اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل نسبت میان ماهیت، تشخص و عالم مثال در ادراک انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات مطرح شده بر آن می‌پردازند. بحث با تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال آغاز شده و به تبیین تفاوت میان مثال متصل و مثال اعظم می‌انجامد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های کلامی در فلسفه، به مسئله تشخص و نحوه ادراک مفاهیم کلی در ذهن می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که چگونه مفاهیم کلی و مجرد در ذهن انسان شکل می‌گیرند، بدون آنکه دچار تناقض میان ابهام و تشخص شوند. در نهایت، با تفکیک میان ماهیت و وجود، روشن می‌شود که آنچه در ذهن حاصل می‌شود، نه خودِ حقیقت خارجی، بلکه مفهومی است که به اعتبار وجود ذهنی، کیفیتی نفسانی یافته و به واسطه تجرید از تشخصات، بر کثیرین قابل انطباق است.

تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

7
  • وجود صور قبیحه و مستحسنه در مثال اعظم

  • و اما راجع به قضیۀ شیخ اشراق همان‌طوری‌‌که جلسۀ قبل عرض کردیم مطلب هم همین‌طور است و من از مقررین و محشین ندیدم راجع به این مسئله کسی تذییلی زده باشد و حاشیه‌ای گفته باشد و آن این است که بین مسئلۀ مثال متصل و مثال اعظم منافاتی نیست! چه منافاتی وجود دارد؟! مگر آنچه که در مثال اعظم وجود دارد، همۀ آنها صور مستحسنه هستند؟! تمام این اعمالی که در عالم خارج انجام می‌گیرد بنا بر خود مبنای مرحوم آخوند صورت حقیقی آنها در مثال اعظم نیست. اصلاً کاری به افکار و تخیلات نداریم بلکه آنچه که در خارج انجام می‌گیرد در مثال اعظم هست یا اصلاً این‌هم نیست؟! همۀ آنچه که در خارج انجام می‌گیرد صور مستحسنه ندارد. همان‌طوری‌که کاشتن یک درخت مستحسنه است کندن یک درخت هم قبیح است. همان‌طوری‌که تولد و توالد مستحسنه است، إماته و قتل هم قبیح است. همان‌طوری‌که انفاق بر فقیر مستحسنه است اخذ مال از فقیر هم قبیح است. همان‌طوری‌که کسب مستحسنه است دزدی قبیح است. همان‌طوری‌که نکاح مستحسنه است زنا هم قبیح است پس اعمال خارجی فقط جنبۀ حسن ندارند تااینکه صورت حقیقی آنها در عالم برزخ باشد. صورت کارهای قبیح خارجی در عالم برزخ هست و دلیلش بر این است که وقتی یک شخصی نسبت به عالم مثال اطلاع پیدا می‌کند هم بر صور مستحسنه و هم بر صور قبیحه اطلاع پیدا می‌کند.

  • پس چطور فاعل حکیم قبل از تحقق این امر در خارج، این صور قبیحه را در عالم مثال به‌وجود آورده است؟! [چون در عالم مثال] هست. مگر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با حضرت فاطمه علیهاالسّلام و امیرالمؤمنین علیه‌السّلام ننشسته بودند که یک‌مرتبه جبرئیل آمد و جریان کربلا را نشان داد و حضرت رفتند و غبار‌آلود و در حالت گریه و امثال‌ذلک برگشتند و تمام جریان کربلا را [دیدند] و یک مقداری را شرح دادند که من رفتم و دیدم که فرزندم حسین در میان افراد است و دارد این کارها را می‌کند؟!1 حالا این صور، صور قبیح است یا صور مستحسن است؟! حالت کشتن امام حسین علیه‌السّلام صور قبیح است یا صور مستحسن است؟! چطور وقتی امام حسین هنوز چهار یا پنج سالش بود، این صورت در کربلا وجود داشت و حضرت رفت و امام حسین 57ساله را [دید]؟ یا نه امام حسین چهار‌ساله را دید که دارند می‌کشند؟! کدام بود؟! امام حسین 57ساله بوده است. آیا امام حسین 57ساله که الآن در کربلا وجود دارد در عالم مثال است یا در عالم خارج است؟! در عالم خارج که چیزی نیست، بیابان است و امام حسین هم چهار سالش است!

    1. الإرشاد، ج 2، ص 130.