌ و داخلٌ فی المِثالِ الأعظَم. هر شخصی برای خودش نفسی با تخیلاتی دارد لذا کسی که بر خصوصیت و منویات و بر کیفیت‌های دیگر یک شخص اطلاع پیدا می‌کند این بر کیفیت مثال متصل به‌واسطۀ مثال اعظم اطلاع پیدا می‌کند یعنی نمی‌آید داخل برود بلکه به‌واسطۀ اطلاع بر عالم مثال از خصوصیت‌ها و نیّت‌های این شخص که در آن عالم مثال موجود هست اطلاع پیدا می‌کند. پس معلوم است این‌هم در آنجا هست. روی این جهت فرق قائل شدن بین مثال متصل و مثال اعظم و افعال خارج و تخیلات ذهنی از نقطه‌نظر موطن و جا، خلافِ محسوس و مشاهد ما است. این مطلبی بود که مربوط به جلسۀ قبل بود و تتمه‌ای که عرض شد.

  • اشکالات وارد شده بر مسئلۀ وجود ذهنی

  • دو اشکال نسبت به اصل مسئلۀ وجود ذهنی مطرح شد؛ اشکال اول این بود که ذهن آنچه را که ادراک می‌کند عبارت از جواهر و اعراض است و اینکه چگونه جواهر و اعراض انقلاب پیدا می‌کنند یااینکه در تحت مقولۀ کیف که کیف نفسانی باشد درمی‌آیند. این یک اشکال بود و جواب هم داده شد. اشکال دوم اینکه ما این صور عظیمه‌ای را که از جبال شاهقه، دره‌ها، دریاها، سماع، کهکشان و این مسائل می‌بینیم لازمۀ کیفیت انطباق این صور در ذهن، انطباق کبیر بر صغیر است که عقلاً ممتنع است و اگر هم می‌گویید که وجود ندارد که خودتان قائل به وجود ذهنی هستید و این را چطور حل می‌کنید که این اشکال دوم تا اینجا کشیده شد.

  • اشکال سومی که در اینجا شده است بنا بر قاعدۀ اصالت وجود می‌باشد که تشخص هر چیزی به وجود است و ماهیت تا وقتی که وجود خارجی پیدا نکند جنبۀ سِعی دارد. شما ماهیت یک شخصی را درنظر بگیرید، فرض کنید یک انسانی که می‌خواهد از یک پدر و مادر متولد بشود، این انسان قابل است برای اینکه صدها میلیارد اسم داشته باشد و یکی از این صدها میلیارد دربیاید و‌ اصلاً قابل [فرض] نیست. قدش چقدر باشد، وزنش چقدر باشد، شکلش چطور باشد، سفید باشد، سیاه باشد، آبی باشد، بنفش باشد، دماغش آن‌طور باشد، چشمش آن‌طور باشد و دهانش فلان باشد صدها میلیارد شکل تصور بکنید که یکی از اینها بالأخره آن است که تشریف می‌آورد. منتظر هستی ببینی که چه چیزی بیرون می‌آید. البته نه در آن اتاق، آن اتاق که زن‌ها هستند و راه نمی‌دهند! اتاق کنار نشستی و همین‌طوری در حال انتظار هستی تااینکه ببینی بله، کاکل‌زری است ـ کاکل‌زری به دختر می‌گویند یا به پسر می‌گویند؟ به دختر می‌گویند؟ پس به پسر چه می‌گویند؟! به پسر کاکل‌زری می‌گویند! بین امت اختلاف شد!! شاید بین شهرها فرق می‌کند! بله آقا به پسر می‌گویند! آقای ... اینجا خراب کردی‌ها!