اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

تحلیل جایگاه صور خیالی و انعکاسات در عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز می‌شود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم می‌داند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل می‌شوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید می‌کنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن می‌سازند.

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

5
  • دو نحوۀ تحقق اشیاء در نفس

  • بنابراین آنچه را که در نفس تحقق پیدا می‌کند دو قسمت است؛ قسم اول تخیلات و تصورات است که این تخیلات و تصورات ازبین می‌رود و نفس دوباره آنها را بر همان وزانت اول ایجاد می‌کند و اینها را ظهور می‌گویند. دوم این است که آنچه را که در نفس وجود پیدا می‌کند ازبین نمی‌رود و ثابت می‌ماند و نفس دوباره به آنها رجوع می‌کند و آنها را احضار می‌کند نه‌اینکه خلق می‌کند. بنابراین آن مثال اعظم عالمی برای خود است که دارای صور و حقایق عینیۀ متناسب با خود است، ارتباطی با نفس انسان ندارد و این نفس انسان دارای مثال متصل به خودش است و این مثال متصل به خود خلق می‌کند و انعدام پیدا می‌کند، خلق می‌کند و انعدام پیدا می‌کند، خلق می‌کند و انعدام پیدا می‌کند و همین‌طور این خلق و انعدام [ادامه دارد] و شما می‌گویید: الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیکم و رحمة الله یک دور دور افلاک، عالم، آسمان و زمین چرخیدید، قرض‌هایتان را اداء کردید، طلب‌هایتان را از مردم گرفتید، دخترهایتان را شوهر دادید، پسرها را زن دادید و ولیمه دادید! إن‌شاء‌الله خدا قسمت کند که ولیمه دهید و چه‌کار کنید! و وقتی می‌گویید: السلام علیکم و رحمة الله، کجا بودید و کجا رفتید؟! اینها همه تخیلاتی است که این تخیلات به‌واسطۀ اصدار نفس جنبۀ انعدام پیدا می‌کند، می‌آید و می‌رود و دیگر چیزی باقی نمی‌ماند و این مثال اصغر و مثال متصل به نفس می‌شود. این اشکال مرحوم آخوند نسبت به کلام شیخ اشراق بود.

  • ماحصل اشکال این شد که ما قائل به مثال اعظم هستیم و در این مسئله شک نداریم همان‌طور که برهان عقلی این را نسبت به سلسلۀ علل ثابت می‌کند، مسائل شهود حکماء و اهل مکاشفه و عرفا هم این مطلب را ثابت می‌کند و همین‌طور آنچه را که مورد مرآی و مشاهَد مردم است، آن‌هم این مسائل را ثابت می‌کند؛ آن خوابی را که یک شخص در عالم خواب می‌بیند نفسش درست نکرده است بلکه این در عالم خواب رفته و یک مسائل و چیزهایی را دیده است و بعد در خارج تحقق پیدا می‌کند، نه‌اینکه نفس او می‌زاید! او می‌رود و مطالبی را می‌بیند و فلان شخص و فلان قضیه را می‌بیند و بعد می‌بیند در خارج هست درحالی‌که اصلاً نسبت به این قضیه سبقت ذهنی ندارد و نمی‌توانیم بگوییم که این اصدار نفس است. در این مسئله شک نداریم منتها مرحوم شیخ اشراق همه را یک کاسه داخل در تحت مثال اعظم قرار دادند؛ چه اشیائی که قبلاً در عالم مثال اعظم بوده است و چه آنچه را که از نقطه‌نظر صور خارجی آنها را مشاهده می‌کنیم، تمام اینها در مثال اعظم است و چه آنچه را که در مرایا و آینه و اشیاء صیقل به‌عنوان وجود ثانوی و وجود بالعرض تحقق پیدا می‌کند، آن‌هم در عالم مثال است و همین‌طور تمام تخیلات و تصورات ما در مثال اعظم است. پس هیچ چیزی برای نفس باقی نمی‌ماند و دیگر یک کاسه همه داخل در مثال اعظم است. این‌طور نیست! آنچه را که مربوط به مثال اعظم است و در عالم برزخ و مثال است، آن اشیائی خاصّ به خود است که خداوند خلق کرده و از نقطه‌نظر سلسلۀ علیت در این عالم کم‌کم تحقق پیدا خواهد کرد یا بعضی‌ها هم تحقق پیدا نخواهد کرد و آن مربوط به عالم مثال است. این یکی.